جستاری دربارهی مدیریت محلات تاریخی شهر قزوین
- شناسه خبر: 88489
- تاریخ و زمان ارسال: 19 مرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

سید مهدی خطیبی
شهر قزوین با شانزده محله(1) در پایان دوران قاجار در حالی وارد قرن جدید میشد که رفتوآمد ماشین به شهر گسترشیافته بود و نیاز به خیابانها و مسیرهای سرراست بیش از هر چیز دیگری احساس میشد. با روی کار آمدن رضاشاه و آغاز اصلاحات گسترده در سازمان کالبدی شهرهای ایران، در قزوین نیز آرامآرام خیابانها یکی پس از دیگری کشیده شدند و ارزشی نو و جایگزین را پدید آوردند. خیابانها موجب شدند تا شالودههای تاریخی ارتباطات ازهمگسسته شود و ساختار محلهای دستخوش تغییرات عمدهای شود. استحالهی ارزشها از محله بهسوی خیابان رفتهرفته آغازشده بود و شهر چهرهی متفاوتی به خود گرفته بود، چهرهای که عمیقترین لایههای زندگی را نیز وادار به تغییر میکرد.
باقدرت گرفتن نهادهای تمدنی و شیوهی آمرانهی پهلوی اول در مدیریت شهری، ساختار و نظام اجتماعی محلات که بهصورت کدخدایی اداره میشد فروریخت و نظم جدیدی در مدیریت شهری برقرار شد، همچنین تصویب قانون بلدیه در سال 1309ه.ش. محملی مناسب برای مداخلات سنگین در بافتهای کهن شهری را فراهم آورد. اگرچه این محمل قانونی با تصویب قانون بلدیه در سال 1286ه.ش. شکلگرفته بود ولی قدرت اجرایی بخشیدن به اقدامات بلدیه از نکاتی است که در سال 1309ه.ش. به آن افزوده میشود (حبیبی، 1375، ص158.)
تا پیش از مدیریت یکپارچهی شهر، در هر یک از محلات شانزدهگانهی شهر، کدخدا(2) مسئول رسیدگی به خواست مردم و سامان بخشیدن به امور روزانهای بود که در محله جریان داشته است. از قرار معلوم در گذشته وجود کدخدا برای هر یک از محلات شهر را نشانهی اعتبار آن محله میدانستهاند و محلاتی که از آن محروم بودند چهبسا از برخی آوردههای حکومتی محروم میماندند (صالحنژاد، 1391، ص144). شیوهی انتخاب و نقش کدخدا در مدیریت محلات شهر قزوین از مسائلی است که چندان به آن پرداخته نشده است، بر اساس سندی که در ادامه به آن اشاره شده است منصب کدخدایی بهصورت موروثی به فرزند کدخدا انتقالیافته است، احتمالاً در اغلب موارد وقتی کدخدای محلهای فوت میکرده است، پسر و یا برادرش جای او را میگرفتهاند و این رسم تا زمانی که مردم از کدخدا رضایت داشتهاند همچنان ادامه داشته است. ابلاغ این حکم از سوی حاکم شهر میتواند بهعنوان تحولی بهسوی تحکیم نظارت حکومت مرکزی بر مدیریت محلات شهری تلقی شود. در متن سند آمده:
«عبده علینقی(3) و اُفوض اَمری الیالله ـ حکم والا شد
آنکه چون مرحمت پناه آقا محمود کدخدای محلهی قملاق داعی حق را لبیک اجابت گفته وجود احدی که بزیور کاردانی و دیانت آراسته و صفات الهی و کدخدایی موصوف و پیراسته و توانا در عهدها سرپرستی رعایا براید و مهام دیوانی به انجام رساند[،] ضرور و بکار [ناخوانا] از ناصیه احوال عالیشان رفعت مکان عزت و سعادت نشان[،] مخلص[و] صداقت آثار آقا فتحعلی ولد مشارالیه ظاهر و هویدا بود لهذا کدخدایی محله مسطور را به مشارالیه عنایت و فروگذار فرمودیم که آرزوی نهایت راستی و درستی به شغل مزبور قیام و اقدام و مهام دیوانی و امور رعیتی را به انجام رسانیده[،] در هرسالی مبلغ هشت تومان نقد و مقدار هشت خروار جنس که اربابی مالیات قزوین برسم مواجب در عمر والد او برقرار بود بازیافت و صرف معاش خود سازد مقررا آنکه قاطبه ریشسفیدان و کافه سکنه محله قملاق حسبالمقرر عالیشان آقا فتحعلی را کدخدای بالاستقلال و الانفراد خود دانند و سخن حسابی او را مناط اعتبار شمارند بدون اطلاع و استصواب اوامری فیصل ندهند عالیشانان رفعتمکانان کتاب و سررشتهداران دفترخانه مبارکه شرح رقم مطاع را در دفاتر ثبت و ضبط نمایند و در عهدها شناسند[.] سوم شهر محرم سنه 1238.»
