قزوین؛ چرا هنوز برند گردشگری ملی ندارد؟
- شناسه خبر: 86564
- تاریخ و زمان ارسال: 22 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
آرزو سلخوری
در روزهایی که نام قزوین بیش از همیشه با خبر ثبت جهانی قلعه الموت بر سر زبانها افتاده است، شاید زمان آن رسیده باشد که پرسشی اساسی را مطرح کنیم؛ آیا قزوین برای تبدیل شدن به یک مقصد گردشگری شناخته شده در سطح ملی و بینالمللی آماده است یا همچنان به داشتن گنجینههای تاریخی و طبیعی دل خوش کردهایم؟
سالهاست که از ظرفیتهای بینظیر این استان سخن گفته میشود. از دولتخانه صفوی و کاروانسرای سعدالسلطنه گرفته تا خوشنویسی، طبیعت الموت، آیینهای کهن، صنایعدستی، باغستانهای سنتی و غذاهای محلی؛ هر کدام به تنهایی میتوانند شناسنامه یک مقصد گردشگری باشند. با این حال، قزوین هنوز در ذهن بسیاری از ایرانیان نه یک مقصد، بلکه شهری در مسیر سفر به استانهای شمالی یا غربی است. این همان مسالهای است که باید درباره آن اندیشید.
گردشگری امروز دیگر تنها به داشتن آثار تاریخی وابسته نیست. بسیاری از شهرهای جهان با پیشینهای کمتر از قزوین، تنها به واسطه روایتسازی، برندسازی و مدیریت صحیح گردشگری توانستهاند میلیونها گردشگر جذب کنند. در مقابل، شهرهایی نیز وجود دارند که با وجود برخورداری از میراثی غنی، به دلیل نبود برنامهریزی، سهم چندانی از اقتصاد گردشگری ندارند. متاسفانه قزوین در سالهای گذشته بیشتر در گروه دوم قرار گرفته است.
ثبت جهانی قلعه الموت، اگر نهایی شود، بدون تردید یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی استان خواهد بود؛ اما این اتفاق نباید پایان مسیر تلقی شود. ثبت جهانی یک آغاز است، نه مقصد. تجربه شهرهای مختلف نشان داده است که پس از ثبت جهانی، مسئولیت مدیران، فعالان گردشگری، رسانهها و حتی شهروندان چند برابر میشود. اگر زیرساختها آماده نباشند، اگر اقامتگاههای مناسب، راههای ایمن، خدمات گردشگری استاندارد، راهنمایان آموزشدیده و برنامههای فرهنگی متناسب وجود نداشته باشد، عنوان جهانی بهتنهایی نمیتواند تحول اقتصادی ایجاد کند.
یکی از ضعفهای جدی قزوین، نبود یک برند واحد گردشگری است. امروز اگر از مردم درباره اصفهان سؤال شود، میدان نقش جهان در ذهنشان نقش میبندد. شیراز با حافظ و سعدی، یزد با معماری خشتی و کاشان با خانههای تاریخی شناخته میشود. اما قزوین با چه تصویری در ذهن گردشگران ثبت شده است؟ آیا مردم ایران قزوین را شهر خوشنویسی میشناسند؟ شهر صفوی؟ شهر الموت؟ یا شهر کاروانسراها؟ واقعیت این است که هنوز روایت واحدی برای معرفی قزوین شکل نگرفته و همین پراکندگی، قدرت برند استان را کاهش داده است.
برندسازی گردشگری به معنای حذف سایر ظرفیتها نیست، بلکه به معنای ایجاد یک هویت منسجم است. الموت میتواند دروازه معرفی قزوین باشد، اما گردشگر نباید پس از بازدید از قلعه، استان را ترک کند. باید او را به سعدالسلطنه، خیابان سپه، دولتخانه صفوی، موزهها، باغستانهای سنتی، روستاهای هدف گردشگری، کارگاههای صنایعدستی و سفرههای محلی هدایت کرد. هر گردشگری که یک شب بیشتر در استان اقامت کند، به اقتصاد محلی کمک خواهد کرد و این همان حلقهای است که هنوز در زنجیره گردشگری قزوین ضعیف است.
در کنار زیرساختهای فیزیکی، زیرساخت رسانهای نیز اهمیت فراوانی دارد. در عصر شبکههای اجتماعی، مقصدی موفقتر است که روایت جذابتری از خود ارائه کند. گردشگران امروز پیش از خرید بلیت، تصاویر و ویدئوهای مقصد را در فضای مجازی میبینند، تجربه دیگران را میخوانند و بر اساس همان تصمیم میگیرند. اگر تولید محتوای حرفهای درباره قزوین محدود باشد، طبیعی است که سهم استان از بازار گردشگری نیز محدود بماند.
