انتقال آب سد طالقان به تهران، آغازی بر پایان دشت قزوین!
- شناسه خبر: 58204
- تاریخ و زمان ارسال: 15 اردیبهشت 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نفیسه کلهر
مقدمه ـ مساله انتقال آب از سد طالقان به تهران در صورتی این روزها مطرح است که به عقیده بسیاری از متخصصان و صاحبنظران، راهکارهای جایگزین کم آسیبتر و کم هزینهتری نیز وجود دارد.
با توجه به اینکه این انتقال آب، به میزان ۲۵۵ میلیون مترمکعب از سهم ۳۱۵ میلیون مترمکعبی حقابه قزوین است، یعنی تنها ۶۰ میلیون مترمکعب از آب این سد آن هم برای مصارف شرب برای قزوین باقی میماند، تصمیم مهمی تلقی میشود؛ چراکه این اقدام میتواند کشاورزی و صنعت قزوین را دچار پیامدهایی جدی کند.
ایجاد فرونشست و فروچاله، از بین رفتن باغات و مزارع دشت حاصلخیز قزوین و همچنین ایجاد رکود برای صنایع این منطقه منجر به مهاجرت ساکنان آن و به تبع آن افزایش فقر و حاشیهنشینی خواهد شد.
در حالی که قزوین چهارمین استان صنعتی کشور است و ۴ هزار و ۲۷ واحد صنعتی در این استان فعالیت دارند و همچنین در زمینه کشاورزی نیز جزو استانهای شاخص کشور با رتبه پنجم به حساب میآید، به طوری که تنها ۱۶ محصول کشاورزی این استان رتبه اول تا ششم تولید در کشور را دارا هستند و قزوین غذای ۳۰ میلیون انسان را تامین میکند. بنابراین لزوم بازنگری در این طرح به شدت احساس میشود.
در این رابطه با «عطاءا… نوری»، حقوقدان و رئیس کمیته مردمی آب استان قزوین گفتوگو کردیم که در ادامه مشروح آن را میخوانید.
* با توجه به بحران آب، چه چشماندازی برای مهاجرتهای اجباری از دشت قزوین پیشبینی میکنید؟
با توجه به بحران آبی موجود، متاسفانه پیشبینی میکنم با قطع حقآبه قزوین از سد طالقان، حداکثر تنها تا یک دهه دیگر در دشت قزوین فعالیت کشاورزی برقرار باشد.
چرا که بر اساس آمارها از ذخیره آبی ۱۰ میلیارد مترمکعبی موجود در آبخوانها، سالیانه به میزان ۸۰۰ میلیون مترمکعب کسر میشود و این یعنی با قطع حقابه قزوین از سد طالقان ما در ۱۰ یا حداکثر ۱۲ سال آینده برای ابتداییترین نیاز خود هم آب نداریم.
بعد از آن به دلیل عدم وجود آبهای زیر زمینی و تخلیه آبخوانها، ناگزیر به ترک دشت خواهیم بود.
* کمبود آب چه تاثیری بر وضعیت اشتغال و معیشت کشاورزان منطقه خواهد گذاشت؟
با توجه به اینکه آب برای کشاورزی و صنعت، محور تولید است، بدیهی است که کمبود آب ارتباط مستقیمی با بیکاری و معیشت در بخش کشاورزی و صنعت داشته و تاثیرات منفی در این خصوص موجب مهاجرت، افزایش بزه و جرائم در استان و به خصوص قزوین در آیندهای نزدیک خواهد شد.
* اسناد یا قراردادهای رسمی درباره حقابه قزوین از سد طالقان چه میگویند؟
حقابه استان قزوین قبل از احداث سد طالقان وجود داشته است. این حق از طریق کانال انحرافی به قزوین منتقل شده است.
بعد از احداث سد مطابق طرح مصوب سهم قزوین دو سوم (حدود ۳۱۵ میلیون مترمکعب) و سهم تهران یک سوم (حدود ۱۵۰ میلیون مترمکعب) از آب استحصالی بوده که باید در همه حال این نسبت رعایت گردد که متاسفانه اینگونه نشده است.
اکنون کار به جایی رسیده که فقط ۶۰ میلیون مترمکعب آب به قزوین اختصاص یافته که آن هم برای مصرف شرب در نظر گرفته شده است.
در واقع عملا سهم کشاورزی از بین رفته است.
* آیا پیگیریهای حقوقی برای احقاق حقابه استان انجام شده یا میشود انجام داد؟
اینکه تا کنون پیگیری صورت گرفته یا نه بنده شخصاً بیاطلاع هستم و بعید میدانم چنین اقدامی صورت گرفته باشد. ولی با توجه به اینکه انتقال آب سد طالقان کاملاً مغایر با قوانین داخلی و بینالمللی است، امکان پیگیری حقوقی وجود دارد. فقط با توجه به اینکه پیگیری حقوقی زمانبر میباشد و انتقال آب در شرف وقوع است، به نظر میرسد این اقدام باز دارنده نباشد، مگر اینکه با دستور موقت بشود جلو این کار را گرفت.
