تأملی دوباره بر آزمایش اولتیماتوم و سلطهی سرمایهداری
- شناسه خبر: 68973
- تاریخ و زمان ارسال: 23 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
مهدی سلطانیه ـ نائب رئیس کمیسیون تامین مالی و سرمایهگذاری اتاق بازرگانی
بخش دوم
عدالتخواهی در فرهنگ ایرانی
آزمایش اولتیماتوم به خوبی نشان میدهد که انسانها در ذات خود عدالتخواهاند، حتی اگر هزینهاش را بدهند. اما این میل به انصاف، در فرهنگهای مختلف، شدت و شکل متفاوتی دارد. در ایران، عدالت نهتنها یک خواست فردی، بلکه یک ارزش فرهنگی، دینی، و تاریخی است؛ ریشهدار در ادبیات، عرفان، و تجربهی زندگی جمعی.
در فرهنگ ایرانی، مفاهیمی چون «حقالناس»، «انصاف»، «عدالت علوی»، و «مروت» بارها در شعر، دین، و روایتهای عامیانه تکرار شدهاند. مردم ایران، حتی در تعاملات روزمره، حساسیت بالایی نسبت به بیعدالتی دارند، از تقسیم غذا در سفره گرفته تا تقسیم قدرت در نهادهای سیاسی یا اجتماعی.
اما این حساسیت، هیچوقت در ساختارهای رسمی بازتاب نیافته است. بسیاری از ایرانیان، در مواجهه با نهادهای دولتی، اقتصادی، یا قضایی، احساس بیعدالتی میکنند. این شکاف میان اخلاق فردی و ساختار نهادی، همان چیزی است که در آزمایش اولتیماتوم بهخوبی آشکار میشود.
*حال پرسش اینست:
چرا ساختارهای ناعادلانه در جامعهای عدالتخواه دوام میآورند؟
در پاسخ میتوان گفت:
ـ فقدان نهادهای چانهزنی موثر: در بسیاری از حوزهها، مردم امکان رد یا مذاکره ندارند. تصمیمها از بالا گرفته میشود، بدون مشارکت واقعی.
ـ فرسایش اعتماد عمومی: وقتی بیعدالتی تکرار میشود، مردم بهجای مقاومت، به انزوا یا سازگاری منفعلانه روی میآورند.
ـ تعارض میان ارزشهای فرهنگی و منطق بقا: فرد ممکن است در دل خود عدالتخواه باشد، اما برای حفظ موقعیت، ناچار شود در ساختار ناعادلانه مشارکت کند.
اگر مردم ایران در ذات خود عدالتخواهاند، پس نهادهای اجتماعی باید این میل را بازتاب دهند. طراحی ساختارهایی که:
1ـ امکان چانهزنی، اعتراض، و مشارکت واقعی را فراهم کنند؛
2ـ شفافیت و پاسخگویی را الزامآور سازند؛
3ـ کرامت انسانی را در تصمیمگیریها لحاظ کنند؛
آزمایش اولتیماتوم، در بستر ایرانی، نهتنها یک آزمایش روانشناختی، بلکه یک آینهی اجتماعی است. آینهای که نشان میدهد مردم، حتی در سختترین شرایط، عدالت را فراموش نکردهاند و این خود، نقطهای مهم و امیدوار کننده برای آغاز هر اصلاحی است.




