چرا ترامپ از جنگ زمینی با ایران هراس دارد؟
- شناسه خبر: 84800
- تاریخ و زمان ارسال: 24 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

حیدر ولیزاده
در ماههای اخیر و با تشدید تنشهای بیسابقه در خلیج فارس، کاخ سفید بارها از گزینههایی مانند، تصرف نقاط کلیدی جزیره خارگ و حتی حملات همهجانبه سخن گفته است. همین روزها بود که ترامپ در شبکه اجتماعی خود (تروث سوشال) خط و نشان کشید که ارتش آمریکا «امشب پاسخی بسیار سخت» به ایران خواهد داد، اما تنها چند ساعت بعد، لحن او تغییر کرد، دستور حمله را لغو نمود و مدعی شد که تهران و واشنگتن در آستانه یک توافق بزرگ هستند!
این رفتار سینوسی یعنی تهدید به نابودی در فضای مجازی و عقبنشینی در واقعیت برای ناظران سیاسی یک پرسش اساسی ایجاد کرده است: چرا رئیسجمهوری که خود را مقتدرترین فرمانده جهان میداند، هرگز جرأت عبور از فاز حملات محدود هوایی/ موشکی و ورود به فاز «حمله زمینی» به خاک ایران را ندارد؟
پاسخ به این پرسش در یک کلمه خلاصه نمیشود؛ بلکه ترکیبی از محاسبات پیچیده نظامی، جغرافیای ایران، هزینههای سرسامآور اقتصادی، تلفات نظامی و البته ساختار فکری شخص ترامپ است. در این نوشته، دلایل راهبردی این «واهمه واقعی» را کالبدشکافی میکنیم.
تله جغرافیایی؛ ایران، عراق یا افغانستان نیست
بزرگترین کابوس ژنرالهای پنتاگون در واشنگتن، جغرافیای طبیعی ایران است. ایران کشوری پهناور با مساحتی بیش از ۱.۶ میلیون کیلومتر مربع است (یعنی تقریباً چهار برابر عراق و سه برابر افغانستان). اما موضوع فقط وسعت نیست؛ ساختار توپوگرافی ایران کاملا متمایز است.
بخش عمدهای از مرزهای ایران و مناطق داخلی آن توسط دو رشتهکوه عظیم زاگرس و البرز محصور شده است. ورود به این جغرافیا به معنای پیشروی نیروی زمینی در درههای باریک و مواجهه با کمینهای بیپایان است.
ارتش آمریکا هنوز کابوس کوههای تورابورا در افغانستان یا کوهستانهای ویتنام را فراموش نکرده است. جغرافیا در دکترین نظامی ایران، یک عنصر دفاعی فعال است که هرگونه پیشروی زرهی یا پیادهنظام بیگانه را فرسایشی و مرگبار میکند.
دکترین «دفاع نامتقارن» و قدرت موشکی ایران
دلیل دوم که ترامپ را در حد حملات نقطهای یا نبردهای سیگنالی نگه میدارد، ساختار دفاعی ایران است. ایران در سه دهه گذشته استراتژی خود را بر پایه «جنگ نامتقارن» بنا کرده است. ایران در برابر نبرد کلاسیک آمریکا با این نوع جنگ نقطه ضعف ارتش ایالات متحده را نشانه گرفته است:
* نیروی دریایی ایران با تکیه بر قایقهای تندروی موشکانداز، مینهای دریایی هوشمند و زیردریاییهای کوچک، میتواند خلیج فارس و تنگه هرمز را به جهنمی برای ناوهای هواپیمابر تبدیل کند.
* شبکه موشکی ایران، قادر است در صورت وقوع جنگ زمینی، تمام پایگاههای آمریکا و همچنین منافع واشنگتن در منطقه را هدف قرار دهد. ترامپ خوب میداند که ورود سربازان آمریکایی به خاک ایران، ماشه شلیک هزاران موشک به سوی منافع واشنگتن در کل خاورمیانه را خواهد کشید.
هزینههای نجومی؛ فاکتور ۶۵۰ میلیارد دلاری اندیشکده کوئینسی
دونالد ترامپ پیش از آنکه یک سیاستمدار باشد، یک «تاجر» است. او دنیا را از زاویه سود و زیان مالی میبیند. بر اساس گزارش اخیر اندیشکده کوئینسی، تنها در ماه اول درگیریهای پراکنده و هوایی میان آمریکا و ایران در مارس گذشته، پنتاگون رقمی بین ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار هزینه روی دست مالیاتدهندگان آمریکایی گذاشته است.
همین گزارش برآورد میکند که یک جنگ زمینی و همهجانبه با ایران، سالانه بیش از ۶۵۰ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت.
شوک نفتی و کابوس بنزینِ گران در داخل آمریکا
برای یک رئیسجمهور در آمریکا، هیچ چیز به اندازه افزایش قیمت بنزین در جایگاههای سوخت، رایآور یا رایسوز نیست. تنگه هرمز شاهرگ حیاتی انرژی جهان است که حدود ۲۰ درصد نفت مصرفی دنیا از آن عبور میکند.