* گفته شده برای جبران کمبود آب قزوین در سالهای آتی این کمبود از شاهرود تامین خواهد شد، انتقال آب از شاهرود چه تاثیر مستقیمی بر تالاب انزلی و دریای خزر خواهد داشت؟
طی دو دهه اخیر سطح آب دریاچه خزر به میزان دو متر کاهش یافته و هم اکنون تالاب انزلی این سرمایه عظیم ملی در خطر شدید قرار دارد؛ بنابراین انتقال آب سد طالقان به تهران و متعاقب آن انتقال آب شاهرود و سر شاخههای رودهای دو هزار و سه هزار به حوضه مرکزی موجب تشدید بحران آب خواهد شد و استانهای شمالی کشور را نیز به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد.
* آیا مطالعات ارزیابی اثرات زیستمحیطی در این پروژه لحاظ شده یا نادیده گرفته شده است؟
بله در این خصوص سه بار مطالعات فاز یک صورت پذیرفته است. هر سه بار نتیجه منفی بوده ولی گویا انتقالدهندگان مثل همیشه اعتقادی به مطالعات زیستمحیطی ندارند و برخلاف همه اصول علمی در صدد انتقال آب هستند.
* چه راهکارهای کمهزینهتر و منطقیتری برای حل بحران آب تهران وجود دارد که نیازی به گرفتن آب قزوین نباشد؟
همه مطالعات و پژوهشهای علمی نشان میدهد که فقط با کاهش پرتی آب شبکههای آبرسانی تهران که میزان آن ۴۰ درصد است، میتوان کمبود آب فعلی تهران را مدیریت نمود، اما متاسفانه ارادهای در این خصوص دیده نمیشود. استاندارد نمودن مصرف آب راهکار بعدی است و همینطور بازچرخانی آب و جلوگیری از نشتی آب سد لار که در کمال تأسف بهرغم اینکه راهکارهای بسیار کم هزینهتری هستند، ولی گویی مدیران آب کشور توجهی به آن ندارند.
تنها جلوگیری از پرتی آب تهران و استاندارد نمودن آن منجر به جلوگیری از هدررفت آب به میزان ۴۸۰ میلیون مترمکعب (به اندازه همه ذخیره سد طالقان) میگردد.
* آیا برنامههایی برای مدیریت مصرف آب در تهران در دستور کار قرار گرفته است؟
تا آنجا که بنده اطلاع دارم، هیچ برنامهی اجرایی برای مدیریت بر مصرف آب در تهران در دستور کار قرار ندارد. گویی مدیریت بر مصرف موجب کاهش درآمد اداره آب تهران خواهد شد که تعارض منافع موجب این بیتوجهی شده است.
* مردم قزوین چه نقشی میتوانند در جلوگیری از انتقال بیضابطه آب ایفا کنند؟
حضور آگاهانه و به موقع مردم قزوین میتواند دولت را وادار به تجدیدنظر در این خصوص نماید. زیرا همهی یافتههای علمی و قوانین مربوطه، موید و پشتیبان حقوق قزوین است.
* آیا اقدامات اعتراضی یا کمپینهای مردمی در دفاع از حقابه قزوین شکل گرفته است؟
تا آنجا که بنده اطلاع دارم، متاسفانه جز کمیته مردمی آب که بنده به عنوان دبیر آن در خدمت شما هستم، هیچ اقدام اعتراضی منسجمی شکل نگرفته و هیچ کمپین مردمی در خصوص اعتراض به انتقال آب سد طالقان وجود ندارد.
فعالیتهای متفرقه سازمانهای مردمنهاد و اشخاص حقیقی میبایست سازمان یابد تا شاید گرهی باز شود.
* به نظر شما سیاستهای کلان مدیریت آب در کشور تا چه اندازه به مناطق کوچکتر و روستاها توجه دارند؟
متاسفانه با توجه به اینکه استنباط درستی نسبت به منابع آبی در دهههای گذشته وجود نداشته، سیاستگذاریهای کلان و به تبع آن قانونگذاریها هم با ایرادات اساسی مواجه است. وقتی مشکل کشور در خصوص مدیریت بر منابع آب تا این اندازه ریشهدار است، در ارتباط با مناطق کوچکتر میتوان گفت هیچ مدیریتی وجود ندارد.
* آیا الگوی فعلی مصرف آب در تهران نسبت به منابع آبی مناطق دیگر کشور عادلانه است؟
در کمال تاسف الگوی مصرف آب در تهران فراتر از استانداردهای بینالمللی است.
در داخل کشور نیز به رغم اینکه تهران باید الگوی همه کشور در مدیریت منابع آب و مصرف آن باشد، به ضد آن بدل شده است.
البته به نظرم این نقیصه بیشتر ناشی از ضعف مدیریت در کنترل مصرف و آگاهیرسانی و فرهنگسازی باشد.
* متشکرم از زمانی که برای این مصاحبه در اختیار ما گذاشتید، لطفا صحبت پایانی را بفرمایید.
از شما و رسانه شما برای پرداختن به این موضوع مهم قدردانی میکنم. امیدوارم مسئولان کشور با درک درستی از وضعیت منابع آبی، تصمیمات بلندمدت و عادلانهای اتخاذ کنند که هم منافع ملی تامین شود و هم حق مردم مناطق مختلف کشور از جمله قزوین نادیده گرفته نشود. در پایان، از مردم عزیز استان میخواهم که نسبت به حقوق آبی خود حساس باشند و با آگاهی و همبستگی، از منابع طبیعی و آینده سرزمینشان دفاع کنند.








