معلولان، فراموششدگان برنامهریزیها
- شناسه خبر: 81060
- تاریخ و زمان ارسال: 2 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

رویا بابائی
در 8 فروردین ماه امسال، در حالی که مردم ایران عزیزمان، زیر سایه جنگ و حملات وحشیانه آمریکایی ـ اسرائیلی، با تردید و اضطراب در حال مزهمزه کردن طعم سال نو بودند؛ یک حمله به منطقه مسکونی در روستای نجفآباد قزوین منجر به مجروحیت 15 شهروند و شهادت ۶ شهروند شد که ۴ نفر از آنها از افراد دارای معلولیت شدید جسمی و ذهنی بودند.
آغاز یک پرسش جدی ویژگی شهدای مظلوم این حادثه این بود که آنها توانایی جابهجایی، واکنش سریع، پناه گرفتن و حتی درخواست کمک را نداشتند و همین واقعیت تلخ یادآور یک حقیقت بنیادین است: بحرانها همیشه نخستین و عمیقترین ضربه را به ضعیفترین گروهها وارد میکنند و یک واقعیت مهم و کمتر دیده شده را آشکار کرد: آسیبپذیری شدید افراد دارای معلولیت در شرایط بحران و اینکه افراد دارای معلولیت در زمان بحران تا چه اندازه در معرض آسیبهای جبرانناپذیر قرار دارند.
اما آیا باید این را هم بپذیریم که واقعیت دیگری که در خلال این حادثه آشکار شده، «جا ماندن افراد دارای معلولیت از برنامههای کاهش دامنه» بحران است؟ آیا جان این افراد برابر با جان سایرین میارزد یا نمیارزد؟ پس این اتفاق ناگوار یک پرسش جدی را در برداشت و آن این است که: در چنین شرایطی، نقش نهادهای متولی حمایت از افراد دارای معلولیت چیست؟
خلأ در ایران تجربه جهانی در زمینه حفاظت از معلولان در شرایط جنگ و بحران نشان میدهد که کشورها برای این گروه، برنامههای ویژه تدوین میکنند و در بسیاری از کشورها فهرست معلولان نیازمند مراقبت فوری در هر منطقه، قبل از بحران تهیه میشود و بخشی از بدنه نیروهای امدادی (با آموزش قبلی) برای کمک به این گروه در نظر گرفته میشود.
خانوادههای دارای معلولیت، بستههای حمایتی ویژه و نقشه خروج اضطراری دریافت میکنند و تا جای ممکن امکان انتقال آنها به نقاط امن پیشبینی میشود و هدف از همه این اقدامات، کاهش تلفات و افزایش تابآوری اجتماعی است که سالهاست در استانداردهای مدیریت بحران دنیا ثبت شده است.
سکوت نهادها اما با وجود گذشت چندین هفته از این حادثه، هنوز اداره کل بهزیستی استان، اطلاعرسانی رسمی از ابعاد حادثه و اقدامات ثانویه مربوط به آن نداشته، در حالیکه بهزیستی در ساختار قانونی کشور، متولی اصلی شناسایی، حمایت، توانبخشی و حفاظت از افراد دارای معلولیت است و بنابراین طبیعی است که افکار عمومی انتظار داشته باشند این سازمان حداقل گزارشی شفاف درباره اقداماتی که در طول جنگ داشته، ارائه دهد.
همچنین در خلال جنگ اخیر هیچ اطلاع رسمی و روشنی از سوی مسئولان درباره نحوه رسیدگی به خانوادههای معلولان جانباخته یا مجروح منتشر نشد. نه گزارشی از حضور میدانی، نه بیانیهای درباره حمایتهای اضطراری و نه توضیحی درباره پیگیری وضعیت بازماندگان، نه حتی اطلاعیهای درباره حمایت فوری از خانوادههای معلولان آسیبدیده و نه توضیحی درباره تمهیدات پیشگیرانه برای سایر افراد دارای معلولیت استان.
