تاثیر شعر و نگارش در جسم و روح آدمی
- شناسه خبر: 77375
- تاریخ و زمان ارسال: 20 بهمن 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

ا. امیر دیوانی
چند خطی از دیدگاه جمال میرصادقی، نویسندهی نام آشنای معاصر، را سرآغاز این مقاله قرار میدهیم:
«من با نوشتن به جنگ روزمرگی میروم، هر وقت ننوشتم، احساس کردهام مثل آدمهایی شدهام که حمام نرفتهاند و چرک گرفتهاند. این علت میشود که افسرده شوم. مبارزه با این کسالت، مبارزه برای این است که به زندگی معنا دهم، دلیل سالها نوشتنم همین بوده است. میگویند که در زندگی معنا و هدفی نداریم، ولی خود ما میتوانیم این زندگی را معنا دهیم و نوشتن به زندگی من معنا داده است و به همین خاطر هنوز هم مینویسم.
بهترین تجربه از نوشتن، تسکین خودم بوده است. تجربهی نوشتن به من یاد داده که صبور و شکیبا باشم. به این دلیل از آغاز داستاننویسی، توانستهام 31 نویسندهی داستاننویس تربیت کنم. هر چند که بقیه را چرخ تاریخ به فراموشی سپرد، اما تعداد کسانی که در کلاسهای تابستانی من، داستاننویس شدهاند، زیاد است. آدمهای صبورتر در عرصهی نوشتن توانستند خود را از آب و گل درآورند.»
نوشتن قادر است در کاهش وزن و کاستن از فشار روانی بسی اثرگذار باشد
پژوهشهای فراوانی صورت گرفته تا روشن شود که آیا یادداشت روزانه در تقلیل درد، وزن و حتی کاهش فشار روحی شدید، نقش دارند. به باور یک روانشناس: «امکان دارد نوشتن، دگرگونیهایی را در دستگاه دفاعی بدن یا واکنش نسبت به تنش پدید آورد و سبب بهبود روابط ما گردیده و تواناییمان را در کنار آمدن با این اختلال افزون سازد.»
روانشناس یاد شده دریافت که نوشتن در مورد یک رویداد دردناک، باعث کاهش درد بیماران مبتلا به روماتیسم مفصلی میگردد. در پژوهشهای دیگر نیز چنین پیامدهایی حاصل آمده است:
1ـ تقلیل وزن: معلوم شده است که تنظیم فهرست کاملی از مواد غذایی مصرفی در طول روز به افراد، در کم کردن وزنشان یاری میکند. پژوهندگان اعتقاد دارند که این یادداشتها باعث میگردند که مردم از میزان مصرف کالری و جذب چربی روزانهی خویش آگاه شوند و وقتی بدانند در روز هنگام چه مقدار میخورند، آنگاه آسانتر میتوانند وزن خود را مهار کنند.
2ـ خواب راحت: استادان دانشگاه تمپل در بررسیهای خود به مقایسهی دو دسته از زنان پرداختند. زنان گروه نخست، برعکس دستهی دوم، پیرامون رویدادهای ناگوار زندگی همچون تصادف شدید خودرو و …. مطلبی نوشته بودند. زنان گروه اول، سردرد، مشکلات خواب و نشانههای افسردگی کمتری نسبت به دستهی دوم که چیزی ننوشته بودند، داشتند.
3ـ مبارزه با بیماری: بر پایهی برخی تحقیقات، کسانی که دربارهی حوادث تنشزا مینویسند کمتر به مراکز درمانی مراجعه میکنند.
4ـ کاهش فشار روحی: دانشکدهی پزشکی شیکاگو، دستهای از بیماران سرطانی را مورد بررسی قرار داد. اینان روزانه 20 دقیقه در مورد بیماریشان نوشتند. این تحقیق نشان داد که افراد یاد شده در طول 6 ماه پس از نوشتن، فشار روانی کمتری داشتند.
«احتمالا همگان راجع به نگارش و نقش آن در تقلیل فشارهای روحی، خاطرهها و تجربههایی را شنیده باشید. نوشتن خاصه در وضع ناهنجار، به شما کمک میکند تا با نشاط شوید. در دوران کنونی که تا حدی همهی افراد در زندگی روزمره با انواع فشارها و عوارض جسمی و روحی رویارویاند، این روش میتواند راهی آسان و رایگان برای رسیدن به آرامش و هماهنگی باشد.
