کارگر؛ ریههای خاموش اقتصاد در وانفسای معیشت!
- شناسه خبر: 81681
- تاریخ و زمان ارسال: 12 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

محمدرضا رجاییپور
(اول ماه مه؛ برابر با 11 اردیبهشت روز جهانی کارگر) تنها یک تاریخ در تقویم نیست بلکه فرصتیست برای مکث؛ اندیشیدن و بازخوانی نقش بیبدیل کسانی که ستونهای واقعی هر جامعه مدرن را بر دوش میکشند. در ایران امروز که اقتصادش سالهاست با تب مزمن تورم؛ بیثباتی ارزی و رکود ساختاری دست به گریبان است؛ کارگران چه در کارخانه و چه پشت فرمان تاکسی آنلاین؛ چه در کارگاههای کوچک و چه در پروژههای بزرگ عمرانی بیش از هر زمان دیگری زیر سایه سنگین ناامنی معیشتی و نابرابری اجتماعی نفس میکشند. دستمزد مصوب دیگر توان زیستن ندارد. تنها توانی برای زنده ماندنِ حداقلی را معنا میکند. آمارها میگویند خط فقر رسمی چند برابر حقوق پایه است و در واقع این اعداد تصویر خاموش سفرههاییاند که هر روز کوچکتر میشوند. کارگر امروز نه از فرط تنبلی که از شدت تلاش بیثمر فرسوده است. او صبحها زودتر از همه از خانه بیرون میرود و شبها دیرتر از همه باز میگردد. بیهیچ اطمینانی از اینکه فردایش بهتر از امروز خواهد بود یا نه. مشکل فقط دستمزد نیست. بیثباتی شغلی، خصوصی سازیهای بیضابطه، قراردادهای سفید امضا، نبود تشکلهای مستقل و کارایی ضعیف نظام تامین اجتماعی، زنجیرهایست که به تدریج امنیت روانی و اجتماعی کارگران را تحلیل برده است. آنان که چرخ اقتصاد را به حرکت در میآورند؛ خود در چرخهای گرفتار آمدهاند که فرصت باز تولید انسانی را از ایشان گرفته است. اما فراتر از همه اینها فقر و بیعدالتی تنها درد کارگر نیست؛ بلکه زنگ خطری برای جامعهای ست که از درون تهی میشود. هنگامی که کارگر امنیت ندارد؛ تولید هم معنا ندارد و آنگاه که نیروی کار بیانگیزه میشود توسعه تنها در گزارشها و شعارها باقی خواهد ماند. احترام به کارگر تنها در نصب بنر و پیام تبریک خلاصه نمیشود؛ بلکه به معنای باز تعریف ارزش کار؛ مشارکت صنفی واقعی و باز توزیع منصفانهی ثمره توسعه است. در روز کارگر؛ باید به یاد بیاوریم که شکوه هیچ ملتی بدون کرامت نیروی کارش پایدار نیست. اگر بخواهیم اقتصاد تولید محور داشته باشیم؛ ابتدا باید جامعهای کارگر محور بسازیم. جامعهای که در آن کار نه وسیله بقا بلکه راهی برای شکوفایی باشد.






