اثرات نگارش بر بهبود جان و تن
- شناسه خبر: 67203
- تاریخ و زمان ارسال: 31 شهریور 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
ترجمه: ا. امیردیوانی
همگان آگاهند که ممکن است جسم بر ذهن اثر گذارد. مثلا معلوم شده که امکان دارد تمرینهای ورزشی، تاثیرتی به اندازه داروهای ضدافسردگی جهت مداوای افسردهحالیهای نه زیاد شدید داشته باشند. عکس قضیه این که بررسیهای پزشکی فراوانی انجام پذیرفته است تا موردی را که مردم سالیان سال درست میپنداشتهاند، مستند جلوه دهند بدینگونه که ذهن را یارای آن هست که بر سلامت جسم اثر نهد.
در چند دهه پیش، پژوهشهای بس گسترده و فشردهای بر روی تاثیرات فشار روحی (استرس) به عمل درآمده است. نیک میدانیم که فشارهای روانی حاد و مزمن، قادرند دستگاه دفاعی تن انسان را بر هم زنند. همچنین اطلاع داریم که برای یکپارچگی و انسجام مطلوب اجتماعی و پشتیبانی روانی اجتماعی میسر است بهبود یافتن از بیماری جسمانی را تسریع کند و پیامدهای نامساعد جهت تندرستی را به تعویق افکند یا از رخداد آن پیشگیری کند. احتمال دارد در این زمینه توان فرد در سازگاری با احساساتش نکته بس چشمگیری باشد. بر پایه تحقیقات به اجرا درآمده، توانایی بیان احساسات منفی، بهبودپذیری آدمی را در رویارویی با فشار روحی، افزون میسازد.
تجربههایی که عامل فشار روانیاند
در ماه آوریل 1999، نشریه انجمن پزشکی آمریکا، پیامدپژوهی تحت عنوان: «تاثیرات نگارش راجع به تجربههای تنشزا را بر کاهش نشانهها در بیماران مبتلا به تنگنفسی، آماس مفصل روماتیسمی (آرتریت رماتویید) را انتشار داد. پدیدآورندگان این گزارش تحقیقی را باور بر این است که چهبسا نوشتن درباره تجربههای تنشزا، امکان دارد بر امراضی که توسط نابسامانی در دستگاه ایمنی ایجاد میکردند و به التهاب میانجامند، اثر مثبت داشته باشد.
طی پژوهش یاد شده، مبتلایان به تنگی نفس و التهاب مفاصل به دو دسته بیمار و گواه، بخش شدند و هر گروه میبایست روزانه 20 دقیقه به مدت 3 روز پیاپی، تمرین نگارش میکرد. بیماران را واداشتند تا راجع به تنشزاترین تجربه زندگیشان مطلبی بنویسند. از گروه گواه خواسته شد تا در زمینه موضوعات از حیث احساسی، (مثلا برنامه روزانه خود) به رشته تحریر درآورند.
با گذشت چهار ماه، افراد مورد پژوهش، از نظر پزشکی ارزیابی شدند تا مشخص گردد که آیا در علایم جسمانی و نشانههای مرض، دگرگونی پدید آمده است یا نه. شاید عجیب باشد که گروه بیمار، بهبود عینی و چشمگیری نمایاندند. از سوی دیگر، در گروه گواه، هیچ تغییر مهمی مشاهده نشد. اینگونه پرداختن به امراض آسیبزا به وسیله سایر پژوهندگان هم انجام نیافته است تا از طریق پیامدهای حاصل، کارکرد دستگاه ایمنی را بهبود بخشند.
چونی(کیفیت) ساز و کار (مکانیسم) عمل همچنان ناشناخته مانده، هرچند توضیحات بسیار زیادی در این قلمرو عرضه نشده است.
بررسی یاد شده نخستین تحقیقی است که نشان میدهد نگارش پیرامون تجارب تنشزا، ممکن است برای مبتلایان به بیماریهای ناشی از نابسامانی دستگاه ایمنی، مفید باشد. ولی این پژوهش، بررسی تمام و کمال و بیعیب و ایرادی نیست. امکان دارد بهبود پدید آمده در سوژههای بیمار صرفا به شکل اتفاقی بروز کرده باشد یا به دور از دید پژوهشگران به یاری شیوه ویژهای تحت درمان پزشکان قرار گرفته باشند. پیامدهای این بررسیها و تحقیقها، قبل از پذیرش همگانی، باید توسط پژوهندگان دیگری تکرار گردد.
کاربرد نگارش به منزله عامل یاریگر در درمان پزشکی
احتمال دارد وقت آن نرسیده باشد که پزشکان طبق معمول، نوشتن شرح حال را به عنوان وسیلهای درمانی برای مبتلایان به تنگی نفس و آماس مفصل روماتیسمی تجویز کنند. فقدان بستگی منطقی میان واسطه (نوشتن) و تاثیر(بهبود عینی بیماری)، برای بسیاری از کسانی که نوشتن را شیوهای پزشکی میانگارند، بازدارنده خواهد بود.
بررسیهای فزونتر، مفید بودن این راهکار را نمایان خواهند ساخت. لیکن نکته جالب توجه این است که این واسطه هیچ هزینهای در بر ندارد و فاقد هر نوع عوارض جانبی است و فواید بالقوهاش به یقین بر خطراتش میچربد. این دلایل به خودی خود قادر هستند بهرهجویی از نگارش را در کاستن از فشار روحی و جسمی، به منزله یک مددکار جنبی به مداوای پزشکی قلمداد کنند.



