هنرمندی که دایره واژگان خاص خودش را همیشه داشته است
- شناسه خبر: 71832
- تاریخ و زمان ارسال: 28 آبان 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

عظیم کوچاری
غلامحسین لطفی متولد بیستم آبان 1328 است، دانستن اینکه او دارای مدرک کارشناسی ارشد بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۱ و دکترای افتخاری تئاتر را دارد برایمان ارزشمند است، اینکه علاوه بر بازیگری به نویسندگی و کارگردانی هم پرداخته است را بارها شنیده، خوانده و گفتهایم، اینکه بازیگریاش با فیلم «صبح خاکستر» به کارگردانی تقی مختار در سال ۱۳۵۶ بوده است و کارگردانیاش با فیلم زیبای «سرخپوستها» اتفاق افتاده قابل ستایش است. اینکه کارگردان یکی از بهترین و تاثیرگذارترین سریالهای بعد از انقلاب «آئینه» است برایمان ارزشمند است، اینکه در سریال بیمانند «دلیران تنگستان» نقشآفرینی کرده است حالمان را در هر بار دیدن آن خوب میکند… اما آنچه برایمان بیشتر باعث فخر و مباهات شده است در این نکته خلاصه میشود که او متولد قزوین است.
او در حیطه کار خود بسیار در ایفای نقشهای جدی مهارت داشته اما بیشتر برای بازیهای کمدیاش شناخته شده است. از جملهی این بازیها میتوان سریال «خانه بهدوش» و فیلم «جیببرها به بهشت نمیروند» را نام برد. غلامحسین لطفی در سال 1394 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان درجه یک هنری (معادل دکترا) دریافت کرد. با این همه توانمندی و تلاش در عرصههای مختلف هنری فاصله گرفتنش در عرصههای مختلف هنری به هر دلیل فردی یا جبری، هم سخت و هم غیرقابل جبران است.
کسانی که او را از نزدیک میشناسند، با او حشر و نشر مداوم دارند و یا همچون بسیاری که شناختشان از او بر اساس شنیدهها و دیدن آثارش میباشند، میدانند که غلامحسین لطفی هنرمندی است که دایره واژگان خاص خودش را همیشه داشته است.
غلامحسین لطفی به خاطر گزینش واژهها و همآهنگ گفتارش، کلامی خاص دارد تا آنجا که میان سخنرانی و گفتار روزانهاش تفاوتی محسوسی نمیشود. شیوایی و صمیمیت را در زبان به آسانی کنار هم مینشاند؛ حاصل شناخت و علاقه عمیقش به زبان فارسی و ادبیات نمایشی است.
گر چه در این نوشته کوتاه که مجال بازشناسی ابعاد دانش و نگاه به مقوله هنروری او بویژه آثار تولید شده و بازیگری در نقشهای گاها کلیدی و تاثیرگذار در مدیوم سینما نیست؛ اما توجه به هویت و قائل نماندن به ساختارهای محدودکننده امکانی است برای بازاندیشی هنرمندی صاحب سبک که این سالها آزرده از مناسبات مافیایی سینما و تلویزیون چند سالی است دیگر در کنج عزلتش و روزگار میگذراند.
تردیدی نیست که پیشداوریهای فرهنگی و اجتماعی همواره سببساز بازنماییهای کلیشهای از بزرگان عرصه تولید هنر هم نویسندگی و هم تولید فیلم و سریال بوده است. بر این اساس در تحلیل کلیشههای رایج که گاه و بیگاه به نمونههای مشابه آن برخورد کردهایم در پیشینه کاری غلامحسین لطفی او را شخصیتی فعال، آفریننده و عملگرا بیشتر دیدهایم تا منفعل و وابسته و نظارهگر. از اینرو بر هم زدن این قاعده از سوی کسی که با نگاهی دگرگون به انگارههای بازاندیشانه در آثار خود پرداخته است نتایج جالب توجهی به بار آورده است.
طی نیم قرن زندگی هنرمندانه او رد پای محکم ادبیات در آثار او به چشم میخورد. او آگاهانه از تن دادن به کلیشهها سر باز زده و جسورانه دغدغههای حاصل از نگاه و زیست دگرگونه خود را تلاش داشته تا به تصویر درآورد.
اگرچه شاید این تلاش به دلایلی که ما از صنعت سینمایی که کمیت برایش همیشه مهمتر از کیفیت بوده است نتیجه مطلوبی بر جای نگذاشته باشد.
