پسرک، موش کور، روباه و اسب
- شناسه خبر: 57534
- تاریخ و زمان ارسال: 6 اردیبهشت 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
نسرین منتظری
ما از هنر چه انتظاری داریم؟ هنرمندان باید در آثارشان چه چیزی را درخور ذهن ما بپرورند که خروجی کارشان، دلنشین و تسکیندهنده باشد؟ به عقیده بسیاری شاعران و نویسندگان، جهان رسالت مهم و دائمیشان یافتن تمثیل برای روزمرگیهای آزاردهنده و خستهکننده ما باشد تا بتوانیم معنایی را در دل این تکرارهای همیشگی ببینیم. هنرمند انگار باید با نردبانی به طبقه بالای هستی برود و از آنجا به رنجها و آلام بشری نگاه کنند و از فردای بعد از پایان این رنجها خبری خوش بیاورد. شاید مبالغه و زیادهروی را هم در بین این خیالپردازیهای شاعرانه جای دهد اما احتمالا چندان مهم نیست. گاهی امیدی کمرنگ و حتی واهی، میتواند زمینهساز تلاشی شود که آغاز خوش اقبالیهای بعدی هست.
نویسنده کتاب «چارلی مکسی» خود را اساسا نویسنده نمیداند. او خود را انسانی معمولی خطاب میکند که در جریان روزمرگیها و دشواریهای انسان بودن دچار تناقضات مرسوم زمانه ماست. در نگاه او، خوبی و بدی در گذر زمان جایگاهشان را عوض نمیکنند و این ما انسانها هستیم که در مواجهه با این تناقضات باید تصمیم درست را بگیریم. مکسی معتقد است بزرگترین آزادی ما انسانها همین فرصت انتخابی است که در این دو راهیها میتوانیم راه درست یا غلط را برگزینیم. کتاب او ساده و روان است و همه عبارات و گفتوگوها نمادهایی از زندگی ما انسانها است. این کتاب ظاهرا برای کودکان نوشته شده ولی در واقع برای همه کسانی است که گاهی در مسیری که طی میکنند، احساس تردید میکنند. فیلم این کتاب نیز در سال 2022 با همین نام ساخته شد که در سراسر دنیا با استقبال زیادی روبهرو شده است.
در متن کتاب میخوانیم: «موش کور گفت: من خیلی کوچیکم. پسرک گفت: آره، ولی با بودنت تغییر بزرگی ایجاد میکنی. دوست داری بزرگ شدی چی بشی؟ پسرک گفت: میخوام مهربون باشم. پسرک پرسید: فکر میکنی موفقیت چیه؟ موش کور گفت: دوستداشتن. پسر پرسید: شجاعانهترین حرفی که تا الان زدی چی بوده؟ اسب گفت: کمک. درخواست کمک به این معنا نیست که ناامید شدیم، بلکه به معنی پس زدن ناامیدیه».



