آنهایی که به کانون خانواده بازگشتند
- شناسه خبر: 83190
- تاریخ و زمان ارسال: 30 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

در این بخش زندگی چند تن از افراد که به دلایل مختلف پشت میلههای زندان قرار گرفتند و سالها یک زندانی جرایم مالی بودند اما با کمک خیرین و ستاد دیه به آوش خانواده بازگشتند را میخوانید.
شاید روزنهای شود تا خیران باز هم در این مسیر گام بردارند.
معلمی که در تله گرفتار شد
زن جوان چهرهای تکیده داشت و به نظر نمیرسید 39 سال داشته باشد. اما چند سال پیش معلم بود قبل از آنکه در تله یک کلاهبردار گرفتار شود.
قبل از آن با شور شوق در کلاس حاضر میشد و درس زندگی به کودکان این سرزمین آموزش میداد .
حتی فکرش را هم نمیکرد چند سال طعم آزادی را نچشد و بزرگ شدن فرزندش و حتی شاگردانش را نبیند.
او در سال 1402 به زندان افتاد. با 29 شاکی و بدهی 5 میلیارد و 700 میلیون تومانی .
او تنها نقش یک ضامن را داشت برای مشارکت در ساخت و ساز. ضامن مردی که با کمک اعتماد این معلم به خودش توانست تمام پول شرکا را یک جا ببلعد و از کشور متواری شود.
این مادر زمانی که داشت برگههای ضمانت و سفته و … را امضا میکرد حتی فکرش را هم نمیکرد که بعد از مدتی پشت میلههای زندان قرار بگیرد و … .
وقتی این پرونده در اختیار ستاد دیه قرار گرفت با تلاش آنها و همچنین کمک خیرین درهای آزادی یکی پس از دیگری برای این زن باز شد و حال چند قدمی با آزادی فاصله دارد.
پدر برای نجات فرزند در زندان!
او یک پدر است با 3 فرزند. پسر کوچکش وقتی به دنیا آمد در عین حال که شوق و شعفی وصفناپذیر برایش به ارمغان آورد؛ اما یک اختلال ژنتیکی خواب و قرار را از او ربود.
برای نجات فرزندش به تمام ریسمانها چنگ زد اما مدام به در بسته خورد. هزینههای درمان فرزند دلبندش کمرشکن شده بود و پساندازش ته کشیده بود؛ چه میکرد؟
تنها یک راه ماند قرض گرفتن از این و آن …
تمام فکر و ذکرش نجات فرزندش بود و به چیز دیگری فکر نمیکرد .
تا اینکه طلبکاران خواستار پول خود شدند اما او آه در بساط نداشت و در نهایت با شکایت طلبکاران راهی زندان شد.
38 سال داشت که در سال 1401 برای 3 میلیارد بدهی به زندان افتاد. اما ستاد دیه و خیرین کمک کردند و بهار امسال با کمک خیرین و ستاد دیه و گذشت شاکیان به کنار خانوادهاش بازگشت.
مهندس کامپیوتر زندگییش را باخت و نه آزادییش را
لیسانس کامپیوتر داشت؛ شوق و ذوق فراوان برای گرفتن یک مغازهای اجارهای.
کارش تعمیر و خرید و فروش کامپیوتر بود. تلاشش را میکرد تا پیشرفت کند اما تمام به سنگ میخورد. در نهایت با مشکل مالی روبهرو شد. چند ضمانت بانکی و چک 4 میلیارد و 400 میلیون بدهی برایش به همراه داشت. طلبکاران پول خود را میخواستند اما او توان پرداخت نداشت در نهایت با شکایت آنها در سال 1401 به زندان افتاد.
در این میان زندگی متاهلیش هم به بنبست رسید. اما ستاد دیه به کمکش آمد و با همراهی ستاده دیه و خیرین در سال جاری آزاد شد.