رسانههای محلی در این میان مسئولیتی فراتر از انتشار اخبار روزمره دارند. آنها میتوانند روایتگر هویت قزوین باشند؛ از معرفی میراث تاریخی و فرهنگی گرفته تا روایت زندگی مردم، آیینها، خوراک، هنر و طبیعت. گردشگری تنها فروش بلیت نیست؛ فروش یک تجربه است و این تجربه ابتدا در ذهن مخاطب شکل میگیرد.
از سوی دیگر، نقش بخش خصوصی نیز غیرقابل انکار است. توسعه اقامتگاههای بومگردی، رستورانهای باکیفیت، مراکز عرضه صنایعدستی، تورهای تخصصی، رویدادهای فرهنگی و جشنوارههای فصلی، بدون حضور سرمایهگذاران امکانپذیر نیست. دولت باید مسیر سرمایهگذاری را هموار کند، اما رونق گردشگری با مشارکت مردم و فعالان اقتصادی محقق میشود.
یکی دیگر از موضوعاتی که کمتر به آن توجه شده، آموزش جامعه میزبان است. گردشگری پایدار زمانی شکل میگیرد که مردم محلی خود را بخشی از این صنعت بدانند. برخورد مناسب با گردشگران، حفظ محیطزیست، صیانت از میراث فرهنگی و ارائه خدمات مطلوب، همگی نیازمند آموزش و فرهنگسازی است. ثبت جهانی، اگر با مشارکت مردم همراه نباشد، نمیتواند دستاوردی ماندگار داشته باشد.
نباید فراموش کرد که گردشگری تنها یک فعالیت فرهنگی نیست؛ یک صنعت درآمدزا و اشتغالآفرین است. بسیاری از کشورها بخش مهمی از تولید ناخالص داخلی خود را از این مسیر تأمین میکنند. برای قزوین نیز گردشگری میتواند مکمل صنعت و کشاورزی باشد؛ بهویژه در شرایطی که اقتصاد کشور با چالشهای گوناگون روبهروست. هر گردشگر، مشتری هتل، رستوران، تاکسی، فروشگاه، صنایعدستی و خدمات محلی است و این یعنی گردشگری میتواند درآمد را در میان اقشار مختلف جامعه توزیع کند.
قزوین امروز در نقطهای حساس قرار گرفته است. فرصت ثبت جهانی الموت میتواند آغاز فصلی تازه باشد؛ فصلی که در آن نگاه به گردشگری از یک فعالیت حاشیهای به یک راهبرد توسعه اقتصادی و فرهنگی تغییر کند. اما اگر این فرصت نیز مانند برخی ظرفیتهای گذشته تنها به برگزاری مراسم و انتشار چند خبر محدود شود، چند سال بعد دوباره همین پرسش را تکرار خواهیم کرد که چرا با وجود این همه ظرفیت، سهم قزوین از گردشگری کشور همچنان اندک است.
اکنون زمان تصمیمهای بزرگ است. باید از نگاه پروژهای فاصله گرفت و به سمت برنامهای بلندمدت برای برندسازی استان حرکت کرد؛ برنامهای که رسانه، مدیریت شهری، میراث فرهنگی، بخش خصوصی، دانشگاهها و مردم در آن نقشآفرین باشند. قزوین بیش از آنکه به آثار تاریخی جدید نیاز داشته باشد، به روایت جدیدی از داشتههای خود نیازمند است.
شاید مهمترین دستاورد ثبت جهانی، نه افزایش تعداد گردشگران، بلکه تغییر نگاه ما به ظرفیتهای استان باشد. اگر باور کنیم که گردشگری یک سرمایهگذاری برای آینده است، آنگاه هر بنای تاریخی، هر کوچه قدیمی، هر غذای محلی و هر اثر هنری به بخشی از سرمایه اقتصادی و فرهنگی استان تبدیل خواهد شد.
قزوین همه آنچه برای درخشیدن نیاز دارد در اختیار دارد؛ تاریخ، طبیعت، فرهنگ، هنر و موقعیت جغرافیایی ممتاز. آنچه هنوز کمرنگ است، تصویر واحدی است که این ظرفیتها را در ذهن مخاطب به یک «برند» تبدیل کند. شاید ثبت جهانی الموت همان نقطهای باشد که این روایت از آن آغاز شود؛ روایتی که قزوین را نه شهری در مسیر سفر، بلکه مقصدی برای سفر معرفی کند.



