مردمی که قدرشناسند را قدر بدانید
- شناسه خبر: 82978
- تاریخ و زمان ارسال: 28 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
مرضیه قنبری
هفته گذشته همزمان با سالروز تشکیل بسیج سازندگی و به منظور افتتاح طرح آبرسانی، گروهی از خبرنگاران با هماهنگی روابط عمومی سپاه و بسیج سازندگی استان، راهی روستای زویار شدند.
روستایی که در شمال غربی شهر قزوین و در فاصله پنج کیلومتری جاده قزوین ـ رشت قرار دارد.
روستایی با مردم خونگرم و با صفا و البته قدرشناس… .
پس از طی مسیر به محل افتتاح پروژه رسیدیم؛ قبل از حضور ما، عده زیادی از اهالی این روستای باصفا در محل بهرهبرداری طرح، جمع شده بودند.
زنان، مردان و کودکانی که طی این سالها، بیآبی به دغدغه بزرگی برایشان تبدیل شده بود ولی حالا با افتتاح طرح آبرسانی به روستایشان میتوانند از نعمت آب شرب پایدار برخوردار شوند.
در میانه این جمعیتی از اهالی که گردآمده بودند؛ قدرشناسی مردم بابت اجرای طرح آبرسانی به روستایشان جلوهگری میکرد. پیرزنی که برای استقبال از مسئولان اسپند دود میکرد، پسرکی که ظرفی از شکلات پر کرده بود و برای تقدیر آن را به مسئولان حاضر در مراسم تعارف میکرد و یا زنانی که در گوشه و کنار این جمع، در مواجه با مسئولان و حتی خبرنگاران، با تقدیر و تشکر؛ قدرشناسی خود را نشان میدادند.
با افتتاح این طرح، لبخندی توام با قدردانی در چهرههای اهالی این روستا به وضوح دیده میشد.
روستایی که بنا به گفته یکی از اهالی، ساکنان آن در طول ۲۴ ساعت؛ دو ساعت از آب برخوردار بودند.
مردم ما قدرشناسند … همانند مردم باصفا و صمیمی روستای زویار … .
همانند مردمی که بیش از ۷۰ شب است سنگر خیابان را برای پاسداری از امنیت کشورشان حفظ کردهاند.
مردم ما قدرشناسند … این شبها و روزها که در دل جنگ قرار داریم، حضور هر مرد و زن و کودکی در خیابان نشان از قدرشناسی آنها دارد.
مردم ما در حالی قدرشناسند و این قدرشناسی خود را در برهههای مختلف به مسئولان اثبات کردهاند که این روزها با گرفتاریهای زیادی دست و پنجه نرم میکنند!
گرانی، که این روزها امان مردم را بریده است… .
حال نوبت مسئولان است که بیشتر از گذشته به میدان خدمت بیایند و در این روزهای سخت معیشتی، با مدیریت مناسب و جلوگیری از گرانیهای افسار گسیخته در حوزههای مختلف، قدردان این مردم قدرشناس باشند.
البته خدمتی که تنها به حرف و سخن و برگزاری جلسات ختم نشود و نتیجه آن را بتوان در سفره و معیشت مردم دید … .



