نشانگان دلهای شکسته
- شناسه خبر: 54681
- تاریخ و زمان ارسال: 13 اسفند 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

ترجمهی: ا. امیردیوانی
ز دل شکستگی خویشتن زمین گیرم
دل شکسته ز پای شکسته کمتر نیست
(نجیب کاشانی)
طبق جدول بینالمللی میزان فشار روانی (استرس)، مرگ همسر بیشترین درجه یعنی 100% را داراست! پیامدهای پارهای از جدیدترین پژوهشها حکایت از آن دارد که شتاب جانسپاری در میان همسرانی که از دیرباز دوشادوش یکدیگر میزیستهاند و شور و اشتیاقی به هم داشتهاند، بسا فزونتر از سایر زوجین است؛ به عبارت دیگر در مدت زمان اندکی بعد از درگذشت زن یا شوهر، مرگ نصیب فرد دیگری میگردد.
اخیراً هم حاصل یکی از بررسیهای پژوهندگان دانشگاه گلاسکو (انگلستان) بر روی فزونتر از 2000 زوج پیر و برنا که بعضی صمیمیتر بودند و عدهای نیز صرفا در کنار هم زندگی میکردند، نمایاند که به طور میانگین امکان درگذشت مردان و زنانی که همسرانشان را از کف دادهاند، در 6 ماه نخست ضایعهی عزیزشان، 30 درصد بیشتر از دیگران است و همین مقدار در زوجهای سالمتر یا بیشتر عاشق هم، 50 درصد فزونتر بود که نمایانگر ارتباط ژرفی بود که طی سالیان مدید میان آن زن و شوهران حکمفرما شده بود.
پژوهشگران به این پرسش که «چنانچه کسی در پی فوت همسرش حس کند که قلبش شدیداً شکسته، امکان پیش افتادن زمان مرگش بیش از پیش وجود دارد یا نه»، صراحتا پاسخ مثبت دادهاند و به این ترتیب «نشانگان قلبهای شکسته» رسما معرفی شده است.
دلهایی که به هم گره خوردهاند
پارهای از نظریهها بر این اساس استوارست که برتابی (تحمل) عوارض برآمده از حزن و اندوه فقدان عزیزان، به ویژه همسر، برای آنانی که از احساساتی قویتر بهرهمندند یا اینکه در سنین بالایند خیلی دشوارتر از دیگرانست. پیامد اکثر باورها و نظریههایی که ذهن آدمیان میکاوند مبتنی بر اینند که صمیمیت و دلبستگیای که طی سالیان سال میان زوجین ایجاد میشود چنان محکم و ناگسستنی است که هرگاه یکی از آن دو از جهان رخت بربندد، دیگری به شدت آرزوی مرگ و وصال عزیز از کف رفتهاش را میکند. این اعتقاد بنا به گفتهی بعضی متخصصان قلب و عروق همچون دکتر لیپسنتال، از لحاظ پزشکی نیز ثابت شدنی است چرا که به باور چرایی مرگ شمار زیادی از همسران تازه داغ دیده بیماری قلبی، ایست قلبی و سرانجام مرگ ناگهانی است. پزشک یاد شده بعد از ذکر این مطلب تاکید میکند که احتمال و خطر نیستی تا 18 ماه به دنبال مرگ دلبندان وجود دارد و پس از آن به علت سازگاری با ضایعه یا حمایت عاطفی سایر افراد خانواده از شخص داغدیده که زمان درازی است شریک زندگی هم بوده و عشق و علاقه نیز بینشان استوارست، بسی فزونتر از همسران جوان یا آنهایی میباشد که بدون علاقه در کنار هم زندگی میکنند. او میافزاید: در صورتی که شما همسر محبوبتان را از کف دادهاید؛ خطر خودکشی در کمینتان هست ولی هر آینه عوامل خطرآفرینی چون برخورداری از تندرستی کامل روانی و جسمی را در برداشته باشید، این خطر چند برابر کاسته میشود.
پزشکان باورمندند که هورمونهای به مثابه کورتیزول، اپینفرین و نوراپی نفرین که بر اثر فشار روحی (استرس) فراوان در بدن ترشح میشوند، مقدار ترشحشان موقع مرگ یک عزیز چند برابر میگردد و از همین روی قادرند شرایط عمومی فرد داغدیده را شدیداً به مخاطره افکنند. لیکن محققان این مطلب را نیز یادآور شدهاند که افزایش ترشح این هورمونها چنانچه فرد در حمایت کامل عاطفی از طرف اطرافیانش باشد، خیلی دردسر آفرین نمیشود و این امر اهمیت چشمگیر پشتیبانی روانی اطرافیان فرد داغدیده از وی را بیان مینماید.
عشقهای جاودانه، مرگهای عاشقانه
طی یکی از مطالعات رولین مک کارتی، یکی از پژوهشگران به بررسی این موضوع پرداخت که آیا واقعا هرگاه دو نفر مثلا به مدت 6 سال در کنار هم زندگی کنند، این مدت میتواند دستکم تاثیری روی آرامش هنگام خواب آنان داشته باشد؟ او ضمن این پژوهش به نتیجهی جالبی دست یافت و دریافت طول مدت در کنار هم بودن چنان اثر ژرفی بر دو طرف میگذارد که حتی ضرباهنگ (ریتم) دم و بازدمشان در سراسر شب هنگام و تمام مدت خواب مانند هم میشود و آرامشی که هر دو نفر به هم انتقال میدهند، تاثیر بسزایی در خواب آرامشان مینهد و همسان بودن نوار مغز گرفته شده از زوجها موقع خواب این حقیقت انکارناپذیر را بیش از پیش عیان کرد.
دکتر لی، سرپرست این پژوهشها میافزاید که وقتی دو تن به مدت 30، 40 یا 50 سال هر روز صبحشان را با دیدن روی هم آغاز و شبشان را با دیدن روی یکدیگر به پایان میرسانند، از حیث عاطفی و روانی چنان رابطهای بینشان ایجاد میگردد که گسستن آن مثل کندن ریشه از درخت است. اکنون فکر کنید که چه رخ میدهد بین دو تنی که 50 سال در کنار هم بودهاند و از آن مهمتر چه پیش خواهد آمد اگر یکی از آنان با مرگ، دیگری را رها سازد، حتی تصورش نیز اندوهبار و هولناکست و شاید به همین علت در سالهای اخیر شرایطی را که پس از درگذشت عزیزش پشتسر نهاده «نشانگان قلبهای شکسته» نامیدهاند.
شرایط روحی غالب بر یک فرد داغدیده که همسر، فرزند یا والدین خود را از دست داده خیلی سخت و ناگوار است و بردباریاش برای بانوان به ترتیب دشوارتر از آقایان است و فشار روانی، سراسیمگی و آشفتگی سرچشمه گرفتن از آن در بسیاری از موارد احتمالا به احساس درد قفسهی سینه و نهایتا ایست ناگهانی قلب بیانجامد و این شرایط سخت و تحملناپذیر اگر در کسی که در پی 40 تا 50 سال زندگی مشترک، همسرش را از دست داده و پیشینهی بیماری قلبی نیز داشته باشد، خیلی پرمخاطره است و حمایت شدید عاطفی اطرافیان به ویژه فرزندان فرد را میطلبد.
منبع: msnbc