تازهترین پژوهشها روی 100 تن از اشخاصی که قرارداد کاریشان پس از چند سال کار پایان یافته است، این مساله را تایید میکند.
کارشناسان این دستهی 100 نفری را به سه دسته تقسیم کردهاند. از گروه نخست خواسته شد در پی این رخداد، از روز اول شروع به نوشتن احساسات و تجربیاتشان کنند.
از دومین دسته درخواست شد ژرفترین احساسات خود را در زمینهی از کف دادن شغل بنویسند و گروه سوم وادار شدند در زمینهی تجربهها و رخدادهایی که برایشان پیش آمده، ابدا چیزی ننویسند. به نظر شما چه اتفاقی روی داد؟
جالب است بدانید آنانی که در گروه دوم بودند و دربارهی احساسهای خویشتن که مشتمل بر خشم و ناامیدی بود نوشتند، مشغول شدند در کار جدید، به عبارت دیگر افزون بر 25 درصد آنها در مدت 3 ماه سرگرم شغل جدیدی شدند.
در گروههای دیگر با اینکه افراد به همین نسبت در پی کار بودند و تا حدودی به همین میزان برگهها (فرمها)ی درخواست پر کرده، در مصاحبهها شرکت میکردند، میزان اشتغال بسیار کمتر بود.
پژوهشگران این طرح اعتقاد دارند نگارش احساسات و تجربیات در مواردی از این دست به طرزی عمل میکند که باعث تخلیهی احساسات منفی شده و نه فقط اثر مفیدی در شاد شدن دارد، بلکه از حیث جسمی هم موجب تقلیل فشارها شده و در درازمدت پیامد چشمگیری در هماهنگی و تنظیم فشار خون و دستگاه ایمنی بدن دارد.
خط، زبان است و زبان بیان خرد است.
حضرت امیر (ع)
دانش را با نوشتن در بند کشید؛ زیرا آنچه حفظ شود بگریزد و آنچه نوشته شود، برقرار ماند.
حضرت امیر (ع)
باید زندگی کرد برای نوشتن، نه نوشتن برای زندگی کردن.
ژول رنارد
قلم نویسندگان دانا، برتر است از خون شهیدان.
حضرت امیر (ع)
راز هر اثر بزرگ این است که چهرهی بشریت را پربارتر و تحسین برانگیزتر میکند.
آلبرکامو
راه درست نگارش
جالب است بدانید اگر نوشتن به طریقهی صحیح و مناسب انجام پذیرید، ممکن است راهی ساده و خیلی موثر جهت زدودن مشکلات باشد. قبل از هر چیز باید آگاه باشید موضوع صحیح برای روی کاغذ آوردن حائز اهمیت است. نکتهی مهم دیگر اینکه به باور بعضی افراد، نگارش رخدادهای خوش، به تاثیر مثبت در زندگی و فکر ایشان میانجامد، و حال آن که کارشناسان را نظر بر این است که نوشتن احساسات و رویدادهای منفی و ناگوار مخصوصا آنها که ناراحت کنندهتر است و مردم تمایلی ندارند به دلایل شخصی و ویژه با سایرین در میان نهند، بسیار مفیدتر و مثمرثمرتر است.
باید عنایت داشته باشید امکان دارد این امر در دقایق نخست به علت اینکه بیشتر و عمیقتر به موارد منفی میاندیشید، دشوارتر باشد و آزاردهنده تلقی شود؛ حتی خیلی از افراد در دفعات اولیه و نخستین دقایق به گریه میافتند، ولی در مراتب پسین بسیار لذتبخش میشود چون به شکستن و خرد شدن احساسات منفی و تخلیهی آنان از جسم و روح مدد میکند.
در حال حاضر پژوهشهای پرشماری در قلمرو توانایی نوشتن خاصه به تحریر کشاندن احساسات، تجربیات و حتی خواستهها به اجرا درآمده که همگی موید نظرات مفیدی است.
