لطفا این آمار را به حافظه تاریخ نسپارید!
- شناسه خبر: 63598
- تاریخ و زمان ارسال: 6 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
آرش شایسته نیا، دکترای مدیریت رسانه و مدرس دانشگاه فرهنگیان
مطالعه منابع، بخش عمده و اصلی از روش علمی است و در کلیهی پژوهشهای علمی انجام میشود تا آن جا که چنین مطالعهای مبنای بسیاری از تحقیقات در علوم انسانی است. در پژوهشهای تاریخی، مطالعه منابع نه تنها اطلاعاتی درباره کارهای انجام شده به محقق میدهد، بلکه نتایج این مطالعه، دادههای لازم را برای پژوهش او فراهم میکند. باید بپذیریم پژوهش تاریخی به طور کلی بر اساس مطالعه دقیق دانش موجود در حوزه مورد پژوهش انجام میشود.
در صورتی که بنیانگذاری پایه علمی تحقیق که از طریق مطالعه منابع فراهم میشود، ضعیف و یا حتی خالی از اشکال نباشد؛ پژوهشهای بعدی خام، سطحی و حتی نامعتبر خواهند بود.
تجاوز رژیم غاصب صهیونیستی و همراهی ایالات متحده آمریکا با آن دولت به سرزمین پهناور «ایران» که منجر به شهادت جمعی از افسران عالیرتبه نیروهای مسلح، دانشمندان دانش هستهای و مردم بیدفاع و بیگناه گردید؛ نه تنها در تاریخ به ثبت خواهد رسید؛ بلکه دریچهای به روی اندیشمندان اندیشکدهها، پژوهشگران و محققان مراکز علمی و تحقیقاتی باز خواهد کرد تا آنان بهتر و بیشتر از پیش بتوانند تجاوزگری آنها را برای نسل حاضر و حتی نسلهای آینده ترسیم و بازگو نمایند.
مطالعات نشان میدهد که یکی از منابع مهم مطالعاتی اندیشمندان، پژوهشگران و محققان در بازتعریف و بازگویی رویدادهای تاریخی؛ محتوای رسانهها هستند؛ از همان زمان که سنگنوشتهها در دامنه کوهها و یا دیوارنویسیهای غارها به عنوان نخستین رسانهها دستهبندی شدند تا به امروز که رسانهها از چاپی و دیداری و شنیداری فراتر رفته و رسانههای نوینی بر پایه و بستر اینترنت به وجود آمدهاند.
اگر پژوهشگران و محققان امکان دسترسی به اصل محتوای رسانهها را به عنوان «منابع دست اول» تحقیقاتی داشته باشند، آنان میتوانند به نتایج مورد نظر خود دست یافته و برای سوالهای خود، پاسخ متقن و در عین حال جامعی را به دست آوردند اما اگر، امکان دسترسی به منابع اول فراهم نباشد و آنان به اجبار، ملزم به استفاده از آمار و اطلاعات دیگران به عنوان «منابع دست دوم» باشند؛ و آن آمار حتی اگر به صورت سهوی، دقیق نبوده و فاقد اعتبار و «پایایی» باشد؛ بیشک نتایج تحقیقات به دست آمده نیز غیرقابل استناد در هر زمانی چه زمان حال و چه در زمان آینده خواهد بود. چه آنانی که خود، منابع مطالعاتیشان را از متن و محتوای مطالب «رسانه»ها به عنوان منبع دست اول انتخاب میکنند و چه آنانی که نتایج کارشان را به عنوان منابع دست دوم در اختیار همان محققان و پژوهشگران قرار میدهند؛ «تحلیل محتوا» میتواند یکی از بهترین روشهای تحقیق باشد.
«تحلیل محتوا»، مطالعه ارتباطات است. یک روش پژوهشی است که به صورت «منظم» و «عینی» برای توصیف مقداری محتوای آشکار ارتباطات به کار برده میشود. تحلیل محتوا روشی است برای مطالعه و تحلیل ارتباطات به شیوهای نظاممند، عینی و کمی با هدف اندازهگیری متغیرها است.
در این روش، پیامها یا اطلاعات به صورت منظم «کدگذاری» و به نحوی طبقهبندی میشوند که پژوهشگر بتواند آنها را به صورت «کمی» تجزیه و تحلیل کند. این روش برای هرشکلی از ارتباطات انسانی (از اشارات تا کتابهای درسی و از تخته اعلانات تا پیامهای رادیو، تلویزیون، شبکههای اجتماعی و…) به کار برده میشود. هدف غالب تحلیل محتواهایی که انجام میشوند پاسخگویی به سوالهایی است که با مواد مورد تجزیه و تحلیل «ارتباط مستقیم» دارند. در این تحلیلها، اطلاعات معینی طبقهبندی میگردند و به جدولهای سادهای تبدیل میشوند.