در روزهای اخیر، حتی تهدیدهای لفظی اخیر ترامپ درباره تصرف جزیره خارگ (هاب اصلی صادرات نفت ایران)، قیمت نفت را تا مرز رکوردشکنیهای جدید بالا برد. حالا تصور کنید اگر سربازان آمریکایی پای خود را روی خاک ایران بگذارند:
1ـ تولید و صادرات نفت منطقه فورا قطع میشود.
2ـ قیمت نفت به بالای ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه جهش میکند.
3ـ بازارهای بورس جهانی که با سیگنالهای صلح اخیر ترامپ کمی جان گرفتهاند، سقوط آزاد خواهند کرد.
ترامپ بهخوبی آگاه است که جنگ زمینی با ایران یعنی خودکشی اقتصادی برای والاستریت؛ و این چیزی نیست که حامیان مالی بزرگ او در نیویورک اجازه وقوعش را بدهند.
دکترین شخصی ترامپ؛ «بیزاری از جنگهای ابدی»
یکی از کلیدیترین ویژگیهای شخصیتی و سیاسی ترامپ، مخالفت ذاتی او با مخارج نظامی فرامرزی و اصطلاحاً «جنگهای ابدی» است. او همواره رؤسای جمهور پیشین آمریکا (بوش و اوباما) را به خاطر ورود به جنگهای عراق و افغانستان ملامت کرده و اقدامات آنها را «احمقانه» خوانده است.
جدیدترین مصاحبههای ترامپ در ژوئن ۲۰۲۶ تاییدکننده همین دیدگاه است. او پس از لغو حملات اخیر، صراحتا در برنامه زنده فاکسنیوز گفت: «آیا مردم آمریکا کشش و تمایل این را دارند که فرزندانشان مجدداً در موقعیتهای خطرناک و در خاک یک کشور دیگر قرار بگیرند؟ من فکر نمیکنم».
بنابراین، دکترین ترامپ «فشار حداکثری اقتصادی + تهدید هالیوودی» است، نه ورود به فاز نظامیِ پیادهنظام.
بیداری شبکهمحور؛ محور مقاومت در کمین است
آمریکا در صورت حمله زمینی به ایران، با یک کشور واحد طرف نیست؛ بلکه با یک «شبکه منطقهای» روبروست. از حزبا… در لبنان تا انصارا… در یمن و گروههای مقاومت در عراق، همگی بخشی از دکترین دفاع موزاییکی ایران هستند.
ورود ارتش آمریکا به خاک ایران، بلافاصله تمام منافع واشنگتن و متحدانش از مدیترانه تا بابالمندب را به اهداف مشروع این شبکه تبدیل میکند.
تلفات نظامی سنگین و افکار عمومی آمریکا
یکی از مهمترین عواملی که ترامپ و ژنرالهایش را از حمله زمینی به ایران منصرف میکند، احتمال بالای تلفات سنگین نیروهای نظامی آمریکا در ایران است. ترکیب توانمندیهای دفاعی ایران با ویژگیهای جغرافیایی این کشور، شرایطی جهنمی برای سربازان آمریکایی ایجاد خواهد کرد که ایالات متحده در هیچ یک از جنگهای پیشین خود تجربه نکرده است. این همان خطری است که تحلیلگران و کارشناسان نظامی بارها به ترامپ هشدار دادهاند: تحقق چنین سناریویی نهتنها زمینهساز سقوط سیاسی ترامپ میشود، بلکه افکار عمومی آمریکا را بیش از پیش علیه سیاستهای جنگطلبانه کاخ سفید خواهد شوراند.
نتیجهگیری؛ طبل توخالی برای امتیازگیری
دونالد ترامپ استاد بزرگنمایی خطرات و بلوف زدن برای گرفتن امتیاز است. رفتارهای اخیر او از جمله ادعای مداوم درباره اینکه «ایران بسیار بیشتر از من خواهان توافق است» و لغو ناگهانی دستورات نظامی نشان میدهد که او کاملا از عواقب فاجعهبار هرگونه درگیری فیزیکی مطلع است.
حمله زمینی به ایران برای ایالات متحده فراتر از یک چالش، یک «مرداب استراتژیک» خواهد بود که برونرفتی از آن متصور نیست. به همین دلیل است که ترامپ در پشت تریبونها و صفحات مجازی، رعد و برق به پا میکند، اما در میدان عمل، پشت مرزهای زمینی ایران متوقف میشود و به دنبال راهی برای خروج آبرومندانه از طریق دالانهای دیپلماسی پنهان در قطر و پاکستان میگردد. تهدیدهای ترامپ صرفا ابزاری برای چانهزنی است؛ طبل بزرگی که به دلیل خالی بودن درونش، صدای بلندی دارد، اما هرگز نواخته نخواهد شد.











