ما بلدیم راه پیدا کنیم؛ شاید عیبمان همین باشد
- شناسه خبر: 62896
- تاریخ و زمان ارسال: 28 تیر 1404 ساعت 07:20
- بازدید :

نفیسه کلهر
در حالت عادی، وقتی تابستانها سر ظهر مسیر دفتر روزنامه به خانه را برمیگردم، مسیری که با ماشین بیشتر از ده دقیقه نیست، اغلب گرمازده میشوم.
شنبه که به روزنامه رفتم، طبق جدول قطع برق، برقها باید تا بیست دقیقه بعد از رفتنم قطع میشد و کار در تحریریه باید تعطیل میشد، سعی کردم با عجله تغییراتی را که میخواهم، در صفحهام اعمال کنم.
ناراحت بودم از اینکه این مسیر را آمدهام و دو ساعت هم باید معطل شوم.
اما خوشبختانه متوجه شدم همکارانم تمهیداتی برای این قضیه اندیشیدهاند. یک موتور برق آورده و گذاشته بودند در بالکن دفتر روزنامه برای این که در زمان قطع برق کارهای روزنامه عقب نیفتد. هرچند موتور برق برای روشن کردن برق تمام سیستمها کافی نبود و مجبور بودند سیستمهای کمتری را روشن کنند اما همین که کار برای ۲ ساعت لنگ نمیماند، غنیمت بود.
خیلی خوشحال شدم از این فکر بکر، ولی وقتی برق قطع شد و موتور برق روشن شد، تازه متوجه سختی کار در این شرایط شدم. اینکه اعضای تحریریه در گرمترین ساعات روز بدون کولر و با نور کم باید کار میکردند یک طرف ماجرا، صدای بلند موتور برق برای تحریریهای که اهمیت سکوت در آن زیاد است و بوی بنزینی که در فضا میپیچید هم یک طرف دیگر!
بو و صدا حتی باعث شده بود که درهای بالکن بسته باشد و این هوا را گرمتر میکرد. با این حال، همه همکارانم در دفتر روزنامه با صبوری، کارها را انجام میدادند، حتی همکارانی که نسبت به گرما حساستر هستند و یا یکی از صفحهبندها که ماههای آخر بارداری را میگذراند. هیچ کدام در کیفیت کارشان تغییری ایجاد نشد، نه غر زدند و نه گلایه کردند.
آنقدر این فضای همدلانهی همکاری، دلنشین بود که یک فیلم کوتاه هم از کار کردن در آن وضعیت گرفتم و در فضای مجازی منتشر کردم.
چند ساعت بعد وقتی به خانه برگشتم، یک نفر با دیدن فیلم کار کردن ما پیام داده بود: «بس که این مردم بلد نیستن حقشونو بگیرن، هر مشکلی با بیکفایتی برامون میسازن و هر بلایی سرمون میاد یه راه حل جایگزین پیدا میکنن و باهاش کنار میان!»
تعجب کردم از این حرف، چه کار باید میکردیم؟ کار را تعطیل میکردیم و مینشستیم توی خانه؟
بله، شاید ما زیادی تحمل میکنیم.
شاید گاهی از آنطرفِ ماجرا، این تابآوری، شبیه انفعال به نظر برسد.
اما هر کسی که تجربهی کار گروهی دارد، میداند همیشه همهچیز ایدهآل نیست.
گاهی برق نیست، گاهی صدا هست، گاهی گرماست، گاهی خستگی و گاهی هم همه اینها با هم هست.
ولی در این بین، آنچیزی که کار را جلو میبرد، الزاما اعتراض و هوچیگری نیست، آن هم در وضعیتی که بیشتر شهر با آن درگیرند.
چه بخواهیم و چه نخواهیم مشکلاتی در کشور هست. زیرساختهایمان ضعیف است و در این مورد، همین همکاران صبورم بارها در روزنامه نوشتهاند، اما این را هم میدانیم که ما همیشه نمیتوانیم همهچیز را تغییر بدهیم.
اینکه در شرایط سخت، کسانی هستند که همچنان کار را رها نمیکنند و مسئولانه به دنبال پیدا کردن راه حل هستند به نظر من خودش یک جور ایستادگی است.