در سند بالا علاوه بر اشاره به انتقال موروثی مدیریت محلهی قملاق، برخی از وظایف کدخدای محله بهصورت اجمالی بیانشده است. از قرار معلوم یکی از مهمترین وظایف کدخدایان محلات تعیین و گردآوری مالیات بوده است و مقرری آنها از محل همین مالیات پرداخت میشده است.
با شروع دورانی که گاه از آن با عنوان «عصر سپهسالار» یاد میشود تغییرات و دگرگونیهایی زیادی در جامعه رقم خورد و زمینهی توسعهی نهادها و موسسات تمدنی جدید فراهم شد. از آن جمله «مجلس ترتیبات ملکیه» و «مجلس تنظیمات حسنه» بود. صلاحیت مجلس تنظیمات و وظایف آن بسیار گسترده بود و بیشتر به زندگی مردم و مسائل کشور مربوط میشد. از تقسیم میزان مالیات، گمرک، خالصه، سربازگیری و امور عمومی شهر گرفته تا بالاخره سرشماری جمعیت (ورجاوند، 1377، جلد دوم، ص784) چنانکه سرشماری قزوین در سال 99ـ1298ق. از مصادیق آن به شمار میرود. همچنین شاهد مثال تاریخی دیگری بر مدعای انتخاب موروثی کدخدا در محلات شهر قزوین در جریان بررسی سرشماری محلهی آخوند که در ماه صفر سال 1299ق. (آذر و دیماه سال 1260خ.) و در دورهی حکومت شاهزاده عباس میرزا ملک آرا(4) در قزوین انجام شده است به دست آمد. در این سرشماری از آقا میرزا محمدعلی بهعنوان کدخدای محلهی آخوند نامبرده شده است (دبیرسیاقی، 1380، ص11). با جستوجو در منابع، هویت آقا میرزا محمدعلی روشن شد و از سرگذشت و نحوهی انتخاب وی بهعنوان کدخدای محلهی آخوند اطلاعاتی قابل توجهیی به دست آمد؛ سردودمان خاندان آشوری مردی صاحب عنوان به نام حاج اسماعیل بوده است که پنج پسر و دو دختر داشته است. نام پسران او به ترتیب حاج حسینعلی و محبعلی و حاج محمدحسن و ملاعباسعلی و عبدا… بیک بوده و از میان دو دختر یکی حاجیه جهان خانم مادر میرزا حسینخان سپهسالار و دیگری مادر اسدا… بیگ جد دکتر امیراعلم بوده است. اما از میان پسران، حاج محمدحسن کدخدایی محله آخوند را عهدهدار بوده و پس از درگذشتش چون فرزند پسری وی میرزا محمدعلی کوچک بوده است، حاج حسینعلی فرزند بزرگ حاج اسماعیل آشوری کارهای کدخدایی محله را زیر نظر داشته است تا اینکه میرزا محمدعلی به حد رشد رسیده و رسماً کدخدایی محله آخوند را برعهدهگرفته و تا دوران حکومت اول سعدالسلطنه به این سمت مشغول بوده است (گلریز، 1368، ص 372). اعتمادالسلطنه هم به این مطلب اشاره میکند که وقتی کدخدایی فوت میشده پسرش یا برادرش جای او را میگرفته است (اعتمادالسلطنه، روزنامه خاطرات، ص657-656.)