بر همین اساس به افراد سفارش میشود جهت رسیدن به آرمانهای هدفمند و مثبت خویش، آنها را به صورت ضمیر من و زمان حال به کار برند و به شکل جملهی کوتاه روی کاغذ آورند و به همین ترتیب فهرستی از اهدافشان را بنگارند.
به طور مثال در این فهرست بنویسند (من در کار خود کامیابم.)
دقت کنید که در این جمله، خبری از علت و سبب این هدف ذکر نشده و احساسات خود را هم ذکر نمیکنید. ضمنا راجع به چگونگی رخداد آن هم نظر نمیدهید. فقط آنچه را میخواهید با ضمیر و زمان مشخص یادآوری میکنید و منتظر رویدادش میشوید. حال میتوانید به طرز مطلوبی فواید و پیامدهای نگارش احساسات منفی و تخلیهی آنها و نوشتن اهداف مثبت را بدانید و برای بهبود وضع خویشتن، از این روشها در جای خود، سود بجویید.
بهتر است نخست با روی کاغذ آوردن تجربههای و احساسهای منفی بیاغازید و آنگاه اهداف و خواستههای مثبت خود را مختصرا و کوتاه به طور جداگانه بنویسید تا تاثیر فوقالعادهای این روش را بیازمایید.
شعر درمانی
دکتر لی دی در دیباچهی کتاب شعر درمانی آورده است: در واقع شعر، بازتاب ژرف و روانی آدمی به خلسهها و لحظههایی پر شور است که گهگاه دچارش میشود. شعر، طریقی است که توسط آن انسان در باورپذیر کردن جهان اسرارآمیز درون و برون خویشتن میکوشد شعر، آواز، حسرت و گریه است و گاه یکی از اینهاست و بعضی اوقات این احساسات را دربرمیگیرد.
شعر باعث پیدایش ویژگیهای انسانی در افراد میشود چرا که عصارهی تجربهها و حالات خوش و ناخوش اشخاص گوناگون را به سایرین انتقال میدهد. وزن و عبارت شعر، خاصیتی دارد که هیچ چیز دیگری را نمیشود جایگزین آن ساخت.
حقیقتا شعر تنها ابزاری است که به یاریاش میتوان سایرین را به خلوت و تنهایی خویشتن راه داد. ساختار احساسی، عقلانی و جسمانی شعر چنان است که با آن میشود قلب انسانها را لمس کرد و از احساساتشان مطلع گردید. به واقع خواندن شعر به مفهوم تجربهی مجدد این تجربیات به وسیلهی فردی که آنها را میخواند. شعر در حقیقت، دریچهای است بین دو نفر یا اشخاص که به هر جهت در اتاقی مبهم و کم نور زندگی میکنند.
امروزه شعر درمانی، یکی از شاخههای «هنر معناگرا» به شمار میآید. پیشینهی این رشته به بلندای نخستین سرودهها و آهنگهای قبیلههای بدوی در کنار آتش است. زمانی که شعر و آهنگ به عنوان شفا و درمان برای بیماریهای روح و جسمی آدمی مورد استفاده قرار میگرفت. در اسطورهها و افسانههای یونان هم بارها به این نکته اشاره شده است. در یکی از آنها، خدای دریا به یکی از فرزندانش به نام پاپتوس میگوید: کلام، شفابخش بیماریهای روحی است.
امروزه نیز واژهی (کلام) در علم روانشناسی، جایگاه ویژهای را داراست. کلمهی روانشناسی از دو بخش psycho به معنی روان و logy به مفهوم کلام تشکیل یافته است. به واقع در این دانش، شفابخشی از تقابل و هماهنگی دو بخش روان و کلام به وجود میآید.
بهرهوری از این ایدهی قدرت شفابخش کلام و آواز برای نخستین بار در بیمارستان «پنسیلوانیا»، آمریکا انجام یافت. متخصصان این بیمارستان از شعر درمانی جهت مداوای بیماران ذهنی ـ روحیشان سود جستند. بنجامین فرانکلن، از جمله متخصصان این بیمارستان در سال 1751 شیوههای درمانی مانند شعرخوانی، سرایش شعر و آوازخوانی را جهت درمان بیمارانش به کار برد. وی حتی آثار خلق شدهی ایشان را همان سال در نشریهای به چاپ میرسانید.
