بهاریهای از احمدرضا احمدی
(ویژهنامه نوروز 1404) مادرم در جهان ما نبود!
- شناسه خبر: 55386
- تاریخ و زمان ارسال: 28 اسفند 1403 ساعت 07:30
- بازدید :
خرمن، خرمن گل نه اما یاد دارم شاخههای گل نرگس خریدیم، لباسهای نو خریدیم، کفشها سیاه بود و نو بود آینه بر سفره بود و شمعهای افروخته ـ خیره به ساعت دیواری در آن غروب، سال تحویل شد؛ اما ما در بیمارستان بودیم. مادرم از خانه از همهی سفرهی هفتسین گلهای نرگس را به بیمارستان برد. راه بیمارستان تا خانه بسیار دور بود مادرم در جهان ما نبود ما بیدار، مادرم خوابِ خواب و چهره از روز و شب رها بود و رسته بود در روزهای دیگر که چشم گشود گفته بود: پس سفری دراز بود. اما ما میدانستیم مادرم فقط چند ساعت در اغما بود. در آن بهار از پنجرهی اتاق مادرم، کودکان را در خیابان دیدم که با کفشهای نو به دنبال ماه فروردین با سبد میدوند. پنجره را بستم. مادرم من را صدا کرده بود.