اما از میان کدخدایان محلات شانزدهگانهی قزوین نام برخی دیگر نیز در سرشماری 99ـ1298ق. ذکر شده است: «کربلایی محمدباقر کدخدای محلهی مغلاوک آقا فرجا… کدخدای بازار عباسعلی کدخدای محلهی قملاق اسدا…خان معینالرعایا کدخدای محلهی سوقالاغنام (5) میرزاعیسی کدخدای محلهی پنبه ریسه ـ میرزامحمد کدخدای محلهی دربری ـ میرزا اسماعیل کدخدای محلهی گلبینه ـ میرزاحسین کدخدای محلهی دربکوشک ـ میرزاحسن کدخدای محلهی فشتهول و بلاغی ـ میرزا جواد کدخدای محلهی راهچمان ـ سید اسماعیل کدخدای محلهی سرکوچه ریحان ـ آقا نصرا… کدخدای محلهی خیابان». از قرار معلوم کدخدای هر محله لزوما اهل و ساکن همان محله نبوده است و مسائلی از این دست چندان در انتخاب کدخدا دخیل نبوده است، بهطوریکه از خلال سرشماری محلهی آخوند روشن شد که کربلایی محمدباقر کدخدای محلهی مغلاوک در محلهی آخوند ساکن بوده است. همچنین به احتمال غریب به یقین متر و معیارهای حاکمیتی و مشروعیت سیاسی بیشترین تاثیر را در انتخاب کدخدای هر محله داشته است. همچنین در سرشماری قزوین از بابای برخی محلات نیز نامی به میان آمده است؛ کربلایی عباسقلی بابای محلهی آخوند، کربلایی محمد بابای محلهی دیمج، قربانعلی بابای محلهی گلبینه و علی، بابای محلهی بلاغی و فشتهول که به نظر میرسد نقش حکمیت و ریشسفیدی آنان در اختلافات جزئی پر رنگ بوده است.
اما نظام مدیریت محلات شهر قزوین در دوران قاجار باوجود کدخدا در رأس ساختار مدیریت محله اگرچه در مواردی با نقصان همراه بوده بهطوریکه بهرغم وجود دستورالعمل سرشماری در عصر میرزا حسینخان سپهسالار، متن سرشماریهای انجامیافته در آن دوران از هیچوجه مشترکی برخوردار نیست و در شیوه سرشماری، موارد تحت سرشماری و نحوه نگارش هر یک تابع سلیقه و پسند و برداشت کدخدای محلات تحت سرشماری بودهاند، که بهترین نمونه از این ناهماهنگی در سرشماری شهر قزوین دیده میشود (سعدوندیان، 1379، 161). اگرچه در سرشماری قزوین بخشی از ناهماهنگی در ثبت و ضبط اطلاعات بر عهدهی کدخدایان محلات بوده اما توجه به این نکته ضروری است که احتمالا سرشماری قزوین از جمله رویدادهای شهری بهحساب میآید که روزگار مردمان شهرِ ساکن و خفتهی قزوین را آشفته کرده است، شهری که احتمالا رخداد آنچنان مدون و برنامهریزی شدهای را از سر نگذرانیده بود و تنها اتفاقات آن به مراسم مذهبی و آیینی برمیگشت و عمدتا مختص به مردان بود اینبار با تجربهای متفاوت روبرو بود. از همینرو قابل تصور است که احتمالا چه پچپچها و همهمهای در بین مردم شهر درگرفته بود و به طور قطع به چه مقاومتهایی در برابر این تجربهی جدید انجامیده است. رویدادی که قرار بود تا از طریق پرسش و کندوکاو توسط کدخدای هر محله و ایادیاش از خانهها، اسامی و مشاغل و تعداد مردان و زنان و پسران و دختران و خدمتکاران و ملازمان و مواردی مرتبط به مالکیت و وضعیت سکونت سیاههای تحت عنوان «احصائیه(6)» تنظیم تا به «شورای حکومت(7)» ابلاغ شود؛ پیجویی که قرار بود تا نفوس اندورنی خانهها را شمارش کند و از شخصیترین اطلاعات هر خانوادهای پرده بردارد که باروحیهی توداری و پنهانکاری مردم آن ایام جور درنمیآمد. چنانکه در خلال دستورالعمل احصائیه آمده:«هرکسی در قریهای که ساکن است، اعم از غریبه و بومی، از مرد و زن و صغیر و کبیر، خواه طفل شیرخوار گهواره باشد و یا پیرمرد که صد ساله، خواه غنی باشد و صاحب ملک و زارع و کاسب و خوشنشین و عمله و بیگانه، و صحیح الاعضا و شل و لنگ و یکچشم، زن باشد یا مرد، زن بیشوهر باشد یا اطفال یتیم بیپدرومادر، رعیت قدیم قریه یا جدیدی که از جای دیگر آمده باشد، به هر صنف و صنعت که باشد مشخص نمایند. و تا ممکن است بر وجه تحقیق، واِلّا از روی تخمین سن و سال آن را بنویسید و از این حکم ابدی مستثنی نیست». عبارات اینچنینی نشان میدهد حکومت مرکزی نسبت به شرایط اجتماعی جامعه و مقاومتهایی احتمالی در برابر رویدادهای ناآشنایی مانند سرشماری تا چقدر آگاه بوده است. و همین نمونه برای درک بهتر ناموفق بودن پدیدهیی مانند سرشماری در شهر قزوین کافی است.