بهرهمندی از شعر و ادبیات در معالجهی بیماریها به اندازهای پرثمر و جالب توجه بود که روانشناسان نامداری چون فروید، آدلر و یونگ هم راجع به آن بررسیها و پژوهشهای کاملی به انجام رسانیده و مطالب فراوانی دربارهی خواص و ویژگیهای یگانهی درمانی به رشتهی تحریر درآوردند.
فروید در این زمینه چنین مینگارد:
«اندیشههای آدمی چونان شعری است که انسجام و نظمش را از کف داده است و این سرودهها، ناشناختهها و نادانستههای بسیاری را آشکار خواهند ساخت. قطعا همین امر خود را مداوای امراض روحی و روانی بسیار یاری دهنده است.»
گریفر، دکتر داروسازی، که علاقهی وافری به شعر و ادب داشت، از سال 1950 تلاشهای متعددی به منظور معرفی این روش درمانی انجام داد تا سرانجام در سال 1959 توسط متخصصین بیمارستان کامبرلند در بروکلین، برای کار گروهی و مطالعات پیرامون اثرات مثبت شعردرمانی در مداوای بیماریهای مخصوصا امراض روحی و روانی دعوت به همکاری شد. این گروه 3 نفره با انجام آزمایشها و پژوهشهای مختلف و ارائهی پیامد آنها قادر شدند نظرات متخصصان بسیاری را بدین روش درمانی جلب کنند.
یکی از این علاقهمندان دکتر آرتورلرنر، از متخصصان و روانشناسان ساکن لسآنجلس بود که از سال 1970 با تشکیل گروههای شعر درمانی، شعرخوانی، سرودن شعر، خوانندگی دستهجمعی و … به درمان بیماران خویش میپرداخت. تلاشهای شبانهروزی وی و گروهی از کارشناسان شعر درمانی در این زمینه، سبب شد تا شیوهنامه و برنامهی واحدی برای درمان، معرفی و آموزش این شیوه از درمان برای جهانیان گردآوری شود. گروه یاد شده در سال 1997 انجمنی را با عنوان (انجمن ملی شعر درمانی) در آمریکا تاسیس کردند و هر ساله مجموعهی مقالهها، یافتهها و نتایج علمیشان را برای عموم مشتاقان این شیوه درمانی انتشار میدهند.
یافتههای نوین در مورد اثرات شعرخوانی
از این پس به فهرست توصیههایی که پزشکان به بیماران دچار حملههای قلبی میکنند، باید گذشته از رعایت برنامهی مناسب غذایی، چیز دیگری را نیز افزود و آن اینکه خواندن روزانه نیم تا یک ساعت شعر برای قلب آدمی ضروری است. اگر باور ندارید، پس عنایت کنید: نتیجه بررسیای که در مجلهی بینالمللی «قلب» آمده است، نشان میدهد که خوانش شعرهای جالب قادر است فشار روانی (استرس) شخص را از جسم و جانش بزداید و به او احساس آرامش بخشد.
بر پایهی این مطالعه، تاثیر شعرخوانی بر تعداد ضربان قلب و تنفس، بررسی و معلوم شده است که در پی 30 دقیقه پرداختن به این عمل، شمار ضربان قلب افراد باتعداد تنفس آنان متعادل میگردد و این اثر حتی تا 15 دقیقه بعد از پایان شعرخوانی هم ادامه مییابد.
پژوهندگان در این آزمایش، ضربان قلب افراد را به مدت 15 دقیقه مورد مطالعه قرار دادند و تمامی این پژوهشها نمایان ساختند که شعرخوانی، سبب ایجاد آرامش و هماهنگی بین ضربان قلب و تنفس افراد میگردد. پس نباید از یاد برد که همین شعر حفظ کردن دانشآموزان بزرگ و کوچک در آینده جهت پیشگیری از امراض قلبی و زدودن فشارهای روحی آتی اینان بیثمر نخواهد بود.
گفتنی است که در تدوین و ترجمهی اثر حاضر افزون بر دانستههای خود، از مقالهی آمنه فرخی، تحت عنوان «شعر زمانی، هنر درمانگرـ و «کاغذها لبخند میآورند» ترجمهی سحر کمالیفر، تا حدودی سود بردهام.







