شأن و منزلت اجتماعی انسان در مقابل نابرابری اجتماعی
- شناسه خبر: 79608
- تاریخ و زمان ارسال: 26 اسفند 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

مهناز اسماعیلی ـ پژوهشگر اجتماعی و حقوقی
شأن، منزلت، کرامت، برابری، مساوات، احترام و … کلماتی زیبا و پرطمطراق و پرشکوه هستند که شاید روزانه با معادل آن یا عدم همتراز آن برخورد داشته باشیم.
نیازی به نگرش اجتماعی، جامعهشناسانه، حقوقی و تخصصی نیست؛ با نگاهی ساده به اطراف خود میتوانیم موارد فوق را درک کنیم: کودکی که حدس میزنیم پنج یا شش ساله است اما به دلیل تغذیه نامناسب جثهاش کوچکتر مانده و در حال جمعآوری زباله است، صورت سوخته کارگران و نداشتن ظرفیت مالی مناسب تا آخر ماه، کارمندان هم با همین وضعیت مالی، دعوا بر سر نوبت در صفهای مختلف مثل سبد کالا، نان و … کاهش توان خرید ملزومات زندگی و همچنین کاهش دریافت مواد مغذی در 4 گروه غذایی مورد نیاز علیالخصوص گوشت، عدم رعایت قانون و همهگیری آن، فساد اداری، فساد اخلاقی، رانت و اختلاس و …
در راستای این مبحث خوب است نگاهی گذرا به هرم مازلو بیندازیم.
(نشر3 ـ دیدگاه ـ پی دی اف manzelat) *
تا زمانی که نتوانیم نیازهای قسمتهای پایین هرم را به دست آوریم هیچگاه به راس هرم فکر نخواهیم کرد، چه برسد به اینکه به نوک قله این هرم برسیم و حرکت به سمت راس هرم نیازمند برآورده شدن نیازها از پایین هرم به سمت بالاست.
شأن و کرامت انسانها: منظور از شأن همان کرامت انسانی است که فرد در جامعه حرمت و حق دارد و این حق آن است که بتواند به طور محترمانه زیست کند و هیچ فردی حق ندارد با کردار و گفتار خود شخصیت و حیثیت انسان را به خطر اندازد، حتی قانون نیز باید در خدمت شأن و کرامت انسانی باشد و نباید هیچگونه تعرضی به حیثیت انسانی افراد وارد کند و این وظیفه قانونگذاران است که در تدوین قوانین کرامت و شأن انسانی را در اولویت قرار دهند.
کرامت انسانی به معنی حرمت انسان است که در همه انسانها وجود دارد. امانوئل کانت فیلسوف آلمانی، در نظریه خود به نام «خودمختاری اخلاقی» میپندارد که کرامت انسانی آن نوع حرمت و ارزشی است که کلیه افراد به لحاظ استقلال ذاتی و توانایی اخلاقی که دارند به صورت یکسان از آن برخوردارند.
کرامت و شأن از نظر لغوی به معنای دوری از فرومایگی و پستی و داشتن شرافت و بزرگی است.
کرامت و شأن انسانی در قانون اساسی: بند 6 اصل 2 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، کرامت انسانی را در حد شرعی دانسته است و برخورداری حقوق مساوی؛ که شامل نژاد و رنگ پوست است اشاره دارد)؛ مصونیت از تعرض (1ـ طبق اصل 19ق.ا. افراد دارای حقوق مساوی هستند و مجوز هیچگونه تعرض ندارند مگر به اذن قانون)، ممنوعیت تفتیش عقاید؛ (یکی از مهمترین ارکان روابط اجتماعی) ممنوعیت سانسور، استراق سمع و هرگونه تجسس (آزادی بیان و افکار! و پیشگیری از هرگونه اقدام محدودکننده و سالب آزادی مخالف قانون) آزادی انتخاب شغل، آموزش و پرورش رایگان (طبق اصل 30 ق.ا پیشرفت اندیشه و عمل) تامین مسکن وفق اصل 31 ق.ا (تامین و ایجاد مسکن برای افراد نیازند طبق صراحت اصل 31 قانون اساسی) ممنوعیت دستگیری و بازداشت (طبق اصل 32 ق.ا سلب آزادی انسان ممنوع است به هر طریقی جز قانون) ممنوعیت دخالت در امور سلیقهای اشخاص، حق دادخواهی طبق اصل 33 ق.ا ارزشمندی کرامت انسانی مطابق دیدگاهی که در اصل دوم قانون اساسی است، کرامت انسانی حقوق بشری به صورت کلی نیست بلکه ماهیتی «ارزشی و دینی» را مد نظر قرار داده است.