اما در عوض سروسامان دادن و حل کردن بسیاری از مسائل سهل و ممتنعِ در خود محله که از تحمیل بار مازاد به حکومت مرکزی میکاسته، و شرایط حکمرانی در شهر را تسهیل میکرده ازجمله وظایف کدخدا بوده است. برای مثال در ماده سیوششم از کتابچهی تنظیمات حسنهی (8) دولت علیه و ممالک محروسهی ایران آمده: «حاکم ولایات مخصوصا باید به کدخدایان کل محلات بسپارند که دیوار عمارت یا دکان و یا کاروانسرا یا دیوار باغی که سمت کوچههاست، خراب شود. تا اذن و دستورالعمل از جانب مهندسین دیوان و معماری که برای این کار تعیین شده است داده نشوند، نسازند. باید دستورالعمل بگیرند و بسازند و کوچهها مستقیم باشد، طاقنما بشود[…]، به همه جا مهندس فرستاده خواهد شد». همچنین دربارهی انتخاب کدخدا در همین کتابچه آمده: «نواب و کدخدایانی را که حاکم معین میکند، دیناری از آنها پیشکش و تعارف نباید بگیرد که بهانه به دست آنها بیفتد و آنها هم از رعیت چیزی نباید دریافت کنند». این عبارت تا حدودی نشان از اهمیت و رسمی بودن جایگاه کدخدا در محلات شهر دارد و تا حدود زیادی با تصویر مرسوم و معنای عرفی آن در تضاد است.
امروز که مجدداً مدیریت محلهای در شهرهای بزرگ در حال پا گرفتن است، ضرورت بازشناختن نقاط مثبت و منفی ساختار و سازمان مدیریت محلات در دورههای گذشته برای ما بیشازپیش ضروری به نظر میرسد.
پینوشت:
1ـ محلات شانزدهگانهی قزوین بر اساس سرشماری سال 99ـ1298ق. عبارتاند از: آخوند (بن درخت) ـ محله دیمج ـ محله قملاق ـ محله سوقالاغنام(قوی¬میدان)- محله پنبه ریسه ـ محله دربری ـ محله مغلاوک ـ محله گلبینه ـ محله دربکوشک ـ محله فشتهول و بلاغی ـ محله راهچمان ـ محله تنورسازان ـ محله دباغان ـ محله سکهشریحان (سرکوچه ریحان) ـ محله خیابان و محله خندقبار. برای مطالعه بیشتر بنگرید به: کتابچهی سرشماری شهر قزوین (1299ـ1298 هجری قمری.)
2ـ به لحاظ طبقهبندی مدیریتی در شهر، کدخدا، صاحبمقامی پایینتر از کلانتر بوده و امور انتظامی و صنفی هر یک از محلات شهر بر عهده یک کدخدا بوده است.
3ـ علینقی میرزا رکنالدوله متولد 1207ه.ق هشتمین پسر فتحعلی شاه قاجار بوده است. مادرش بیگم جان خانم اهل قزوین بوده و از زنان موردتوجه فتحعلی شاه به شمار میرفته است. علینقی میرزا از سال 1222ه.ق و از سن شانزدهسالگی تا زمان مرگ پدرش در 1250ه.ق بهجز یکی دو سال، بقیهی مدت حاکم قزوین بوده است. او در سال 1238ه.ق بهجای حسنعلی میرزا شجاعالسلطنه به حکومت خراسان تعیین میگردد و لقب حجهالسلطان میگیرد و برادرش امام ویردی میرزا سرکشیکچیباشی و ایلخانی ایل قاجار بهجای او به حکومت قزوین منصوب میشود. یک سال بعد علینقی میرزا که خود را قادر به ادارهی امور خراسان نمیبیند به تهران بازمیگردد و از ایالت خراسان استعفا میکند و دوباره به حکومت قزوین منصوب میشود (ورجاوند، 1377، جلد اول، ص 249). علینقی میرزا در سال 1239ه.ق. پس از انتخاب مجدد به حکومت قزوین ملقب به رکنالدوله شد (بامداد، 1357، جلد اول، ص 373.)
