امان از فراموشی!
- شناسه خبر: 62503
- تاریخ و زمان ارسال: 22 تیر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

ترجمهی: ا. امیر دیوانی
وقتی همسرم «تامی» یکی دوبار فراموش کرد که خودرومان را کجا پارک کرده است، نگرانیام شروع شد. در سنین 40 ـ 20 سالگی که از فروشگاه یا تماشاخانه (تئاتر) در میآمد، یک راست به طرف خودرو میرفت و مشکلی هم پیش نمیآمد. اما چند روز بعد از پنجاهمین زادروزش وارد توقفگاه (پارکینگ) کوچکی شد و یک دفعه ایستاد سپس در حالی که سرش را میخاراند، از من پرسید: «خودرو را کجا گذاشتهایم؟»
در ماههای بعد مواردی پیش میآمد که همسرم از یاد میبرد مثلا عینک، کلید یا کیف پولش را کجا نهاده است. روزی که از کنار تالار غذاخوری میگذشتیم، پرسید: «یادت هست چه شام خوبی این جا خوردیم؟» جواب دادم: «من هرگز به این جا پا نگذاشتهام!» ولی او مصرانه میگفت که خودش سفره ماهی و من ماهی آزاد سفارش داده بودیم و اینکه هر دو عقیده داشتیم که آن جا یکی از بهترین غذاخوریهایی بود که از ما پذیرایی میکرد.
هر چند خطاهای حافظهای شوهرم را درد سر آفرین یافتم، اما از دید بسیاری از کارشناسان اینگونه فراموشی لزوماً نشانهی گرفتاری نیست.
«دانیل شاکتر»، روانشناس دانشگاه هاروارد بر این باور است که لازم نیست فرد در مورد خطاهایی از این قبیل نگران شود مگر اینکه حافظهاش دایم رو به ضعف نهد یا نتواند در سر کار به خوبی انجام وظیفه کند. در چنین شرایطی مراجعه به پزشک ضرورت دارد. برای بیشتر مردم این نوع خطاها یا همهی اشتباهات زندگی آنان عادی بوده و بخشی از حیاتشان به حساب میآید. نارساییهای خفیف حافظه در سنین 50 ـ 40 سالگی آغاز میگردد و در سالهای بعدی افزون میشود. لیکن فشار روحی (استرس)، خستگی و کم توجهی صرف در زمرهی عواملی هستند که به بروز اشکالات موقتی حافظه در تمامی سنین منجر میشود. در زیر چند نوع لغزش حافظه و راهبردهای به حداقل رساندن آنها را یادآوری کردهایم:
درست نوک زبانم است!
میخواهید یکی از دوستان قدیمیتان را به کسی معرفی کنید لکن یک وقت متوجه میشوید که اسمش را هم فراموش کردهاید! علیرغم اینکه حس میکنید نامش درست سر زبانتان است یا نمیتوانید اسم فیلمی را که به تازگی دیدهاید، به طور کامل بر زبان آورید. به قول «دیورا بورک» یکی از روانشناسان دانشکدهی یومونا: «این موارد نوک زبانی تقریبا برای همگان رخ میدهد.»
این لغزشهای حافظهای هیچ ربطی به یادآوری مفهوم واژهای ندارد بلکه به آوای آن مربوط است. به باور بورک: «غالبا آوای یک کلمه اختیاری و نامفهوم است که یک مساله گاهی یادآوری واژه را مشکل میکند.»
بهترین شیوهی پیشگیری از پیدایش چنین معضلی این است که تا سر حد امکان شخص یا شیئی را دمادم نام ببریم. به قول «لیززلیسنکی» استاد دانشگاه: «من به مراجعهکنندگان توصیه میکنم همان کاری را بکنند که فروشندگان انجام میدهند یعنی اسامی اشخاص را، قبل از دیدنشان، تکرار نمایند.»
تجربهی «نوک زبانی» آن زمان آزارنده میشود که کلمهای دارای تلفظی مشابه واژهی اصلی (ولی نه خودش) وارد ذهن فرد شده و در آن جای بگیرد.
استاد نام برده نظر میدهد که وقتی چنین وضعی پیش میآید، توجه خویش را به چیزی دیگر معطوف کنید. وی میافزاید: «اگر از سربهسر گذاشتن آن دست بردارید، سرانجام واژهای درست به ذهنتان میرسد.»
جالب است بدانید نشانههای تصویری قادرند مانع فراموشکاری شوند، اما اطمینان بیابید که نشانهی مورد نظر آشکار و موجود است. به طور مثال اگر میخواهید به یاد داشته باشید که قرصی را با ناهارتان بخورید، شیشهاش را روی میز آشپزخانه بگذارید. چنانچه در جعبهی دارو گذارده و آنگاه برای خودتان یادداشتی بنویسید و توی جیبتان بیندازید، به احتمال زیاد مصرف قرص از یادتان میرود!
