از برنامهها و اپلیکیشنهای معمولی و بهدردنخور تا سوپر اپلیکیشنها!
- شناسه خبر: 81058
- تاریخ و زمان ارسال: 2 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
مرتضی رویتوند
شما یادتان نمیآید اما زمانی یک برنامهای معمولی بود به نام «یاهو مسنجر». همین اولشم بگویم در این نوشته، معمولی یعنی معمولی! یعنی خیلی پیشرفته نیست! یعنی ساده و بلااستفاده!
داشتم میگفتم… آن زمانها یاهو مسنجر برای خودش غولی بود. در واقع او الهه پیامرسانی بود. درست است که خوب بود و کار را راه میانداخت و منجر به کلی قرار عاشقانه میشد اما معمولی بود. معمولیِ معمولی. نامش اپلیکیشن و این لوسبازیها نبود. صرفا یک برنامه بود. یک برنامه معمولی.
تا اینکه سالها گذشت و لشگر تکنولوژی حمله کرد و وارد فضای دیگری شدیم. «وایبر» متولد شد. انگار وایبر تاج سلطنت را از یاهو مسنجر گرفته بود اما وایبر هم نه یک برنامه بلکه یک اپلیکیشن معمولی بود. پیامها ارسال و دریافت میشد اما همچنان وایبر یک اپلیکیشن معمولی بود. پس از آن در یک تحول شگرف، «تلگرام» متولد شد.
تلگرام در واقع فرزند خلف تلگراف بود. تاج پیامرسانی بر سر تلگرام بود. اما تلگرام هم یک اپلیکیشن معمولی بود. اپلیکیشنهای معمولی دیگری هم چون «ایمو» خواستند با تلگرام رقابت کنند؛ اما تلگرام یکهتازی میکرد. «واتساَپ» هم تلاشش را میکرد با وجود معمولیبودن شبیه تلگرام شود اما نمیشد. چون هم معمولی بود و هم یارای رقابت با اپلیکیشن تلگرام را نداشت. واتساَپ تلاش میکرد ویژگیهای تلگرام را حتی شده با تاخیر به خودش اضافه کند اما هیچوقت نتوانست از زیر سایه تلگرام بیرون بیاید.
این طفلی واتساَپ حتی در نامش هم هویت نداشت و برخی آن را واتساپ و برخی واتساَپ صدا میکردند و برخی هم به او «اون اپ معمولی سبزه» میگفتند. باری، دوره، دوره سلطنت تلگرام بود اما تاکید میکنم تلگرام با همه تلاشهایش یک اپلیکیشن معمولی بود. تلگرام معمولی بود و بود تا اینکه شانس از او روی برگرداند و پیامرسانهای ایرانی متولد شدند.
در واقع اپلیکیشنهای معمولی نه! سوپر اپلیکیشنها! با کیفیتی فراتر از تصور! این سوپر اپلیکیشنها جدا از فنآوریهای بسیار پیشرفته، دارای هوش مصنوعی، هوش واقعی، هوش فرا واقع، هوش سورئال و هر نوع هوش دیگری هستند. این سوپر اپلیکیشنها حتی جای شما فکر میکنند. مثلا شما فکر میکنید و پیامی برای یکی میفرستید، این سوپر سوپر اپلیکیشن است که خودش تشخیص میدهد که اولا پیام را بفرستد یا نه و دوما اگر تشخیص داد بفرستد، چه وقتی بفرستد.
در مثالی عینی پیامی برای یکی فرستاده شده که ما فردا به خانه شما میآییم و زمانی (چند ماه بعد) پیام رسیده که صاحبخانه خانه را فروخته. خبر خوب اینکه در نسخههای بعدی قرار است خود سوپر اپلیکیشنها پیام را بر اساس شخصیت و حال و هوای مخاطب ویراستاری کنند. در این سوپر اپلیکیشنها که دیگر به هیچ وجه معمولی نیستند و خیلی مدرن هستند دیگر کسی «آنلاین» نیست که غربزده باشد!
همه «برخط» هستند. این سوپر اپلیکیشنها همواره تلاش میکنند محبت بین آدمها را افزایش دهند، پس در ساعاتی از شبانهروز عمدا کار نمیکنند تا آدمها دلشان برای هم تنگ شود و بیشتر قدر هم را بدانند. این سوپر اپلیکیشنها خیلی فکر ما هستند برای همین فایل را ارسال نمیکنند تا اینترنت ما تمام نشود.خلاصه آنکه با وجود سوپر اپلیکیشنها ما دیگر غمی نداریم!
این روزها همه از سوپر اپلیکیشنها استفاده میکنند شما چطور؟