4ـ شاهزاده عباس میرزا ملک آرا که حدود 4 سال سمت حکمرانی قزوین را داشت، از شاهزادگان معروف قاجار به شمار میرود. از جمله کارهای قابل توجهی که در زمان حکمرانی شاهزاده ملک آرا در قزوین انجام گرفته است، سرشماری این شهر است. با دستور حکومت این سرشماری در سال 1298 و 1299ه.ق. با نظارت کدخدایان محلات شهر قزوین انجام شده است.
5ـ مرحوم اسدا…خان معینالرعایا فرزند مرحوم نصرا…خان معینالرعایا یکی از نوادههای مولاوردیخان که هم متولی و هم کدخدای محلهی گوسفندمیدان [سوق الاغنام] بود (گلریز، 1368، ص 618.)
6ـ قانون تنظیمات حسنه و احصاء نفوس از افکار مترقی میرزا حسنخان است. این قانون در چهلوهفت ماده پرداخته شد. آنچه از سرشماریهای مجلس تنظیمات باقیمانده، در مجموعهی ناصری و سایر مجموعههای اسناد خطی در کتابخانههای ایران موجود است. از جملهی آن سرشماریها میتوان به سرشماری محلات قزوین و سرشماری شهر مشهد اشاره کرد.
7ـ شورای حکومت در 1288ق. در برخی ولایات برپا شد و علما و اعیان و اشراف و اهل دفتر محل در آن شرکت داشتند. ایجاد شورای حکومت از اولین کارهای زمان صدارت میرزا حسینخان به شمار میرود (سعدوندیان، 1379، ص102.)
8ـ کتابچهی تنظیمات حسنه که برآمده از قانون تنظیمات حسنه و احصاء نفوس بود، چنین آغاز میشود: «چون منظور نظر اقدس همایون شاهنشاهی[…] نشر معدلت و انصاف و آسودگی نوکر و رعیت و آبادی ولایت و مملکت است[…] لهذا قواعد مندرجه در این کتابچه وضع و به «تنظیمات حسنه» مسمی شد.[…] این تنظیمات حسنه در ولایات مفصله ساری و جاری گردد: تهران، قزوین، سمنان و دامغان و […]». برای مطالعه بیشتر بنگرید به: کتابچهی تنظیمات حسنهی دولت علیه ایران و ممالک محروسه آن، چاپ سنگی: تهران.
منابع:
اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان (1377)، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه (سالهای 1313-1292ق.)، تصحیح ایرج افشار، امیرکبیر: تهران.
بامداد، مهدی (1357)، شرح رجال ایران در قرن 12و13و14 هجری، تهران: انتشارات زوار.
حبیبی، سید محسن (1375)، از شار تا شهر: تحلیلی تاریخی از مفهوم شهر و سیمای کالبدی آن تفکر و تأثر، تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
دبیرسیاقی، سید محمد (1380)، کتابچهی سرشماری شهر قزوین (1299ـ 1298 هجری قمری)، قزوین: حدیث امروز.
سعدوندیان، سیروس (1379)، درآمدی بر جمعیتشناسی تاریخی ایران در عصر قاجار، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
صالح نژاد، نرگس (1391)، کدخدا در دوره قاجاریه، مطالعات اسلامی: تاریخ و فرهنگ، سال چهل و چهارم، شمارهی پاپی 88، بهار و تابستان 1391.
گلریز، سید محمدعلی (1368)، مینودر یا بابالجنه قزوین جلد اول تاریخ و جغرافیای تاریخی قزوین، قزوین: انتشارات طه.
ورجاوند، پرویز (1377)، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، تهران: نشر نی.