***
هفته گذشته و پس از قریب به دو هفته از آغاز آتشبس میان اسراییل و جمهوری اسلامی ایران؛ رئیس خانه مطبوعات استان قزوین فعالیت رسانههای قزوین را در جنگ 12 روزه تشریح کرده و ضمن اعلام ضعف نمایندگی روزنامههای سراسری در استان قزوین میگوید: بیش از 24 هزار و 789 مطلب در سایتها، پیامرسانهای ایتا، تلگرام، واتساپ و اینستاگرام و همچنین رسانههای چاپی تولید، بازنشر و چاپ شده است که بیشتر آنها با موضوع «جنگ» است.
وی سپس به رسانههای چاپی اشاره میکند و میگوید: هفتهنامه تابان با سه هزار و 527 مطلب در صدر قرار گرفته؛ هفتهنامه مینودر با یکهزار و 811 مطلب، روزنامه ولایت با یکهزار و 87 مطلب، ماهنامه نسیم قزوین با 866 مطلب و ماهنامه آبیک فردا با 829 مورد در ردههای بعدی قرار گرفتهاند.
متاسفانه رئیسخانه مطبوعات روش تحقیق و تحلیل خود را در هیچ یک از پاراگرافهای خبر توضیح نداده است تا بر اساس آن، خط فکری مشخصی بر این دادهها برای مخاطب فراهم شود، با این همه؛ بر فرض صحت نتایج تحقیقات انجام شده از سوی (رئیس) خانه مطبوعات از یک سو و صحت ادعای چاپ هفتهنامه تابان از سوی دیگر در این بازه زمانی؛ اگر تمام صفحات این هفتهنامه خبر، گزارش و حتی سایر مطالب باشد و مدیران این هفتهنامه در این بازه زمانی دو شماره هم منتشر کرده باشد؛ چگونه این هفتهنامه 3هزار و 527 مطلب را تولید و منتشر کرده است. این مساله درباره رسانههای چاپی که در ردههای بعدی هم قرار گرفتهاند نیز قابل طرح است؛ در حالی که روزنامه ولایت با آن که هر روز هم (به جز 5شنبهها) منتشر میشود؛ نتوانسته است از هفتهنامه تابان و یا هفتهنامه مینودر بالاتر قرار گیرد.
شاید این سوالها با این پاسخ مواجه شود که در محاسبه عملکرد این دسته از رسانهها، تولیدات فضای مجازی هم مدنظر قرار گرفته است که در این حال باید سوالهای جدیدی را مطرح کرد که مهمترین سوال، همان سوال نخست است که این نتایج بر اساس کدام روش تحقیق علمی صورت گرفته است؟ و آیا این روش تحقیق از «پایایی» و «روایی» قابل اعتنا برخوردار بوده و کاملا علمی است؟ با توجه به سطرهای گذشته؛ مطمئنترین روش تحقیق برای این دست تحقیقها روش «تحلیل محتوا» است؛ اما در تحلیل محتوا «سنجه»ها و «دسته»ها باید کاملا مجزا و مشخص باشد تا محقق بتواند در «کدگذاری دادهها» راه را به خطا نرود تا نتایج فرضیهها و پاسخ سوالهای تحقیق با کمترین خطا پاسخ داده شود.
سوال بعدی این جا شکل گرفته میشود که این مسئول فرهنگی و رسانهای در خبر خود رسانههای الکترونیک برخط (پایگاههای خبری) را از رسانههای چاپی جدا میکند و میگوید «تیتر قزوین» با یکهزار و 632 مطلب در صدر قرار گرفته و «عصر قزوین» ، «قزوین نیوز» ، «صبح قزوین» و «گذر نیوز» در ردههای بعدی قرار میگیرند. آیا واقعا تیتر قزوین و سایر پایگاههای خبری صاحب رتبه در سایت خود این تعداد خبر، گزارش و یا مطلب را منتشر کردهاند و قابل بازشمارش است؟
ممکن است رئیس خانه مطبوعات استان قزوین مدعی باشد که عملکرد این پایگاهها با توجه به گروهها و کانالهای خبری وابسته به خود آنها به این جایگاه و رتبه رسیدهاند که آنگاه باید این سوال را مطرح کرد که در این صورت چگونه عملکرد آن پایگاهها و کانالها که در رسانههای چاپی سبب کسب جایگاه شدهاند در این بخش تفکیک شده و سبب ارتقای پایگاههای خبری گردیدهاند؟ و اصلا هنگامی که یک خبر در تمام گروههای مجازی بازنشر داده میشود؛ سهم هر رسانه از آن خبر بازنشر شده چه عدد و رقمی است؟
خوب بود که آن مقام مسئول که در ابتدای خبر خود و با توجه به تحقیق انجام شده به ضعف نمایندگی روزنامههای سراسری به صورت صریح اشاره کرده است؛ آن نقاط ضعف را به صورت «کیفی» بیان میکرد تا متولیان این حوزه در اداره کل ارشاد اسلامی بدون توجه به میزان کارکرد آنها در این چنین مواقعی با اعطای نمایندگی رسانههای سراسری موافقت ننماید. چرا که تنها کارکرد آنها جذب آگهیهای استان و کسب درآمدهای بالا است؛ چیزی که بارها از سوی مدیران رسانههای محلی به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین اعلام شده اما آنان کوچکترین توجهی به آن نداشتهاند.