لازمه پذیرش حقوق و آزادیهای اشخاص حق انتخاب وکیل (اصل 35 ق.ا لازمه حق دادخواهی برای همه افراد جامعه داشتن وکیل است حتی در خصوص انتخاب وکیل برای افرادی که توانایی انتخاب وکیل را ندارند) اصل برائت (اوج وجود و حفظ کرامت انسانی، اصل برائت است: (همه افراد مبرا هستند مگر اینکه طبق قانون خلاف آن ثابت شود) ممنوعیت شکنجه؛ (طبق اصل 38 ق. ا اقرار و شهادت تحت هرگونه فشار و شکنجه روحی، روانی و جسمی ممنوع است و هیچگونه اعتباری ندارد.) ممنوعیت هتک حرمت و حیثیت، (اصل 39 ق.ا افراد بازداشت شده و در بند باید در محافظت قانون باشند و هرگونه هتک حرمت به ایشان خلاف قانون است، برخورداری از تامین اجتماعی (اصل 29 ق.ا اذعان میدارد کرامت انسانی افراد جامعه در اموری مثل بیکاری یا بازنشستگی و … حفظ گردد) انتخاب شغل مناسب؛ قانون اساسی در فصل سوم تحت عنوان حقوق ملت و با 24 اصل به حقوق افراد و کرامت انسانی در بعد اجتماعی پرداخته است و کرامت انسانی را مورد احترام قرار داده است. از جمله حقوق و کرامتهای انسانی در قانون اساسی میتوان به: وجود حق و آزادی انتخاب افراد در خصوص سرنوشت کشور، وجود کرامت انسانی در شاکله نظام، مهم بودن نظر افراد جامعه و ایجاد همهپرسی و انتخابات عمومی، هدفمند کردن امور اقتصادی و مبارزه با فقر و محرومیت، محترم بودن مالکیت مشروع و کسب و کار، ارزشمند بودن رای مردم، عدم مجوز در خصوص برقرار کردن حکومت نظامی که سالب حقوق اشخاص است و … میباشد.
با نگاهی نه چندان حرفهای به جامعهای که در آن زندگی میکنیم، میتوانیم به مواردی از چالشها پی ببریم که شاید در حاشیه قرار گرفتهاند اما از اهمیتشان کاسته نشده است. شأن و منزلت انسانی ما ایجاب میکند مانند خطکشی اخلاقی و تربیتی معقول رفتار کنیم و در پی ارتقاء این منزلت باشیم در صورتی که عوامل متعددی در جامعه دست به دست هم داده و به تنزل این شأن و منزلت دامن زده است. با عنایت به پیشینه فرهنگی، علمی و تاریخی ایران، میبایست جایگاه ارزشهای انسانی در مداری بسیار والاتر از حال و روز امروز باشد. مردمی که در گذشته تاریخی خود ارزشهای بسیاری را مد نظر داشته، دارای چنان هویتی هستند که هزاران صفحه از این هویت و پیشینه آن میتوان نگاشت. برای نمونه با نگاهی نه چندان ساده به پیشینه سفره هفتسین و فلسفه آن، چنان در عمق هویت عالی قدر این رسم ملی فرو میرویم که شاید باورپذیر نباشد ایرانیان در حدود 300 تا 500 سال قبل از میلاد، این چنین هویت زندهای را معنا کرده و به آن پایبند بودهاند، برای نمونههایی از این دست؛ میتوان به احترام به بزرگترها (پدر و مادر)، جشنهای متعدد برای در کنار هم بودن و شادی، سوگواریهای منحصر به فرد و دادن آرامش به بازماندگان، تلاش و کوشش در کارهای روزانه که برای مردان و زنان به شیوههای خود بوده است و مهمتر از همه داشتن امید در همه مراحل و مراتب و تزریق امید به گونههای مختلف به زندگی بوده است که با مطالبه هویت گذشته ایرانیان حاصل میگردد، اگرچه این روند در طول تاریخ و با گذر آن فراز و فرودهای بسیاری را متحمل شده است اما بر ریشه و اصل شأن ایرانی خدشه اساسی وارد نشده است.
یک جامعه متمدن و رشد یافته شأن و منزلت افراد را در عرصههای فردی و اجتماعی مورد احترام قرار داده از آن حمایت خواهد کرد اما جامعهای که رشد کافی در زمینه عزت و احترام به شخصیت و شأن افراد را نیافته است منزلت انسانی افراد را به گونههای متعدد زیر پا گذاشته و حقوق افراد را پایمال مینماید.
