پرواز در پهنه بیکران عشق
- شناسه خبر: 88535
- تاریخ و زمان ارسال: 19 مرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
محمدرضا رجایی پور
در دفتر تاریخ، نامها بسیارند؛ اما تنها اندکشمارند که وقتی نامشان بر زبان میآید، بوی خاک و خون و آسمان به مشام میرسد. عباس بابایی، تنها یک خلبان نبود؛ او معنای «پرواز» را از مرزهای فیزیکی فراتر برد و به قلمرویی وارد شد که در آن، بالها از جنس اراده و مسیر، از جنس ایمان بود.
او در روزگاری که آسمانها گلخانهی گلولهها و تماشاخانهی آتش بود، آموخت که چگونه میتوان میان هیاهوی جنگ و سکوتِ ایمان، پیوندی ناگسستنی برقرار کرد. وقتی فرمان هواپیمای او در میان انبوهی از موشکها و دشمن میدرخشید، او نه برای پیروزی بر یک دشمن مادی، بلکه برای اثبات این حقیقت پرواز میکرد که «مرگ، پایان نیست؛ بلکه آغاز پروازی است در بیکرانگی ابدیت.»
عباس بابایی، خلبانی بود که میدانست هر بار که به کابین نشست، تنها با یک ماشین جنگی روبهرو نیست، بلکه با تقدیرِ ملتی است که در چشمانتظار معجزهای. او در اوج اقتدار، در عین حال در اوج فروتنی، نشان داد که قهرمان بودن، به معنای نترسیدن از مرگ نیست، بلکه به معنای یافتن معنایی بزرگتر از خود در میانه خطر است.
آسمانها امروز شاید آرامتر از آن روزهای پرآشوب باشند، اما هر بار که خورشید از میان ابرها بر میخیزد، سایهی بلند پروازهای او را بر زمین حس میکنیم. او رفت تا ما یاد بگیریم که برای رسیدن به حقیقت، باید گاهی از تمام زمینها گذشت و با تمام وجود به سوی آسمانها پر گشود.
خداوند یار تو بود، ای که آسمان را به زمین پیوند زدی.