سوال بعدی این گزارش وقتی شکل میگیرد که چرا پایگاههای خبری که نمایندگی آنها در قزوین است؛ با پایگاههای خبری قزوین مورد ارزیابی قرار نگرفتهاند؟ مگر این پایگاههای خبری مورد اشاره، صفحه اختصاصی استان قزوین نداشتهاند؟
بر اساس شناسنامه خبرگزاری بسیج، این خبرگزاری پایگاه خبری به شمار نمیرود (در تمام صفحات این رسانه، این رسانه به عنوان خبرگزاری معرفی شده است). پس چرا عملکرد این خبرگزاری در بخش پایگاههای خبری مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفته است و چرا پایگاه خبری پرسون که مجوز آن برای استان قزوین صادر شده و در این استان فعالیت میکند، در بخش پایگاههای خبری استان مورد سنجش و ارزیابی قرار نگرفته و هم ردیف تجارت آنلاین قرار گرفته است؟
با این همه، این سوال همچنان ذهن مخاطب را درگیر خود مینماید که چرا در این ارزیابی سایر پلتفرمهای داخلی مانند «روبیکا» ، «بله» و… مورد توجه قرار نگرفته است؟ همانگونه که پیشتر نیز به آن اشاره شد اینکه صاحب رسانهای در یکی از سکوها و یا پلتفرمها گروهی دایر نماید و افراد مختلف که اتفاقا به عنوان خبرنگار رسمی نیز شناخته نمیشود و در قالب «شهروند خبرنگار» فعالیت رسانهای مینمایند و مطالب خود را در تمام گروههایی که رسانهها با نام خودشان دایر کردهاند؛ باز نشر میدهند، صاحب آن گروه مجازی در شبکههای اجتماعی به عنوان رسانه فعال و برتر معرفی میگردد در حالی که به جز راهاندازی این گروه مجازی؛ نقش دیگری در تولید محتوا نداشته است؟
از آنجایی که محققان و پژوهشگران و حتی دانشجویان دورههای تحصیلات تکمیلی (ارشد و دکتری) میتوانند بعدها در پایاننامهها و یا رسالههای دکتری خود از همین اطلاعات، اخبار و گزارشهای رسانهها به عنوان یکی از منابع کارهای پژوهشی و مستند تاریخی خود استفاده نمایند؛ به جا است تا عملکرد رسانهها در این بازه زمانی خاص به صورت دقیق و کاملا علمی و بر اساس روش تحقیق معتبر و قابل قبول و زیرنظر استاد راهنما صورت پذیرد.
در این گزارش تحقیقی باید میزان اخبار تولیدی، نوع گزارشهای خبری، سبک اخبار، گزارشهای تصویری، نقدها، مقالهها، سرمقالهها و … به صورت کاملا دقیق رصد و محاسبه شود تا بتوان سهم رسانههای استان را در اطلاعرسانی، آموزش، ایجاد وحدت و همدلی که از وظایف و کارکردهای هر رسانه است؛ در میان رسانههای سایر استانهای کشور به ثبت رساند؛ چیزی که در گزارش خبری رئیس خانه مطبوعات استان قزوین ناپیدا بوده و نمیتوان به عنوان سند متقن از آن استفاده کرده و با آن از عملکرد رسانههای استان قزوین در این بازه زمانی دفاع نمود.
نگارنده در کلاسهای درس «خبرنویسی» خود بارها به دانشجویان تاکید مینماید که خبرنگار یا گزارشنویس نباید «دقت» را فدای «سرعت» نماید و ماشین «سرعت» نباید «دقت» را زیر بگیرد.




