ضرورت پوستاندازی در کشور
- شناسه خبر: 62073
- تاریخ و زمان ارسال: 16 تیر 1404 ساعت 07:09
- بازدید :
ولیا… حسینزاده
ایران و نظام سربلند و پرافتخار جمهوری اسلامی چند روزی است که از یک جنگ جدی و تمام عیار با سربلندی و افتخار عبور کرده است؛ هرچند که امکان نقص آتشبس و شعلهور شدن مجدد جنگ با توجه به بدعهدی دشمنان دور از ذهن نیست.
جنگ ایران و اسرائیل و آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به شعارها و رویکردهای نظام جمهوری اسلامی نسبت به استکبار و موضوع فلسطین امری محتمل میرسید و در نهایت، این جنگ، به بهانهی هستهای و در 12 روز به وقوع پیوست.
در حال حاضر سخن گفتن از ابعاد مختلف این جنگ و میزان خسارتهای مادی و معنوی آن بر طرفین دقیق نیست؛ اما آنچه که مهم به نظر میرسد این است که هر یک از طرفین درگیری در زمان آتشبس به دنبال رفع ضعفها و تقویت نقاط قوت خود هستند، تا در صورت درگیری مجدد بتوانند از تجربههای کسب شده برای موفقیت، در میدان نبرد استفاده کنند و خسارت و صدمات خود را به حداقل برسانند .
به هر حال واقعیت این است با وجود اینکه رژیم متجاوز اسرائیل و آمریکا در جنگ 12 روزه به تمام اهدافی که از پیش طراحی کرده بودند، با مدیریت راهبردی رهبر انقلاب، رشادت، جانفشانی و ایثار مدافعان وطن و همبستگی و انسجام هوشمندانه، کمنظیر و تاریخی اقشار مختلف مردم دست پیدا نکردند؛ اما باید گفت این جنگ 12 روزه علاوه بر اینکه نقاط قوت ایران را در بخشهای مختلف از جمله همبستگی ملی حول سرزمین مادری و موشکی به رخ جهانیان کشاند اما بخش زیادی از ضعف و کاستیهای کشور را نیز در بخشهای مختلف عیان کرد.
هر چند برنامهریزی دشمنان در افزایش هزینهها و آسیبها را نمیتوان نادید گرفت اما بدون تردید بخشی از افزایش هزینهها به جهت عملکرد، ضعف و کاستیها در بخشهای مختلف کشور بوده است؛ لذا اگر حاکمیت، عبرتهای لازم را از جنگ 12روزه و همچنین بسترها، دلائل و از دست دادن فرصتهای طلایی که کشور را در طول سالهای گذشته به این شرایط سخت سوق داد دریافت نکرده باشد و تدابیر لازم را برای رفع آنها اتخاذ نکند؛ یقیننا در آینده با شرایط به مراتب سختتر مواجه خواهد شد.
سالهای سال است که بسیاری از کارشناسان و دلسوزان واقعی کشور بعضا در لفافه و یا آشکار ضرورت تغییرات اساسی و پوستاندازی بخشهای مختلف کشور را با توجه به شرایط و متقضیات و تهدیدهای جهان امروز و همچنین مطالبات نسلهای جدید صدا زدند اما کمتر این سخنان دلسوزانه، کارشناسانه و واقعبینانه مورد توجه قرار گرفت و حتی بعضا جریانات، شخصیتها، نخبگان و دلسوزان که ضرورت پوستاندازی و تغییرات را بیان کردند، مورد بیمهری قرار گرفتند.
اما جنگ 12روزه باوجود تاریکیها و تحمیل هزینههای غیرقابل جبران معنوی و مادی از جمله از دست دادن فرماندهان شجاع و ارشد نظامی، دانشمندان هستهای و اقشار مختلف مردم، ضرورت تغییرات و به نوعی پوستاندازی در بسیاری از ارکان حاکمیت را در سطوح مختلف برای همگان نمایان کرد؛ بیشک امروز پوستاندازی و تغییرات در ارکان جمهوری اسلامی نه امری اختیاری که امری ضروری و حیاتی برای ادامه حیات جمهوری اسلامی است و نباید تغییرات در کشور بیش از این طولانی و فرسایشی شود.