این خلأ اطلاعرسانی باعث شده تا پرسشها و نگرانیها در میان شهروندان، فعالان اجتماعی و خانوادههای دارای معلولیت افزایش پیدا کند و این پرسش مهم به وجود بیاید که: بهزیستی در میانه بحرانها برای حمایت از جامعه هدف خود دقیقا چه نقشی دارد و اساساً معلولان در برنامههای مدیریت بحران استان دیده میشوند یا خیر؟
همچنین انتظار میرفت با تشکیل تیم واکنش سریع برای شناسایی معلولان در معرض خطر اقدامات فوری به عمل آمده و معلولان شدید مناطق پیرامونی به نقاط امنتر و قابل مدیریت منتقل شوند. موضوع بعدی این است که مدیریت بحران استان، ضمن جای دادن جامعه معلولان در فهرست «جمعیتهای پرخطر» در بحران، باید تمهیدی هم برای ارائه خدمات اضطراری روانی، معیشتی، دارویی و توانبخشی به خانوادههای افراد دارای معلولیت بیاندیشند و با اطلاعرسانی منظم در این خصوص، زمینه اطمینان خاطر و آرامش روحی شهروندان را فراهم کند.
هیچ یک از این اقدامات نه غیرممکن بود و نه خارج از وظایف قانونی اما تقریبا هیچکدام از آنها به عمل نیامد و موضوع مهمتر آن است که با قرار گرفتن در ایام آتشبس هم گزارشی مبنی بر پر کردن این خلاء و تأمین نیازهای گروه هدف دیده نمیشود. پس این سوال همچنان پابرجاست که آیا سازوکاری برای شناسایی و حفاظت اضطراری از معلولان شدید برای شرایط بحرانی وجود دارد؟
اگر چنین سازوکاری هست، چرا اجرا یا اطلاعرسانی نمیشود و اگر وجود ندارد، چه زمانی قرار است برای ایجاد آن اقدام شود؟ حادثه نجفآباد نهفقط یک تراژدی انسانی، بلکه هشداری جدی برای بازنگری در نحوه حمایت از افراد دارای معلولیت است و طبیعتاً اگر سازوکارهای حفاظت از گروههای آسیبپذیر از جمله معلولان و سالمندان در بحران تدوین و اجرا نشود، یک حادثه دیگر میتواند قربانیان مشابه بر جای بگذارد
جامعه معلولان؛ فراموششدگان مدیریت بحران
حادثه نجفآباد قزوین، بیش از آنکه یک مورد استثنایی باشد، آینهای از غفلت سیستم مدیریتی نسبت به یکی از آسیبپذیرترین اقشار جامعه در بزنگاههای بحرانی است اما این گروه نباید فراموششدگان مدیریت بحران باشند؛ آنها بخشی جداییناپذیر از جامعه تابآور ما هستند و اکنون زمان آن رسیده است که این حقیقت در عمل و در بطن سیاستگذاریها و برنامهریزیهای اضطراری بازتاب یابد تا تضمینی باشد بر عدم تکرار تراژدیهای مشابه در آینده.
فقدان سازوکار مشخص، اطلاعرسانی شفاف و اقدامات پیشگیرانه برای جامعه معلولان در شرایط اضطراری، نه تنها یک نقص در مدیریت بحران، بلکه نقض آشکار کرامت انسانی و حقوق اولیه این شهروندان است اما این حادثه درسی است تا مدیریت بحران کشور و به تبع آن استانها با نگاهی جامعتر و انسانمحورتر، به بازنگری در رویههای خود بپردازند.
تدوین و اجرای شفاف سازوکارهای حفاظت از گروههای آسیبپذیر، از جمله معلولان و سالمندان، نه تنها وظیفهای قانونی، بلکه سرمایهگذاری بر تابآوری اجتماعی است؛ سرمایهگذاری که تکرار قربانیان مشابه در حوادث آتی را ناممکن میسازد.






