
من پسر تمام مادران زمینم!
امید مافی در این زمستان تبآلود پرگریه من به سکوت مادرانی میروم که جادههای بیآمدن تا چشمهای خیسشان رفته است. من پسر تمام مادران زمینم و چقدر دلم پر از گرفتن است. من برای سکوت تمام مادران که پشت پرچین روسریهای پرگره پیر میشوند دلم پر است. من در این روزهای سوزناک که اشک سرما نیز درآمده است رو به تمام مادران این فلات قامت میبندم، نماز عشق به جای میآورم و قنوت دلدادگی میگیرم. بیایید برای مادران خانه پدری که شبها خواب ماه میبینند و کنار آخرین مکث مهتاب به دنبال گمشده خویش میگردند کمی چشمانتظاری و شکیباییطلب کنیم....






