همه ماندنها ارزشمند نیستند
- شناسه خبر: 78579
- تاریخ و زمان ارسال: 9 اسفند 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

الهام علیبخشی
تماسهای تلفنی طولانی یا مراودات بیهدف، این روزها بیشتر از هر زمانی برایم غیر جذاب و فرساینده هستند؛ دلیل اصلیش هم این است که لزومشان را نمیفهمم اینکه دوستی از زندگی خصوصی دوستش خبر داشته باشد، کسی ماجرای خاصی را در فامیل دیگری مثل یک سریال تلویزیونی دنبال کند، تمام حواشی و زوایا را بداند و ساعتها درباره آن با زدن حدس و گمان و قضاوت صحبت کنند؛ اصلا برایم معنایی ندارد.
درست است که صحبت درباره یک موضوع با یک دوست ذهن آدم را نسبت به مساله باز میکند، اما تجربه ثابت کرده چنین گفتوگوهایی آنقدرها هم فایده ندارند و اغلب در همان سطح میمانند. وقت را تلف میکنند و اگر به حادثه و اختلافات و نگرانیها دامن نزند، تا به حال مشکلی را هم حل نکرده است.
از طرف دیگر هر چه این تماسها طولانیتر باشد به جزئیات نامربوط بیشتری هم پرداخته میشود. جزئیاتی که اهمیتی ندارند.
دوستی پیام میدهد و از من اسم تابلوی رنگ روغن روی دیوار خانهام را میپرسد! با تعجب میگویم: چطور؟ بعد معلوم میشود در همین صحبتهای بیهدف با دوست دیگرش صحبت شده از تابلوی دیوار خانه من و از رنگ و لعابش حرف زده و حالا نام نقاشی را میخواهد بداند که در تماس بعدی با جزئیات بیشتری دربارهاش صحبت کند!
از آن بدتر آدمهایی هستند که بیهیچ هدفی، بدون هیچ مناسبتی تماس میگیرند و میخواهند گفتوگو کنند. وقت خودشان و تو را کاملا هدر میدهند؛ به مِن مِن کردن و دنبال موضوع گشتن میگذرد و در نهایت هم از این تماسها اغلب نتیجه خوبی در نمیآید! به غیبت و صحبت درباره ظواهر بیاهمیت زندگی دیگران میگذرد.
یک بار هم خانمی به من گفت که با یکی از دوستانش که ۲۵ سال پیش مهاجرت کرده، مدام در تماس است. اول تعجب کردم که با وجود تغییر شرایط، محیطها و دغدغهها چطور میشود دوستی را نگه داشت؟ کسی که مهاجرت کرده، دغدغه شغل و آینده و تامین زندگی و مدرسه رفتن بچهها و هزار و یک انتخاب دیگر را در کشور جدید دارد که باید برایشان فکر کند، با دیگران که به وضعیت آن کشور اشراف دارند صحبت کند و مشورت بگیرد. باید سعی کند در محیط جدید جا بیفتد. کسی هم که مانده دغدغههایی دارد که احتمالا آن که رفته درک نکند؛ این ارتباط چطور میتواند تنگاتنگ و پویا باقی بماند؟
خیلی زود از توضیحاتشان فهمیدم ارتباط تنگاتنگ هست ولی پویا نیست. تمام مکالماتشان خلاصه شده در ارسال عکسهای میهمانیهایشان برای یکدیگر، مدل لباس و تزئینات و تعداد غذاها و لبخندهای نمایشی.
البته به نظر خودشان چنین نبود. حفظ این ارتباط با همه سختیش برایشان ارزشمند بود و این نظر برای من هم قابل احترام است.
اما به نظرم وقتگیر است، حتی حفظ ارتباط دوستی، با دوستی که در همین شهر هنوز زندگی میکند ولی تفکرات، عادات، رفتارها و محیطی که دوست دارد در آن بیشتر وقت بگذراند با ما متفاوت است، لزوم چندانی ندارد.
شاید باید یاد بگیریم گاهی اجازه دهیم که آدمها از زندگیمان بروند، تا جا برای آمدن آدمهای جدید باز شود. فرصتهای متفاوت، روابط پویاتر، ارتباطات بامعناتر و دوستیهای واقعیتر شکل بگیرد.