هنرمندانی چون غلامحسین لطفی چه در سینما با نقش کوتاه در دلیران تنگستان و چه در تلویزیون با ساخت سریال به یاد ماندنی آئینه به بازاندیشی ذهن هنرمندانهاش توجه نشان داده و درد جامعه امروزه را گاهبه صورت عینی و گاه به شکل نمادین تصویر کرده است. شاید بدون اغراق میتوان گفت که او توانسته است امکانات زبانیِ ملموستری را در شکلگیری ذهن و دریافت خود از واقعیتهای اجتماع به دست مخاطب برساند.
با بازبینی زندگی هنرمندانه غلامحسین لطفی میتوان او را یکی از یگانه هنرمندانی به شمار آورد که احساس نقشهای هنریاش در بستر اندیشهای بیمانند بسط یافته است. تجربه های او در تکنیکها و شیوههای مختلف بیانی، از او یک مکانیسین هنری ساخته است. او در استانی به نام قزوین متولد شده، با فرهنگ غنی شرق رشد کرده و مضامین اندیشه شرقی را در آثارش بسط داده است. او را میتوان یکی از شرقیترین و دوستداشتنیترین هنرمندان ایرانی دانست.
به قول دوستی که نامش با هنر قزوین پیوند خورده است هنر و شخصیت غلامحسین لطفی وصلهای ناجور در جامعههای اخته شده است.
غلامحسین لطفی هنرمندی است که از افراطیگری فرم و ساختارگرایی هنری دهههای چهل و اوایل پنجاه و همچنین از سیاست زدگی و پرداختن مستقیم به مضامین روز در سالهای اول انقلاب عبور کرده و به هنری ماندگارتر اندیشیده است. او دیگر چه در امر کارگردانی و چه در عرصه بازیگری کارهایش از تأویل و تفسیر شدن به صورت منفرد سر باز میزنند و زیبایی بیواسطهای دارند. نوگرایی نه فقط صفتی برخاسته از زمانه ظهور نسل او در هنر ایران بلکه ویژگی تمام سالهای کار این هنرمند همواره جستجوگر است. تماشای آثار غلامحسین لطفی در کنار حظ بردن از ساختاری درخشان و فرمهای ناب و تازه، جهانبینیِ به روزشدهاش را نمایان کرده و یادآور میشود که فهم ما از فضای زیستن و ارتباط با آن به شکلی که هم حظ دیدن و هم لذت خوب فهمیدن را مدام به ما انتقال میدهد بیانتهاست.
لطفی تلاش هنری اش برای ما مغتنم است او در طی سالیان متمادی تلاش داشته تا نشان دهد چونان شعر که با زندگی ایرانیجماعت عجین بوده است، صراحت و شاعرانگی سرراست او لذت تصویری ناب، زیبا و پر از مفاهیم خوب بودن را به هنر ایران وارد کرده است.
پرداختن به آثار هنری غلامحسین لطفی طی قریب به نیم قرن که در طی مسیر کاری خود تجربه های گوناگونی را از سر گذرانده است، واکاوی تاریخ هنر امروز است که همواره تلاشی بوده برای فهم جهان بصری او. باید پذیرفت که تنوع ساختار آثارغلامحسن لطفی اعم از بازیگری، کارگردانی و نویسندگی، بیانگر روحیهای جستجوگر و حقیقتخواه و حقیقتجو است. حقیقی ناب که در بسیاری از تجربیات الگویی بدیع را هدیه داده است. عاشقان عرصه هنر سینما، تئاتر و تلویزیون معمولا دستاوردهای او را تحسین کردهاند و بر خلاقیت او در کاربست تنوع مواد و ایجاد کیفیتهای بیانی موثر صحه گذاشتهاند.
شناخت هر چه بیشتر غلامحسین لطفی مدام به ما تذکر میدهد که او تیزبین، نکته سنج و هنرمندی غریزی است. اما بهتر است به این ویژگیهای بیبدیل توانایی ویژه و درخشاناش در دنیای معجزهگر سینما، تئاتر و تلویزیون را هم اضافه کنید و بعد ببینید چهها که در حضورش میتوان فرا گرفت که هر لحظهاش غنیمت است. به راستی میتوان او را شاعر یافت، شاعری از جنس تصاویر که یکسره با دوربین سرودهاند. اگر او را فقط یکبار دیده باشیدش، مفهوم آرامش از حضورش بر وجودتان مینشیند و تا ابد با شماست.
حضورش در این پنج و اندی دهه در صحنه هنر ایران برای بهتر دیدن و بهتر شدن راههایی را گشود و مرزهای کهنه را در درک و تولید هنر به کرانههای تازه گسترش داده است.
تصاویری که با همه خلاقیتش همانند آینه تمامقدی در مقابل ما قرار داده است نمایشگر همان دورانیاست که او در آن زیسته، یا دوست داشتیم ما هم موازی او در آن زیست میکردیم.







