جایگاه آموزش و فرهنگ در اقتصاد
- شناسه خبر: 75918
- تاریخ و زمان ارسال: 29 دی 1404 ساعت 12:41
- بازدید :
وحید حاج سعیدی
در جوامع انسانی نقش، جایگاه و مختصات مردم به عنوان بدنه و رکن اصلی تشکیلدهنده جامعه، بسیار مهم و قابل اعتنا هستند. چرا که اساساً جامعهای که مردم در آن نادیده انگاشته شوند یا نقش کمرنگی برای آنان تعریف شود، جامعهای به دور از استانداردهای اجتماعی است و دیر یا زود با چالشهای گوناگونی دست و پنجه نرم خواهد کرد.
حاکمان جوامع انسانی نیز بدین موضوع آگاه هستند که اگر در تدوین و پایهگذاری اجزای سیستم حکمرانی خویش، مردم و خواستهها و نیازهای اجتماعی، اقتصادی، تفریحی، آموزشی و … آنان را نادیده بگیرند و یا تلاشی در خور شان و منزلت آنها نکنند و در اجرای برنامهها و طرحها مردم را با خود همراه نسازند، سیستم حکمرانی و حاکمیت به درستی عمل نخواهد کرد.
اما همراهی مردم با حکومتها و دولتها چگونه طراحی میشود و سامان مییابد؟ آموزش و فرهنگسازی از مهمترین، کم هزینهترین و سریعترین عوامل هدایت جامعه به سوی آبادانی و صلاح محسوب میشوند.
در جوامع توسعهیافته با جدی گرفتن آموزش و فرهنگسازی در امور کلی و جزیی، هزینههای جاری دولتها به شدت کاهش مییابند و منابع ناشی از آموزشهای اصولی، صرفهجوییها و فرهنگسازیها صرف توسعه و آبادانی کشور میشود.
بدون شک جامعهای که با حداقل زندان و زندانی و زندانبان مواجه است، فراغ بال بیشتری برای ساخت اماکن تفریحی و آموزشی و درمانی دارد.
جامعهای که فرهنگ صحیح مصرف آب را میداند، با چالش کم آبی، آسانتر و سریعتر و کم هزینهتر مقابله میکند.
جامعهای که در آن خود مراقبتی نهادینه شده است، هزینههای درمانی و دارویی به حداقل خود میرسند.
با این حال ذکر این نکته ضروری است که آموزش و فرهنگ زمانی به عنوان دو بال پرواز جامعه به سوی آرمانهای شهری، به حرکت در خواهند آمد که جامعه شاهد تبعیضات و نابرابریهای آنچنانی نباشد.
اینکه جماعتی به سبب دسترسی به منابع مالی از وامهای چند هزار میلیاردی بیبازگشت بهرهمند شوند و بعد به جای باز پس دادن بیتالمال بانک را ورشکسته اعلام و در بانک دیگر ادغام کنیم، با فرهنگ قناعت که تلاش داریم آن را به زور در جامعه نهادینه کنیم، در تعارض قرار میگیرد.
اینکه عدهای هر ماه به دفعات آب استخر ویلای چند هزار میلیاردی خود را تعویض کنند و دیگران را به صرفهجویی در مصرف آب و کاهش دفعات و میزان استحمام دعوت کنیم، یک جای کار میلنگد.
فرهنگسازی در خصوص استفاده از خودروی ناایمن ملی که در تصادفات به چند قطعه نامساوی تقسیم میشود، با افزایش قیمت روزانه، مصرف سوخت بالا، راه انداختن صف و لاتاری و … همخوانی ندارد.
بپذیریم مردم به عنوان بدنه اصلی جامعه، زمانی آموزهها و تعالیم ناشی از آموزش و فرهنگسازی را دربست و بدون انقُلت میپذیرند و بدان جامه عمل میپوشانند که حاکمیت عدهای «تافته جدا بافته» خلق نکند!
عدهای که نیازی به آموزش و فرهنگپذیری ندارند و زندگی بسان سایر افراد جامعه برایشان غیر عادی است و کلماتی چون قناعت، نداری، گرسنگی، شرمساری در برابر فرزندان، تعدیل نیرو، اجاره مسکن، اخراج، بیکاری و … در فرهنگ لغاتشان جایگاهی ندارد. همانها که چپشان چنار پر است که تا سالها هزینه زندگی لاکچری فرزندان، نوادگان، نتیجگان، نبیرگان، اصحاب و احفاد شان به اعلی درجه تامین است.
همان تافته جدا بافتهای که عدهای آنها را 4 درصدی، رانتخوار، ویژهخوار، یقه سفید، آقازاده و … مینامند!
همانهایی که اگر 4 صفر هم از موجودی کارتشان حذف شود، باز هم رقم سرمایه و ثروتشان، با موجودی فعلی کارتهای ما معمولیها، سالهای نوری فاصله دارد!
اثرات مثبت «آموزش» و «فرهنگسازی» را با بر هم زدن قواعد بازی کمرنگ نکنیم!





