چرا مدیریت سلبریتیها پس از جنگ حیاتی است؟
- شناسه خبر: 79740
- تاریخ و زمان ارسال: 16 فروردین 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

حیدر ولیزاده
مهمترین و چه بسا موثرترین ابزاری که دشمنان ایران در سالهای اخیر، در کنار جنگ سخت، آشوب و تحریمهای اقتصادی به کار گرفتهاند، جنگ نرم، جنگ رسانهای و جنگ روانی بوده است. ابزاری که باوجود تاکیدات فراوان رهبر شهید انقلاب اسلامی برای مقابله با آن، چندان مورد توجه قرار نگرفت و متاسفانه آسیبها و زیانهای آن در حوادث، آشوبها، جنگهای تحمیلی و… مشاهده گردید. تجربه نشانگر این مهم است که پس از پایان جنگ تحمیلی آمریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران و با بازگشت اینترنت و ارتباطات به شرایط عادی، این موضوع باید جدی تلقی شود تا مجددا شاهد بروز اتفاقات تلخ در جامعه نباشیم.
در این میان، افرادی که صدای رساتر و بلندتری دارند و به اصطلاح نقش مهم در جنگ نرم و روانی ایفا میکنند باید بیشتر مورد توجه باشند و تحت کنترل قرار گیرند. بر همین اساس است که مدیریت چهرههای مشهور و سلبریتیها در فضای مجازی و رسانهای بیش از پیش، اهمیت بسزا و حیاتی دارد.
ممکن است در نگاه اول طرح این مساله با واکنش منفی یا گارد گرفتن برخی افراد مواجه شود. با این حال، بررسی حوادث سیاسی، امنیتی و اجتماعی سالهای اخیر نشان میدهد که سلبریتیها نقش چشمگیری در شکلگیری و دامن زدن به این حوادث ایفا کردهاند.
نویسنده این متن باور عمیق و اساسی به مقوله آزادی بیان و پس از بیان دارد، اما پیش از هر چیز لازم است به چند نکته کلیدی در این زمینه توجه شود تا ضرورت این اقدام موثر در آینده درک گردد:
نخست، به دلیل عدم رشد سیاسی کافی و بلوغ اجتماعی جامعه همگام با رشد ارتباطات و فضای رسانهای و پمپاژ مداوم اطلاعات، در سالهای اخیر سلبریتیها به دلیل شهرت، به مرجعیت فکری تبدیل شدهاند. در نتیجه، گفتار و رفتار آنان غالبا از سوی عموم مردم در عرصههای مختلف درست و صحیح تلقی میگردد و تقلید میشود.
دوم، مرجعیت فکری، توجه بیش از حد به این اشخاص و توأمان شهرت گسترده این افراد باعث شده تا آنان احساس کنند در هر موضوعی مجاز به ورود و اظهار نظر هستند، حتی بدون داشتن تخصص لازم در آن زمینه.
سوم، هر جامعهای دارای چارچوبها و خطوط قرمز امنیتی مشخصی است. ورود افراد فاقد صلاحیت به این حریمها و اظهار نظر در مورد آنها میتواند امنیت ملی را به مخاطره بیندازد و برای جامعه زیانبار باشد.
چهارم، بسیاری از سلبریتیها نشان دادهاند که بیشتر تابع هیجانات آنی هستند تا منطق و عقلانیت؛ لذا در بزنگاهها و شرایط حساس رفتاری نادرست از خود بروز میدهند.
پنجم، این طیف از افراد غالبا بهدنبال حفظ و گسترش شهرت خود هستند. بهویژه در دوران کنونی که فضای مجازی گسترده شده است و فشارهای روانی و رسانهای شدیدی از سوی معاندان و مخالفان حاکمیت به آنها وجود دارد، ترجیح میدهند با موجهای زودگذر همراه شوند تا از اعتبار و شهرتشان کاسته نشود.
ششم، برخی از سلبریتیها بهمنظور دستیابی به جایگاه بینالمللی در عرصه هنر یا تامین منافع شخصی خود در کشورهای دیگر (مانند اقامت یا سرمایهگذاری) اقدام به همراهی با منافع بیگانگان میکنند.
هفتم، با توجه به هزینههایی که در طول سالها برای سلبریتیها در سالهای مختلف از سوی حاکمیت انجام میشود و ظرفیتهایی که برای آنان ایجاد میگردد، هر جامعهای انتظار دارد که در شرایط عادی و بحرانی این طیف افراد در جهت تثبیت ارزشهای کلی کشور گام بردارند و خواسته یا ناخواسته به ابزاری در دست دشمنان و بیگانگان علیه منافع عمومی و ملی تبدیل نشوند.
بر این اساس و سایر مواردی که در این مجال نمیگنجد، پس از پایان جنگ تحمیلی لازم است به روشهای گوناگون و با توجه به تهدیدات امنیتی مستمری که اظهارات سلبریتیها ایجاد کرده است، این افراد بهویژه در فضای مجازی و رسانهای مدیریت و کنترل شوند. هر یک از این چهرهها با مخاطبان گسترده خود میتوانند با القای خواستههای بیگانگان و ضریب دادن به جنگ روانی آنان، جامعه را همانند گذشته بهسوی چنددستگی، ناامیدی و آشوب سوق دهند.
البته این روند مدیریت، به جز در موارد حساس، با افزایش رشد و بلوغ سیاسی عموم جامعه در سالهای آتی میتواند کاهش یابد؛ چراکه در جامعهای که تحلیل و منطق بر هیجان غلبه یابد، سلبریتیها (بهجز در حوزه تخصص خود) از مرجعیت فکری ساقط خواهند شد.
جامعه ایران پس از سالها تلقین «رعیت بودن» در نظامهای پادشاهی، از بهمن ۱۳۵۷ تمرین تحلیل و منطق و آغاز بلوغ سیاسی را شروع کرده است، اما هنوز فاصله قابلتوجهی با شرایط ایدهآل وجود دارد. این امر با برنامهریزی منظم در عرصههای آموزشی و رسانهای در زمان کوتاهتری نیز قابل تحقق خواهد بود. تا آن زمان، مدیریت سلبریتیها خصوصا در فضای مجازی و رسانهای اهمیت فراوانی خواهد داشت.






