عرف ـ قانون
- شناسه خبر: 51216
- تاریخ و زمان ارسال: 22 دی 1403 ساعت 07:30
- بازدید :
سید مهدی حسینی صدیقی ـ کارشناس فقه و حقوق
اگر به تاریخ جنگهای بشر نگاه کنیم، چه از زمان سنگ و چوب چه در زمان دود و باروت، غالب جنگهای بشر بر سر مرزهایش بوده است. حال آیا نمیشود برای جوامع داخلی هم، مرز مشخص کرد؟ پاسخ واضح و مبرهن است، آری؛ جوامع هم، درون خود مرزبندیهایی دارند. دو چیز مرزهای درونی جامعه را ترسیم میکند: «عرف ـ قانون» دو عنصر عرف و قانون هر دو ریشههای خاص خود را دارند و در جوامع اسلامی عمده بخش تشکیل دهنده عرف سرمنشاء دینی دارد و در کنار آن تجربههای تاریخی، جامعه هم بخشهای دیگری از عرف را شکل میدهد. اما قانون: قانون چیزی جز قراردادهای تعیین شده میان افراد جامعه نیست، که در هر جامعهای بنا بر سیستم خاص حکومتی، قوانین در یک محل خاص تشکیل، تصویب و سپس به طرق دیگر به اجرا درمیآیند. مرزهای عرفی، مرزهای اصیل و ریشهای ما هستند، زیرا مدت زمان زیادی برای تشکیل یک قاعده عرفی صرف میشود، اما یک قانون میتواند همین امروز جرقهاش بخورد و نهایتا بعد چندین سال در جامعه اجرایی شود. حال تمام مقدمات را گفتیم تا به سراغ اصل ماجرا برویم؛ حجاب. «حجاب» یک عنصر حاصل از قواعد عرفی ماست که بعدها به دل قوانین ما رسوخ کرد. حجاب در نظام اساسی جمهوری اسلامی، چنانی پیش رفت که در شهریور ماه 1401 منجر به تهاجمی علیه مرزهای عرفی ما شد. ۲۵ ام شهریورماه ۱۴۰۱ خورشیدی، جایی که شروع داستان ما بود و در مهر همان سال هم داستان ما به نقطه عطف خود رسید. ناآرامیهای سال 1401، تهاجمی با منشاء خارجی برای تهاجم به مرزهای جامعه ما بود، تقریبا مانند آنچه در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ رخ داد، منتهی مراتب با سلاحهایی متفاوت، و قالبی متفاوت! با سلاح رسانه، مردم ما را علیه مرزهای عرفی جامعهمان شوراندند، و این شورش تا جایی پیش رفت که منجر به سقوط سنگر حجاب در بطن جامعه اسلامی ما شد. اما بحث ما همینجا مسیرش را عوض میکند، ادامه نمیدهیم زیرا ادامه ماجرا برای هر انسان پیگیر اخبار، اظهر منالشمس است. مسیر اصلی بحث همینجاست، ما چرا اشتباه دفاع میکنیم؟! در اوج اغتشاشات ۱۴۰۱، مگر شعارها متوجه قانون حجاب اجباری بود؟ مگر دشمن گلولهاش را به سمت مرز قانون شلیک میکرد؟ پاسخ سوال خیر است! از همان ابتدا اصلا هدف قانون حجاب و ونها نبوده، بلکه هدف تهاجم، مرزهای عرفی ما بوده است، یعنی اصل مساله حجاب در اسلام. اگر عقلانی حساب نماییم در حال حاضر اگرچه مرزهای قانونی در موضع حجاب ضعیف شدهاند (که همین امر به مرور باعث تضعیف سایر قوانین در موضوعات مختلف میشود) اما میتوانیم بگوییم سنگر عرفی ما علنا سقوط نموده! و اساسا دلیل ضعف سنگر قانون نیز به همین خاطر است، زیرا عرف و فرهنگ، استوارترین دیوار برای تکیه قوانین تدوین شده هستند. حال با توجه به تعاریف صورت گرفته نگاهی به رویکرد مجلس به عنوان بزرگترین ارگان قانونگذار کشور و همچنین سایر ارگانهای کشور بکنیم. ارگانهای کشور برای مقابله با آشوب فرهنگی دو سال پیش که پس لرزههای آن در حال حاضر متوجه جامعه ما هست و در زیر پوست جامعه در جریان است، سعی دارند با نهایت زور به تقویت جبهه قانونی و بعد قانونی حجاب بکنند و بیتوجه و بدون نظارت بر امور ارگانهای فرهنگی هیچ اعتنایی به بعد عرفی حجاب و مرزهای از هم تنیده عرف اجتماع نمیکنند! نتیجه چنین رویکردی نیز مشخص است، عقبنشینی روز به روز قانون با وجود تصویب صدها برگ کاغذ و امضا بازی! ما در تلاشیم تا با قانون، عرف خود را تضمین کنیم در حالی که پشتوانه اصلی قانون ما عرف ماست! و هنگامی که قانونی پشتوانه عرف جامعه را نداشته باشد، هیچگاه در بستر جامعه عملی نمیشود، و صرفا جوهری است بر روی یک کاغذ.
در نهایت باز میگردیم به همان سخن امام: «من حکم شرعی دادم، اگر قابل اجرا نیست، اجرا نکنید! والسلام.»


