بلاتکلیفی مدیریتی در ورزش قزوین تا کی؟!
- شناسه خبر: 75644
- تاریخ و زمان ارسال: 22 دی 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
صادق افشار
مدیریت ورزش قزوین ماههاست با سرپرستی اداره میشود و این موضوع یک نوع بلاتکلیفی و بینظمی در ورزش به وجود آورده است .
در ساختار اداری کشور، «سرپرستی» یک وضعیت موقت و استثنایی است، نه یک راهحل دائمی برای فرار از انتصاب قانونی مدیران. قانون به صراحت تاکید دارد که اداره یک دستگاه دولتی یا یک حوزه با سرپرست، تنها برای یک دوره سه ماهه و حداکثر با یک بار تمدید مجاز است؛ یعنی شش ماه، نه یک روز بیشتر. با این حال، آنچه در اداره کل ورزش و جوانان استان جریان دارد، فاصلهای معنادار با قانون دارد؛ فاصلهای که نه تنها توجیه نشده، بلکه پاسخی هم درباره آن به افکار عمومی داده نشده است.
ندا پاکدامن مرداد ماه سال جاری با حکم وزیر ورزش، به عنوان سرپرست اداره کل ورزش و جوانان استان منصوب شد. انتصابی که طبق قانون، باید حداکثر تا 3 ماه تعیین تکلیف میشد؛ یا با انتصاب رسمی، یا با پایان ماموریت سرپرستی.
اما اکنون با گذشت بیش از 5 ماه از آن تاریخ، پاکدامن همچنان با عنوان «سرپرست» ورزش استان را اداره میکند؛ بدون حکم قطعی، بدون شفافسازی و بدون پاسخ روشن به این پرسش بدیهی که چرا قانون نادیده گرفته شده است؟
این وضعیت، تنها یک تخلف اداری ساده نیست؛ بلکه مصداق روشن بیتوجهی به قانون و تضعیف اصل ثبات مدیریتی در یکی از حساسترین حوزههای اجرایی استان است. آیا اداره چنین بخشی با وضعیت بلاتکلیف، به زیان عملکرد مجموعه تمام نمیشود؟
ابهامها به اینجا ختم نمیشود. اداره کل ورزش و جوانان قزوین از مرداد ماه سال جاری تاکنون بدون مقام رسمی اداره میشود؛ حوزهای که مستقیما با هیئتهای ورزشی، ورزشکاران، تیمها و مطالبات اجتماعی در ارتباط است.
نبود مدیرکل رسمی ورزش در استانی مانند قزوین که با چالشهای زیرساختی، کمبود اعتبارات و مطالبات گسترده جامعه ورزش مواجه است، یک خلأ جدی مدیریتی محسوب میشود. این پرسش جدی مطرح است که چگونه یک اداره کل میتواند ماهها بدون متولی مشخص در حوزه ورزش فعالیت کند و هیچ نهادی نسبت به این خلأ واکنش نشان ندهد؟
وضعیت ورزش قهرمانی در قزوین امروز در نقطهای ایستاده که دیگر نمیتوان آن را با تعارف، آمارسازی یا وعدههای تکراری پنهان کرد. جایگاه قهرمانی استان ضعیف، شکننده و عقبمانده از ظرفیتهای انسانی و استعدادهای بومی است؛ استانی که همواره معدن ورزشکاران مستعد بوده، حالا در جدول افتخارات ملی سهمی حداقلی و نگرانکننده دارد.
یکی از نشانههای آشکار این افول، بلاتکلیفی طولانی مدت در ساختار مدیریتی ورزش استان است. ماههاست صندلی مدیر کل ورزش استان که مهمترین بخش برای برنامهریزی، هدایت و حمایت از ورزشکاران نخبه ــ عملا بدون متولی رها شده است. حوزهای که باید موتور محرک مدالآوری باشد، حالا در سکوت مدیریتی و خلأ تصمیمگیری دست و پا میزند.
نبود متولی قانونی ورزش فقط یک «جای خالی اداری» نیست؛ این خلأ مستقیما به کاهش اردوها، ضعف حمایت از هیئتها، بیبرنامگی در اعزامها و دلسردی ورزشکاران منجر شده است. وقتی متولی مشخصی برای پیگیری امور قهرمانان وجود ندارد، نتیجه طبیعی آن افت عملکرد، مهاجرت استعدادها و حذف تدریجی ورزش قزوین از چرخه رقابتهای جدی کشور است.
سوال جدی اینجاست: چگونه میتوان از توسعه ورزش قهرمانی سخن گفت، وقتی مهمترین بخش آن ماههاست بدون مسئول رها شده؟ چه کسی پاسخگوی این عقبماندگی و خسارتهای انباشته به ورزشکاران و هیئتهاست؟ ورزش قهرمانی با شعار و جلسههای تشریفاتی زنده نمیماند؛ مدیریت فعال با تجربه کافی و دارای سوابق مدیریتی، تصمیم به موقع و حمایت عملی میخواهد.
چرا قانون محدودکننده مدت سرپرستی در ورزش و جوانان قزوین اجرا نشده است؟ چه نهادی باید بر حسن اجرای این قانون نظارت میکرده و چرا سکوت کرده است؟ آیا تمدیدهای غیررسمی و بیضابطه سرپرستی، رویهای پذیرفته شده در این اداره کل است؟ نبود مدیر کل ورزش چه تأثیری بر تصمیمگیریها، حمایت از هیئتها و برنامهریزی ورزشی استان گذاشته است؟ و مهمتر از همه؛ آیا این بیثباتی مدیریتی، حق جامعه ورزش قزوین است؟



