از تو به تو باز میگردم ای شهر معطر!
- شناسه خبر: 54209
- تاریخ و زمان ارسال: 7 اسفند 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

امید مافی
اینجا هلال احمر بود. ما بچههای قد و نیم قد زیر بمب و موشک تمرین تئاتر میکردیم و روی سن به اصواتی گنگ و ناهماهنگ گوش میسپردیم. در گوشهای از سالن، پیانوی خسته بینوازندهای بود که نه جیغ میکشید و نه صورت زیبای عشق را نمودار میکرد. ما کودکان گریزپای دهه شصت در پیرامون پیانو گلویمان را گرم نگه میداشتیم تا به وقت اجرا فالش نزنیم.
تابستانهای کودکی ما در شرق دولتخانه صفوی با مارشی خفیف بر انعکاس گرمای مرداد گذشت و از قضا چه خوش گذشت، دنیای بیپیرایه و بیتکلفی که با یوتیوب، اینستاگرام و تلگرام بیگانه بود. دنیایی به زیبایی صدای پیانوی قراضهای که نمیگذاشت تنها بمانیم و دلمان برای کودکیمان تنگ شود.
حالا سالهاست عمارت شرقی دولتخانه صفوی یا همان ساختمان هلال احمر به موزه شهر بدل شده است. موزهای دربرگیرنده ظروف سفالی و برنزی و اشیایی که آدمی را به عصر ماضی پرتاب میکند. به عصر ایلخانان، صفویان، افشاریان، زندیان و قاجاریان که قزوین هیمنهای دوچندان داشت و چنان دلبری کرد که به تختگاه شاه طهماسب صفوی مبدل شد.
ساختمان آنتیک هلال احمر دیروز را از دست ندهید و در روزهای سرد و برفی اسفندماه به تماشای موزهای بروید که آثار هنری دیروزها و پریروزها را در دیدرس قرار داده تا مردمان این دیار و این سرزمین، ساعتی دور از هیاهوی کرکننده شهر، به سفری هزار ساله قدم بگذارند و میراث ملموس و ناملموس تاریخ را به نظاره بنشینند.
از موزه لوور در پاریس تا موزه شهر در قزوین راهی نیست اگر با چشمان نافذ در جایی جهانشمول به دنبال گنجینههایی بگردید که هزار و یک حرف ناگفته و راز مگو در سینههای خویش دارند.
ای شهر سایه و روشن
که در قوس بامدادان
گل سرخ مینوشی
شهر معطر من
از تو به تو باز میگردم
در جستوجوی عطشی که هدیه میدهی





