بازگشت به روستا برای حفظ فرهنگ
- شناسه خبر: 66090
- تاریخ و زمان ارسال: 16 شهریور 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نفیسه کلهر
حمید قاسمی، متولد سال ۱۳۶۵ و تحصیلکرده رشته ریاضی، فیلمسازی را به صورت تجربی آموخته است. او سابقه همکاری با حوزه هنری دارد و این روزها با شبکه استانی برنامهسازی میکند. علاوه بر این، مسئول فرهنگی روستای هیر است و در کنار دهیار، برنامههای فرهنگی این روستا را پیش میبرد؛ از برگزاری جشنواره زغالاخته گرفته تا فعالیتهای هنری و فرهنگی مختلف.
او که سالهای تحصیل را در شهر گذرانده، با اختیار و میل خودش دوباره به روستا برگشته و بزرگترین دغدغهاش، زندگی بومی و روستایی است.
«هویت گمشده» و نقد شهرزدگی
قاسمی اخیرا مستندی بلند با نام «هویت گمشده» ساخته که موضوعش تغییر بافت روستا و نابودی تدریجی خردهفرهنگها و رسوم گذشته مثل بازیهای محلی است. او میگوید: «من به این پدیده میگوییم شهرزدگی. در منطقه الموت این مساله بیشتر دیده میشود؛ نماهای سنتی جای خود را به سنگی و رومی دادهاند، مصالح ساختمانی تغییر کرده و همین باعث شده حس و حال روستا از بین برود.»
به گفته او، ساخت این مستند سه سال طول کشیده و تغییرات طی این مدت بسیار زیاد بوده: «مشکل اصلی، عملکرد بنیاد مسکن و دهیاریهاست که اهمیت ندادند. دیگر دام به معنای گذشته در روستاها نیست، تولیدات داخلی خیلی کم شده. قبلا روستاها مایحتاج شهر را تامین میکردند، اما حالا حتی نیازهای ضروری روستا هم از شهر تهیه میشود. روستاها ماهیت خود را از دست دادهاند و تبدیل به شهرک شدهاند.»
انتقاد از نگاه فانتزی به روستا
قاسمی در ادامه به فضای رسانهای درباره روستا انتقاد دارد: «من نگاه فانتزی بزکشده رسانه به روستا را نمیپسندم. زنی را نشان میدهند که با لباس محلی نان میپزد، اما این فقط چند دقیقه جلوی دوربین است. در حالیکه فرهنگ زندگی روستایی از بین رفته، مثلا مهمترین مساله روستا پشتبامها بود؛ جایی برای برگزاری مراسمها، بازیها و گردهماییها. حالا که پشتبامها تبدیل به شیروانی شدهاند، آئینها کمرنگ شده و هویت و خردهفرهنگها هم از بین رفتهاند.»
او تاکید میکند: «همان لباسهای محلی هم فقط چند دقیقه جلوی دوربین پوشیده میشوند، دیگر کسی از لباسهای محلی استفاده نمیکند. لباس فرهنگ یک منطقه است، اما حالا مطابق مد روز از شهر خریده میشود. جنبه تجاری پیدا کرده و دیگر مختص یک جغرافیا و فرهنگ خاص نیست.»
به باور قاسمی، بازیهای بومی نیز در میان نسل جدید از بین رفته: «در مستندم چند بازی را نشان دادم که حتی نسل جدید روستاییان هم نامشان را هم نشنیده بود. بچههای روستا هم مثل بچههای شهر، مدام سرشان در گوشی است و اگر همینطور ادامه پیدا کند، ما تا یک دهه دیگر روستا نداریم.»
«پیرغلامان» الموت در حال فراموشی
مستند جدید قاسمی به پیرغلامان و مداحان محلی اشاره میکند، او که در روستاهای زیادی از منطقه الموت به جستجوی پیر غلامان پرداخته، توضیح میدهد: «آنها اشعار نوحهها و ریتمها را سینه به سینه آموختهاند. این اشعار غنی و موسیقی اصیلاند و جایی برای ابتذال در آنها نیست. اما با از بین رفتن نسل قبلی، در نسل جدید اشتیاق برای ادامه این مسیر بسیار کم است. پیرغلامی فرهنگی است که از پدر به پسر میرسد، اما نسل جدید تمایلی به سنتها و آواهای مذهبی ندارد. مراسم آئینی عزاداری روستا در حال از بین رفتن هستند و حتی اشعار محتشم هم دیگر خوانده نمیشود.»
قاسمی معتقد است یکی از تفاوتهای اصلی روستا و شهر، همدلی میان همسایهها بود: «الان این همدلی هم کم شده. قبلا در مراسم عروسی همکاریهای زیادی وجود داشت. همه روستا در روز عروسبران به بدرقه عروس میآمدند که نشانه همدلی بود. اما امروز نه لباسی مانده، نه مراسمی، نه آیینی، و نه آن همدلی قدیمی.»
نقد سیاستهای توسعه روستایی
به باور او، مشکل اصلی روستاها بیش از هر چیز، فرهنگی است: «از تابلوی ورودی تا انتهای روستا همه چیز مدرن شده. باید سیاستی اتخاذ شود تا دهیاران به جای سنگفرشهای جدید و سنگهای مالون، به همان مصالح بومی بازگردند. قلوهسنگهای قدیمی بخشی از هویت ما بودند. اما الان تمام دهیاریها از سنگهای غیربومی استفاده میکنند.»
ماندن در روستا، با وجود سختیها
با اینکه خواهر و برادران قاسمی مثل بسیاری دیگر، شهر را برای زندگی انتخاب کردهاند، اما او ترجیح داده در روستا بماند: «تنها چند دوست همفکر دارم که دغدغه مشترک داریم و در روستا زندگی میکنیم، تعدادمان خیلی کم است.»
او در بیان سختیهای زندگی روستایی به نبود امکانات اشاره میکند: «دوری از مرکز، کمبود درمان و بهداشت، و مساله تحصیل فرزندان از مهمترین دلایل مهاجرت روستاییان به شهر است. اما به نظر من بزرگترین تهدید امروز روستاها، از بین رفتن فرهنگهاست. همانطور که عشایر ماهیت خود را از دست دادهاند و امروز فقط ویترینی از آنها باقی مانده، بهزودی شاهد خواهیم بود که روستاها هم فقط در اسم باقی بمانند.»








