وقتی خبرنگار، قهرمان قصههای پردرد است
- شناسه خبر: 88299
- تاریخ و زمان ارسال: 17 مرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
مربم بهبهانیفر
رسانه کالبد اصلی شفافیت در هر جامعه و خبرنگار، ستون فقرات این کالبد است. اما امروز، در استان قزوین وقتی به وضعیت روزمره خبرنگاران و ساختار رسانهای مینگریم، با شکافی عمیق میان «ادعای حمایت» و «واقعیت موجود» مواجه هستیم. آنچه امروز بر جریان خبری میگذرد، نه صرفا یک چالش شغلی، بلکه یک بحران ساختاری است که از بیمهری آغاز شده و به فرسایش جایگاه رسانه رسیده است.
وقتی اتاقهای فکر بسته میمانند
یکی از بنیادیترین حقوق هر خبرنگار، حضور در جریان تصمیمگیریها، شرکت در جلسات برنامهریزی و حضور در «اتاقهای فکر» است. خبرنگار نباید تنها «اجراکننده» دستورات باشد، بلکه باید «شریک» در تحلیلها باشد. برگزاری جلسات مهم و استراتژیک بدون دعوت از خبرنگاران، نه تنها حق اولیه آنها را نادیده میگیرد، بلکه موجب میشود خروجیهای رسانهای از واقعیت میدانی فاصله گرفته و به تصمیمات پشت درهای بسته تبدیل شوند.
آشفتگی در ساختار؛ بازاریابها در لباس خبرنگار!
یکی از آسیبهای جدی که جایگاه رسانه را در استان قزوین متزلزل کرده، ورود بیرویه بازاریابها به جایگاه خبرنگاران است. وقتی مرز میان «اطلاعرسانی» و «تبلیغات» از بین میرود، اعتبار رسانه قربانی تجارت میشود. در کنار این موضوع، صدور مجوزهای متعدد و بیضابطه برای رسانههای جدید و سرپرستیها بدون نظارت کافی بر محتوای رسانههای مجازی، موجب شده است تا آشفتگی در فضای خبری ایجاد شود. این عدم نظارت، نه تنها کیفیت اطلاعرسانی را پایین آورده، بلکه به اعتبار رسانههای اصیل آسیب جدی وارد کرده است
پارادوکس «برنامهریزی برای مراسم» جشن با چهرههایی که حضور ندارند
بسیار کنایهآمیز است که سالهاست شاهد هستیم؛ عدهای حجم عظیمی از وقت و انرژی خود را صرف «برنامهریزی و هماهنگی» برای برگزاری برنامههای روز خبرنگار میکنند درحالی که نهایت همان برنامههای تکراری و جلساتی است که با حضور چهرههای حاکمیتی برگزار میشود و تنها به جنبههای نمایشی میپردازند؛ همان چهرههایی که در طول ۳۶۵ روز سال، نه در میدان خبر با خبرنگار همکاری میکنند و نه در چالشهای حرفهای او حضور دارند. این نیز در حالی است که ریشههای مشکلات خبرنگار در این جلسات حل نمیشود.
در نهایت، نباید از مهمترین و دردناکترین بخش ماجرا یعنی اقتصاد خبرنگار نیز گذشت؛ هرچند از خبرنگار انتظار میرود با دقت و ریزبینی، حقایق را بازتاب دهد، ولی واقعیت این است که بسیاری از خبرنگاران با دستمزدی اندک و حقالتحریرهایی که هزینهی اولیه فعالیت را هم پوشش نمیدهد، دست و پنجه نرم میکنند. خبرنگاری که از حقوق اولیه اشتغال محروم است و با دغدغهی تأمین معاش روزمره روبهرو است چگونه میتواند با تمام توان در مسیر حقیقت گام بردارد؟
سخن پایانی
حمایت از خبرنگار، با برگزاری مراسم پرزرق و برق و دعوت از چهرههای رسمی نیست، بلکه با بازگرداندن اعتبار به جایگاه حرفهای او، تضمین امنیت شغلی، نظارت بر کیفیت رسانهها و مشارکت دادن او در لایههای تصمیمگیری است. اگر نخواهیم ساختار حرفهای رسانه را ترمیم کنیم، تنها مراسمی خواهد بود با حضور افرادی که اصلاً در آن جایگاهی ندارند.