بیتردید تغییرات و پوستاندازی در کشور باید بدون هیچگونه مصلحتاندیشی انجام شود. در غیر این صورت چه بسا در بحرانها و چالشهای دیگر میزان آسیب و خسارتها به حاکمیت و مردم به مراتب بیشتر باشد؛ در این تغییرات، سپردن مدیریت در سطوح و بخشهای مختلف حاکمیت به نخبگان، شایستگان، دلسوزان و متخصصان امری ضروری است؛ لذا باید در این پوستاندازی جلوی ارتقاءهای بیضابطه و رانتی بسته شود؛ تا شایستگان و نخبگان واقعی در صدر تصمیمگیری و اجرایی کشور قرار گیرند.
حاکمیت چه بخواهد چه نخواهد، جمعیت 95 میلیونی ایران را در حال حاضر قشرهای وسیعی از جوانان با اندیشههای نو و اقشار مختلف مردم با نگاهها و سلیقههای متفاوت تشکیل دادهاند بنابراین باید همه این مردم با اندیشههای مختلف در تصمیمگیری و مدیریت کشور نقش واقعی و اثرگذار داشته باشند.
یقینا همه نسلها و اقشار مختلف مردم در هدف و حفاظت از ارزشهای دینی و انسانی و مام میهن، آرمان و هداف مشترک دارند اما شیوه مدیریتهای امروز با مدیریتهای اول انقلاب تفاوتهای بسیار دارد؛ و لذا قبول این تفاوتها میتواند سنگ بنای اصلی برای تغییرات و پوستاندازی باشد.
انقلاب اسلامی برای اینکه خود را نجات دهد باید پوستاندازی کند. در غیر اینصورت به طور فزایندهای دچار چالش و بحران خواهد شد و در نتیجه این چالشها، بویژه چالشهای درونی همانند حوادث سالهای گذشته بین حاکمیت و مردم فاصله ایجاد خواهد شد؛ لذا حاکمیت لاجرم باید پذیرای هوای تازه باشد.
به عنوان مثال در راستای تغییرات و پوستاندازی، همه نهادها و دستگاهها چه در عرصههای امنیتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … باید در راستای مسئولیت و ماموریتهای که قانون بر عهده آنها گذاشته است فعالیت داشته باشند و از دخالت و تسری مسئولیت خود به دیگر بخشها پرهیز کنند و در شکلگیری آسیبها و بحرانها در حوزه مسئولیت خود پاسخگو باشند؛ چهبسا اگر این نهادها و دستگاهها در حوادث گذشته در خصوص عملکرد ضعیف و بحرانآفرین خود مورد بازخواست قرار میگرفتند و پاسخگو بودند امروز حاکمیت متحمل این میزان خسارت و آسیبهای سنگین نمیشد.
سخن پایانی اینکه؛ حاکمیت در نقطهای بسیار حساس و حیاتی تصمیمگیری برای تحول قرار دارد. اگر حاکمیت درسها و عبرتهای لازم را از بحرانها و حوادث گذشته بویژه جنگ 12 روزه نگیرد؛ در آینده جبر زمان هزینههای غیرقابل جبران و بعضا برگشتناپذیری را به آن تحمیل خواهد کرد. بنابراین باید با فوریت و دقت تا بیش از این دیر نشده است تغییرات و پوستاندازی در شیوههای حکمرانی در بخشها و سطوح مختلف کشور شروع شود. چرا که انقلاب برای بقای خود نیازمند یک انقلاب در شیوه مدیریتی خود در بخشهای مختلف است.



