جامعهای که زیر فشار روایتها نفس میکشد
- شناسه خبر: 75016
- تاریخ و زمان ارسال: 10 دی 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نگار موحد
۸ دی ۱۴۰۴ را نمیشود صرفاً یک روز خبری شلوغ در تقویم رسانهای دانست؛ این روز، برآیند فشرده مجموعهای از بحرانهای انباشتهای است که سالهاست جامعه ایران را در وضعیت «تحملِ فرسایشی» نگه داشتهاند.
جهش قیمت ارز و طلا، اعتراضهای معیشتی بازاریان، ریزش بورس و سکوت یا واکنشهای حداقلی نهادهای رسمی، همگی نشانههایی از ورود جامعه به مرحلهای حساس از تابآوری اجتماعیاند؛ مرحلهای که مرز میان تحمل عقلانی و خشم انفجاری هر روز باریکتر میشود.
تابآوری اجتماعی برخلاف برداشتهای سادهانگارانه، به معنای «تحمل بیپایان» نیست. جامعه تابآور، جامعهای است که بتواند بحران را بفهمد، آن را معنا کند و نسبت خود را با آینده از دست ندهد. وقتی این معنا فرو میریزد، آنچه باقی میماند نه صبر، که انباشت خشم است. ۸ دی، نشانهای از همین فروپاشی تدریجی معناست.
در چنین بزنگاهی، اقتصاد فقط یک متغیر عددی نیست. دلار و سکه صرفاً بالا نمیروند؛ آنچه جهش میکند، «احساس بیثباتی» است. وقتی نرخها هر روز تغییر میکنند و هیچ افق روشنی برای مهار آن ترسیم نمیشود، جامعه وارد وضعیت تعلیق دائمی میشود. تعلیقی که مستقیماً تابآوری را میفرساید. مردم در این وضعیت نه میتوانند برنامهریزی کنند، نه امید را بازتولید و نه به روایتهای رسمی اعتماد کنند.
اعتراضهای بازاریان برخی استانها در ۸ دی را باید فراتر از یک واکنش صنفی دید. بازار، بهطور تاریخی یکی از عقلانیترین بازیگران اجتماعی بوده است. وقتی این بازیگر دست به اعتراض علنی میزند، پیام آن صرفاً «گرانی» نیست؛ پیام، عبور از آستانه تحمل است. اینجا دیگر مسئله فقط دخل و خرج نیست، مسئله «احساس بیپناهی» در برابر تصمیمات غیرقابل پیشبینی است.
در این میان، نقش رسانه تعیینکنندهتر از همیشه است. رسانه میتواند بحران را تبیین کند یا آن را تشدید. اما آنچه در ۸ دی برجسته بود، شکاف عمیق میان روایت رسمی و روایتهای شبکههای اجتماعی است.
رسانه رسمی، یا سکوت کرد یا با حداقلگویی و تقلیل مسئله، از مواجهه واقعی با افکار عمومی گریخت. در مقابل، شبکههای اجتماعی با سیل تصاویر، روایتهای خام، خشمآلود و گاه اغراقشده، میدان را در دست گرفتند.
نتیجه این دوگانه، کاهش شدید تابآوری اجتماعی است. نه به این دلیل که مردم «زیادی خبر میگیرند»، بلکه به این دلیل که احساس میکنند حقیقت جایی بیرون از رسانه رسمی در جریان است. وقتی اعتماد فرو میریزد، حتی خبر درست هم کارکرد مخرب پیدا میکند. جامعهای که به رسانه مرجع خود بیاعتماد است، در برابر هر شوک خبری آسیبپذیرتر میشود.
۸ دی همچنین نمونه روشنی از اختلال در «دوز اطلاعرسانی» بود. در برخی حوزهها، رسانهها با بمباران خبرهای منفی بدون تحلیل، اضطراب عمومی را بالا بردند و در برخی حوزهها، با سانسور یا سادهسازی، حس نادیدهگرفتهشدن را تقویت کردند. هر دو رویکرد، ضدتابآوریاند. جامعه برای عبور سالم از بحران، نه به اغراق نیاز دارد و نه به انکار؛ بلکه به روایت مسئولانه و ملی.
نکته مهمتر این است که بحران ۸ دی، یک حادثه مقطعی نیست. این روز حاصل انباشت بحرانهای حلنشدهای است که مدتها با «مسکنهای رسانهای» پوشانده شدهاند. مسائل معیشتی، بیاعتمادی، احساس تبعیض و بیثباتی، هیچکدام درمان ریشهای نشدهاند. در چنین شرایطی، انتظار تابآوری بالا، انتظاری غیرواقعبینانه است.
از سوی دیگر، رسانههای معارض و معاند نیز دقیقاً روی همین شکاف سرمایهگذاری میکنند. آنها با برجستهسازی مداوم بحرانها و القای تصویر فروپاشی قریبالوقوع، ذهن مخاطب را در وضعیت اضطرار دائمی نگه میدارند. حتی اگر فرد در زندگی روزمرهاش همه این بحرانها را لمس نکند، تکرار روایت، آن را به «واقعیت ذهنی» تبدیل میکند. این همان نقطهای است که تابآوری، پیش از آنکه در خیابان فروبریزد، در ذهن فرو میپاشد.
۸ دی، یک هشدار جدی است؛ نه فقط برای سیاستگذاران اقتصادی، بلکه برای رسانهها. اگر رسانه همچنان از پذیرش مسئولیت ملی خود طفره برود، اگر روایت صادقانه، دقیق و همدلانه شکل نگیرد، جامعه دیر یا زود از فاز تحمل عقلانی عبور خواهد کرد. در آن نقطه، دیگر نه آمار کار میکند، نه تکذیب، و نه دعوت به صبر.
تابآوری اجتماعی ساخته میشود؛ با اعتماد، با روایت، با صداقت و با پاسخگویی. و ۸ دی نشان داد که این سازه، بیش از هر زمان دیگری ترک برداشته است.



