از زمین ما به ناخن آب میآمد برون!
وحید حاجسعیدی آفتاب بیامان بر صورت آفتابسوخته مراد میتابد و دستمالی که بر سر بسته، دیگر توان مقابله با گرمای سوزان را ندارد. یوسف حفار اما در چادر دراز کشیده و منتظر است تا متههای بیرحم، بافت سنگی چاه را زخمی کنند. لولههای فولادی نیروی چرخشی را از دکل به مته منتقل کرده و همزمان گل حفاری را به سطح زمین میفرستند. در عمق 290 متری، لجنگیرها آثاری از رطوبت نمایان میسازند. با صدای مراد یوسف از چادر بیرون میآید، گل خیس را مزه میکند و سرش را به نشانه تایید تکان میدهد. هزاران سال قناتها یا کاریزها تامینکننده آب...






