چرا باید از «چه گذشت» به «چرا گذشت» برسیم؟
- شناسه خبر: 76322
- تاریخ و زمان ارسال: 4 بهمن 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
رکسانا رضایی ـ روزنامهنگار و مدرس دانشگاه
امروز در فردای بحرانی ایستادهایم که بارها و بارها زنگ خطر وقوع آن را در رسانه نواخته و نشانی ریشههایش را داده بودیم؛ و اکنون پس از حادثه هر دیدگاه و جریان فکری میکوشد از زاویهای ویژه، آن را نامگذاری کند و تحلیل خود را بر آن تحمیل نماید.
به حتم بررسی ابعاد سختافزاری و نظامی و عملیاتی شب آتش و خون و خاکستری که به وقوع پیوست، بیرون از تخصص این قلم است و از نگاه نگارنده آنچه هسته اصلی ماجرا را تشکیل میدهد، نه خود رخداد به تنهایی، بلکه زمینهها و خلاءهای فرهنگی ـ اجتماعی است که سالها نادیده انگاشته شدند و جامعه را به این نقطه رساندند.
شفاف باید نوشت تقلیل تفسیر ماجرا به دغدغه صرف اقتصادی خطایی محرز است و با آنالیز سن و شخصیت صحنهگردانهای خارجی و داخلی کف خیابان به روشنی میتوان دریافت که ابعاد درونی پنجشنبه شبی که گذشت در عمق، فراتر از آنچه هست که روایت شد.
مبرهن است در سایه رویدادهای اجتماعی، تحلیل صرفا سختافزاری و توصیفی کافی نیست.
آنچه در لحظه اکنون تعیینکننده است، واکاوی ریشههای فرهنگی و شکافهای ارتباطی است که سالها نادیده گرفته شده و امروز جامعه را در آستانه تکرار بحران قرار داده است.
اتفاقات اجتماعی ـ سیاسی به ویژه آنهایی که با بسیج عمومی همراه میشوند، محصول آنی یک یا دو عامل نیستند، بلکه نتیجه انباشت شکافها، نادیده گرفته شدن مطالبات و ناکارآمدی نظام ارتباطی بین حکمرانی و جامعه هستند؛ و اگر رسانههای رسمی نتوانند این شکاف را به درستی شناسایی و پر کنند؛ روایتهای موازی در فضای غیررسمی شکل میگیرند و گاه حتی بر روایت رسمی پیشی میگیرند.
از نگاه علمی، آنچه در لایههای زیرین بسیاری از رویدادهای کنونی دیده میشود، چند شکاف ساختاری است. شکاف نسلی که نسل جوان امروز را با زبان و مطالبات خاص خود رها کرده؛ شکاف اعتمادی که وقتی روایت رسمی، با تجربه زیسته شهروندان فاصله میگیرد شکل میبندد و شکاف گفتوگو که نبود فضای امن برای بیان دیدگاههای مختلف را نشان میدهد.
مطالعات سیاسی و اجتماعی گواه آن هستند که رویدادهای اجتماعی هرگز تصادفی یا کاملا برونزا نیستند. آنها ریشه در بستر فرهنگی و ارتباطی جامعه دارند و تا زمانی که نتوان خلاءهای ارتباطی را برطرف کرد این چرخه معیوب تکرار خواهد شد.
اگر امروز تنها به مدیریت رخداد و کنترل پیامدهای آن بسنده کنیم؛ فردا با اتفاقات مشابه یا گستردهتر روبهرو خواهیم شد. بی شک راه حل پایدار برای گذر از بحران به آرامش، ایجاد نهادهای مطالعاتی ـ گفتوگومحور است که به صورت مستمر تحولات اجتماعی را رصد کنند، شکافها را شناسایی و پیش از تبدیل شدن به بحران، هشدارهای لازم را به نظام تصمیمگیری و رسانهای کشور منتقل کنند.
در این میان، جامعه رسانهای به ویژه رسانه ملی میتواند در نقش یک پل ارتباطی چندطرفه عمل کند و با شنیدن فعال دغدغههای مردم، شفافسازی تصمیمها با زبان ساده، مشارکت دادن نخبگان و شهروندان در ارائه راهحل و آموزش رسانهای برای مواجهه نقادانه با پیامهای داخلی و خارجی ایفای نقش نماید.
امروز فرصت و زمان مماشات و در لفافه سخن گفتن نیست. باید با صدای بلند اعلام کرد جامعه امروز برای گذر از شرایط حاکم نیازمند عزم جدی برای اقدامات موثر فرهنگی و اجتماعی است و در این میان نیاز به حذف و برخورد جدی با ارگانهای موازی فرهنگی که جز اتلاف بودجههای فرهنگی هنر دیگری ندارند؛ ضرورتی انکارناپذیر است.
امروز زمان آن است که به جای تمرکز بر «چه اتفاقی افتاد؟» به این پرسش اساسی پرداخته شود که «چرا این اتفاق افتاد و چگونه میتوان از تکرار آن جلوگیری کرد؟»
این سطور بیش از آنکه گزارشی از یک واقعه باشد، دعوتی است به تامل در باب کارکرد رسانه و نظام ارتباطی در جامعهای پیچیده و چندصدایی و ایجاد عزمی جدی برای رویکردی متهورانه با خروجیهای قابل رصد و موثر در لایههای مختلف اجتماعی.
کلام آخر اینکه؛ توسعه میسر نخواهد شد مگر از گذر فرهنگ، و جامعه امروز تشنه فهم این ضرورت و نگاه متخصص فرهنگی اجتماعی فارغ از کلیشههای خنثی و نمایشی، گذشته است.



