پشت یک خبر، خبرهای زیادی است…
- شناسه خبر: 64340
- تاریخ و زمان ارسال: 18 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

مرتضی رویتوند
تقریبا همه سختترین شغل جهان را کارکردن در معدن میدانند و در مورد جایگاه دوم، بحث بسیار است؛ شاید مربیگری فوتبال، شاید فضانوردی و شاید هم بیکاری!
اما یکی از گزینههای مهم، پیشه خبرنگاری است. که به نظر برخی شغل سادهای است و به نظر برخی دیگر شغلی پیچیده.
همین شغل سخت و البته پیچیده، تاریخچهای طولانی دارد. از همان دوران غارنشینان، این پیشه وجود داشت. مثلا یک روز «راموندینو» خنجر «میراکو» را بیاجازه برداشت. میراکو هم بر دیوار غاری نوشت: «راموندینو دزد است». این در واقع اولین خبر تاریخ است.
شاید این خبر چندان ارزش خبری نداشت اما در آن زمان خبری درخور توجه بود؛ البته در آنموقع نرمخبر و سختخبر و این قرتیبازیها وجود نداشت و کلا خبر، فقط خبر بود.
حالا را نبینید که روزی صدها رخداد خبری رخ میدهد، در روزگاری اصلاً خبری در کار نبود و قحطالخبر بود و روزنامهها مجبور بودند از خودشان خبر بسازند. مثلا در تاریخ خبرنگاری آمده است روزی در شهری چند روزنامه بهصورت مبسوط نوشتند: «قطار شهری از ریل خارج شده و چند نفری زخمی شدهاند.» چند روزنامه هم حتی به نام مجروحان اشاره کردند اما جالب آن بود که اصلا آن شهر، قطار شهری نداشت.
همینطور گذشت و گذشت تا دیگر کمکم تعداد خبرها افزایش پیدا کرد و خبرنگارهای حرفهای بهوجود آمدند؛ خبرنگارهایی همهفنحریف. یعنی یک خبرنگار، هم خبرنگار اقتصادی بود، هم ورزشی، هم سیاسی.
پیشترها برای خبرنگاری استعداد نیاز بود و یک خودکار و یک کاغذ و در حرفهایترین حالت، دانستن کمی از فنون عکاسی اما حالا به غیر از موارد فوق خبرنگار باید جودو، جوجیتسو، تکواندو و دفاع شخصی هم بلد باشد تا در صورت زد و خورد از جان خودش دفاع کند.
البته در آخرین نسخه آموزشهای خبرنگاری بر آموزش ردشدن از دیوار هم تأکید شده است تا اگر شما را بهعنوان خبرنگار به جلسهای راه ندادند، بتوانید از دیوار عبور کنید.
خبرنگارهای امروزی، جدا از حوزهای که در آن فعالیت میکنند به چند دسته تقسیم میشوند.
خبرنگارهای خبرنگار: این خبرنگارها به مفهوم کلاسیک خبرنگار، خبرنگار هستند. به دل حادثه میزنند و خبرهای واقعی تهیه میکنند. خیلی هم شریف هستند.
خبرنگارهای باکلاس: شیوه و کیفیت خبرهای تهیهشده توسط این گروه اهمیت خاصی ندارد، این نوع خبرنگارها لباسهای خاص خبرنگاری میپوشند، رکوردر در دست دارند، ژست خبرنگاری میگیرند و در سطح شهر تردد میکنند و در واقع خود را همهجا خبرنگارهایی حرفهای معرفی میکنند.
خبرنگارهای اینسمتی: خبرنگارهایی که فقط خبرهای اینسمتیها را پوشش میدهند و به خبرهای آنسمتیها کاری ندارند. (از توضیح بیشتر معذورم)
خبرنگارهای آنسمتی: خبرنگارهایی که فقط خبرهای آنسمتیها را پوشش میدهند و به خبرهای اینسمتیها کاری ندارند. (از توضیح بیشتر معذورم)
خبرنگارهای مخالف: اینها کلا با همه خبرها مخالف هستند و نشستهاند یک گوشه تا خبری منتشر شود و برخلاف آن خبر، خبری بنویسند.
خبرنگارهای خانهنشین: اشتباه نکنید منظور از خانهنشین آن نیست که خبرنگاری دیگر کار نکند. منظور آن است که در خانه بنشیند و براساس خبرهای تلویزیون و کمی تخیل خودش، خبر بنویسد.
خبرنگارهای کارمند: اینها پس از آنکه میبینند در پیشه خبرنگاری آیندهای وجود ندارد، میروند کارمند ادارهای، شرکتی، جایی میشوند.
خبرنگارهای رنگیرنگی: این خبرنگاران هر روز به یک رنگ هستند. رنگشان بسته به منفعتشان تغییر میکند.
شهروند خبرنگار: نگارنده در این باب سخنی ندارد. فقط نگرانم پس فردا شهروند مهندس، شهروند پزشک، شهروند خیاط هم بهوجود بیاید!




