صلحی که همهی صلحها را بر باد داد
- شناسه خبر: 62857
- تاریخ و زمان ارسال: 28 تیر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نسرین منتظری
خاورمیانه ما امروز بیشتر از هر زمان دیگری ملتهب است. در شرایط کنونی که ما هرگز آن را برای سرزمین خودمان متصور نبودیم، اولویتهایمان به طرز چشمگیری تغییر کرده و انتظاراتمان را از زندگی و جهان تغییر داده است. اگرچه در این روزهای پر هراس، مطالعه، آخرین اولویت زندگی ماست اما شاید روشنگری و آگاهی بزرگترین نیاز این زمانه نیز باشد. مساله فلسطین و اسرائیل، مساله پیراهن نامرئی پادشاه است. حقیقت اسرائیل از آغاز تاکنون تغییر نکرده اما همه همچنان مشغول تمجید از لباس نامرئی پادشاه هستند. اسرائیل یک سرزمین نیست. کشوری شبیه بقیه کشورها همراه با تاریخ و هنر و اسامی موثر هم نیست. اسرائیل قراردادی است که در طول سالیان، میان قدرتها صورت گرفته و زندگی نسلهای متمادی از فلسطینیان و تاریخ منطقه ما را نیز به شدت تغییر داده است. فلسطین سرزمین سرسبز و آبادی بود که امروز تبدیل به ویرانهای غیرقابل سکونت شده و آنقدر رنج مکررش در رسانهها تکرار شده که هیچ اتفاقی توجه رسانهها را به آنجا جلب نمیکند. شاید لازم است کودکی شجاع بیاید و نترسد از فریاد حقیقتی که سالهاست زیر سایه قدرتهای منفعتطلب پنهان مانده. شاید لازم است چشمهایمان را باز کنیم و ببینیم که پادشاه پوشالی جهان، لخت است.
شاید این کتاب را باید در درس تاریخی که گذراندیم و همه فراموشش کردیم، مطالعه میکردیم. شاید باید پیشتر از اینها میدانستیم که چرا منطقه ما هر روز درگیر جنگ است و ما مسلمانان همواره در مظان اتهام به جنگافروزی و انحصارطلبی هستیم؛ در حالی که ریشه این آتش دائمی و درگیری همیشگی، در جایی خارج از سرزمین مسلمانان افروخته شده است. کتاب «صلحی که همه صلحها را به باد داد» ماجرای وقایع و تصمیماتی است که پس از جنگ جهانی دوم گرفته شد و سرنوشت منطقه ما را به طرز چشمگیری تغییر داد. توافقی تاریخی که پس از جنگ جهانی دوم توسط قدرتهای پیروز جنگ اتخاذ شد و جغرافیای منطقه ما را تا ابد مورد تاثیر قرار داد. قرارداد معروف «سایکس ـ پیکو» به منظور تقسیم قدرت و نفوذ سه کشور انگلستان، فرانسه و روسیه در منطقه صورت گرفت. این توافقنامه به تقسیم سرزمینهای سوریه، عراق، لبنان و فلسطین میان فرانسه و بریتانیا منجر شد که پیش از این تحت کنترل امپراتوری عثمانی بودند. این قرارداد مبدایی تاریخی برای شکلگیری تنشهای همیشگی در منطقه خاورمیانه شد.
در مقدمه کتاب میخوانیم: «اگر شماری از اسناد و تصمیمات سال ۱۹۲۲ را کنار هم بگذاریم، مثل اعلامیهی آلنبی که استقلال صوری مصر را بنا نهاد، قیمومت فلسطین و گزارش چرچیل دربارهی فلسطین که اسرائیل و اردن از دل آن بیرون آمدند، معاهدهی بریتانیا که وضع عراق را مشخص کرد، قیمومت فرانسه بر سوریه و لبنان، نقش بریتانیا در احیای سلطنت شاهان مصر و عراق و ایجاد حکومت سلطنتی جدیدی در اردن کنونی و تشکیل اتحاد شوروی که روسیه با آن توانست حکومتش را بر آسیای میانه از سر بگیرد، خواهید دید که مجموع آنها را میتوان حل و فصل مسالهی خاورمیانه به شمار آورد. وانگهی، اقدامات سال ۱۹۲۲ (چون بیشتر اجزای آن حول و حوش همین سال شکل گرفت) گفتوگوهای زمان جنگ ِسر مارک سایکس با فرانسویها و روسها برای رسیدن به توافقی بر سر تقسیم خاورمیانه میان خودشان بود. فرانسه اندکی کمتر از مقدار توافق شده به دست آورد و روسیه تنها اجازه یافت همان مقداری را که پیش از جنگ گرفته بود، نگاه دارد. با این همه، اصلی که مشارکت آن را در تقسیم و ادارهی آسیای اسلامی مجاز میدانست، محترم شمرده شد. در منطقهی بریتانیا، همه چیز مطابق نقشهی سایکس پیش رفت. بریتانیا، اغلب به شکل غیرمستقیم و در جایگاه قیم سلطنتهای مستقل عرب قدرت را به دست گرفت و خود را حامی هر دو ناسیونالیسم عرب و یهود اعلام کرد.»




