امید در انجمادِ زمستان!
- شناسه خبر: 91395
- تاریخ و زمان ارسال: 21 شهریور 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
محمدرضا رجاییپور
در تقویم ادبیات فارسی، چهارم شهریورماه نه فقط سالگرد خاموشی مهدی اخوانثالث، که یادآورِ روزگاری است که واژهها در کوره راهِ سیاست و اجتماع، به جای تزیینِ محافل، به سلاحی برای نقدِ «وضع موجود» بدل شدند. اخوان، نه شاعر گل و بلبل بود و نه دلبسته به انتزاعات بیحاصل ذهن؛ او «گزارشگر دردمند» عصری بود که در آن، سکوت، مرگبارترین انتخاب به نظر میرسید.
وقتی اخوان با لحنی باستانی و صلابتی خراسانی، در زمستان نمادین خود میسراید: «سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت / سرها در گریبان است»، گویی تنها از یک فصل سرد طبیعی سخن نمیگوید؛ او «زمستان اخلاقی و سیاسی» جامعهای را تصویر میکند که در آن اعتماد به مسلخ رفته و ترس، دیوارهای بلندِ خانهها را بنا کرده است. این نگاه تیزبین او، همان نقطه اشتراکِ شعرِ اخوان با دغدغههای امروزِ ماست؛ جامعهای که در آن «نفس» را در سینه حبس میکنند و «آفتاب دلاویز» را از پشت ابرهای تیره و تار مصلحتسنجیِ سیاسی میجویند.
اخوانثالث، برخلاف بسیاری از معاصرانش که در دامِ تغزلِ صرف یا شعارهای سطحی افتادند، توانست میانِ «حماسه» و «اندوه» پلی استوار بنا کند. او میراثدارِ فردوسی بود، اما نه در قصرهای پادشاهان، بلکه در ویرانههایی که فقر، بیعدالتی و استبداد برای مردم باقی گذاشته بودند. زبان او، زبان صلابت توأمان با شفقت بود؛ زبانی که هم «حجار» را به نقد میکشید و هم برای «خوان هشتم» مردم، مرثیه میسرود.
امروز که به کارنامه اخوان مینگریم، بیش از هر چیز، «صراحت لهجه» و «تعهد هنرمند» به حقیقت جاری در کوچه و خیابان جلوهگری میکند. او به ما آموخت که نویسنده و روزنامهنگار، حتی اگر در «زمستان» باشد، نباید قلم را به مسلخِ سکوت ببرد. او صدای رسای «انسان تنها» در برابر «ساختار سنگی» بود.
بزرگداشت اخوان، صرفاً یک آیین ادبی نیست؛ بازخوانی این درس بزرگ است که: در روزگاری که «دما»، «آشنا» را نمیشناسد و «نفس»، «مسیح» را انکار میکند، وفاداری به حقیقت و نوشتن برای رنج مردم، تنها راه رستگاری واژههاست. یادش در حافظهی جمعی ما که هنوز به امید «آفتابی دلاویز» زنده هستیم، گرامی باد.