با توجه به پیشینه تاریخی ایرانزمین و تمدن چندهزار ساله آن به راحتی میتوان احترام به کرامت انسان را در دورههای گذاشته ایران دریافت؛ برای مثال: اصل مدارا با ملل مغلوب در دوره هخانشی؛ که برخلاف الگوی رایج نابودی فرهنگی در امپراتوریهای همعصر هخامنشیان بوده است مانند: زبان، دین و آداب ملتها حفظ میشد (پیر برنیت؛ 518) و (حسن پرنیا ـ تاریخ سیاسی هخامنشیان) = لغو بردهسازی و بازگرداندن اسیران به سرزمینهایشان در زمان کوروش کبیر (عبدالحسین زرینکوب، کوروش بزرگ)، (Irvingfinkel؛ 45) = نظام اداری مبتنی بر دستمزد، (Dineere Briant؛ 39)= انسان مسئول انتخاب میان نیکی و بدی (اختیار اخلاقی) در زرتشت (mary boyce؛ 214) میتوان اشاره کرد، مثالهایی از این دست بسیارند که از حوصله این مقوله خارج است.
تلاشهای حاکمیت هر کشور باید مبتنی بر خط منزلت اجتماعی افراد آن جامعه باشد. کشور ما نیز از این موضع مستثنی نیست، ایران و ایرانی با پیشینه درخشان در حفظ کرامت انسانی، آن زمان که بسیاری از کشورها در توحش بودند، شایسته بهترین و بالاترین کرامتهاست تا جایگاه واقعی خود را پیدا کند. این جایگاه و کرامت پولادین نباید با عوامل و مسائل خُرد، فرسوده و زائل گردد، احترام به این شخصیت و هویت متکامل، نباید با مسائلی چون ضعف شدید اقتصادی، تنزل قوانین به سطوح فرودست و جابجایی اخلاقیات باز ذایل، به دلایل مختلف، زیر پا لگدمال گردد.
نابرابرهای اجتماعی: نابرابری اجتماعی یکی از تاثیرگذارترین و پرنفوذترین واقعیتهای اجتماعی است که از گذشتههای دور، منشأ چالشها و مناقشات زیادی در جوامع بوده است. قشربندی در یک جامعه علاوه بر مبحث اقتصادی و مالکیت، دارای ابعاد دیگری چون جنسیت، سن، اعتقادات دینی یا درجه نظامی نیز باشد. نابرابریهای اجتماعی و قشربندیهای ناعادلانه یکی از عوامل و شاید مهمترین عامل در جهت نارضایتی اقشار جامعه به شمار میرود. برای مثال میتوان به عامل اقتصادی اشاره کرد. هرگاه مردم جامعهای در خصوص برخورداری از مواهب اقتصادی خود، دچار تردید و یا یقین شوند، این عامل میتواند به نارضایتی و اعتراضاتی منجر شود که پیامد آن برای حاکمیت اصلاح ساختار حاکم برای برقراری عدالت اقتصادی و در نتیجه احترام به شأن و منزلت فردی و اجتماعی افراد است اما اگر این تلاش در جهت اصلاح و برطرف کردن نابرابری و قشربندی ناعادلانه صورت نپذیرد، نارضایتی و اعتراضات اکثر افراد درگیر جامعه، گسترش یافته و به وخامت اوضاع و در نتیجه به مشکلات عدیدهای چون تنزل حاکمیت آن کشور میانجامد که عواقب آن هم برای مردم و هم مسئولین کشور از عوامل نابرابر اجتماعی ناخوشایند خواهد بود، که مستقیما منزلت و کرامت انسانی را تحتالشعاع قرار میدهند. از جملهی این موارد میتوان به الف) نظام اقتصادی و ساختار سرمایهداری؛ ب) تبعیضهای جنسیتی و نژادی؛ ج) عدم دسترسی به آموزش با کیفیت؛ د) سیاستهای دولتها؛ هـ) توزیع ناعادلانه فرصتهای سیاسی و اقتصادی اشاره کرد که در انتها هر یک از این معضلات، شأن انسانی افراد جامعه را تحت تاثیر قرار داده و برای رسیدن به حق و سپس ناکامی در این مسیر، عامل مهم در جهت عدم دستیابی به کرامت انسانی را در پی خواهد داشت، که باعث کاهش همبستگی مردم آن جامعه، کاهش سلامت جسمی و روانی افراد که به شدت در تیررس این نابرابری قرار دارد، کاهش آموزش مطلوب و باکیفیت، افزایش آمار جرم و بزهکاری و جنایت، افزایش مشکلات اقتصادی و کاهش رشد و بهرهوری آن، افزایش مهاجرت افراد جوان، تحصیلکرده، کارآمد و پرتوان کشور و … خواهد شد.
در فرصتی دیگر به راهکارهایی برای دسترسی به شأن و کرامت انسانی مطلوب پرداخته خواهد شد.