دسته کلیدهایم کجاست؟
«شاکز» استاد دانشگاه هاروارد میگوید: «غالب اوقات کمتوجهی ساده سبب حواسپرتیهایی از این دست میشود که یادتان نیست فلان چیز را کجا گذاشتهاید یا نمیدانید که چرا وارد اتاقی شدهاید.» وی میافزاید: فرضا قرار است چیزی را به یاد آورید اما آن را عمیقا به رمز در نیاوردهاید.»
او توضیح میدهد که رمزگذاری، روش ویژهای برای بذل توجه به رخدادی است که بر یادآوری آن در آینده تاثیر عمدهای دارد. ممکن است عدم رمزگذاری مناسب ممکن است اوضاع آزار دهندهای به وجود آورد. مثلا در صورتی که تلفن همراهتان را در جیبتان بگذارید لیکن به علت اینکه سرگرم گفتوگو با کس دیگری هستید احتمالا از یاد میبرید که تلفن توی جیب کتی است که حالا در کمدتان آویخته. شاکز شرح میدهد: «حافظهی آدمی خود به خود مشکلزا نیست. بلکه اوست که اطلاعات مورد نیاز را به خوبی به دستگاه حافظه نرسانده است.»
امکان دارد بیعلاقگی هم به بیحواسی منجر شود. زلینسکی میگوید: «شخصی که از 30 سال قبل امتیازات مسابقات بیسبال را به یاد دارد، ممکن است فراموش کند که نامهای را به صندوق پست بیندازد.» حافظهی زنها کمی بهتر از مردهاست. شاید علت آن باشد که آنان توجه بیشتری نسبت به محیط زندگی خویش دارند و حافظه هم صرفا به آن متکی است.
گونهی دیگر پریشان حواسی معمولی چنین است که به اتاقی گام مینهید اما فراموش میکنید که اصلا چرا به آن جا رفتهاید. احتمال زیاد دارد که در این حال فکرتان جای دیگری بوده است. روانشناس مذکور یادآوری میکند: «هرکس گاهگاهی دچار این حالات میشود. بهترین کاری که در چنین موقعیتها میتوان به آن دست زد این است به محلی که از آن آمدهاید، برگردید. شاید با این عمل، علت رفتنتان به اتاق را به ذهن آورید.»
شیوهی غلط یادآوری
اغلب ما گاهی به گونهای از خطای حافظه موسوم به «انتساب نادرست» مبتلا میشویم. رویدادی را به طرز صحیحی به یاد میآوریم. لکن آن را به منبع ناصحیح نسبت میدهیم. به عنوان مثال داستانی را از دوستمان میشنویم، اما آن را به آشنای مشترکمان منتسب میکنیم. گرچه در حقیقت اتفاق برای شخص به خصوصی رخ داده که اولا از وی راجع بدان شنیدهایم و قانع میشویم که خیر؛ ساخته و پرداختهی کس دیگری است.
به همین ترتیب مردم اکثر اوقات با نظراتی رویاروی میشوند که از ناحیهی شخص دیگری ابراز شده و پدیدهای است که «سرقت ادبی غیرعمدی» نام دارد.
عوامل تقویتکنندهی حافظه
ـ کافئین
اگر سرگرم انجام کاری هستید که لازمهاش به یادسپاری است شاید نوشیدن یکی دو فنجان قهوه موثر باشد.
ـ خواب
کمخوابی ممکن است موجب خستگی شده و به پریشانی حواس بیانجامد، اما امکان دارد مصرف داروهای خوابآور به ضعف، بیحالی و فراموشکاری روز بعد منتهی شود. پس شیوهی صحیح آن است که وقتی کاملا خسته شدید به خواب بروید تا خوب خوش را بیازمایید.
ـ ورزش
پژوهشهای صورت گرفته در دانشگاه کالیفرنیا حکایت از آن دارد حیوانات آزمایشگاهی که روی دستگاههای «دوی ثابت» به ورزش میپردازند، میزان پروتئین مغزشان که برای حافظه جنبهی حیاتی دارد، زیادتر است. از اینرو کسانی که مرتب ورزش میکنند، بهتر میاندیشند که این خود به مرور زمان تقویت حافظه را نیز در پی دارد.
راهکارهای موثر دیگر تقویت حافظه
1ـ از پرسش و بازگویی اینکه موضوعی را از یاد بردهاید، بیمناک نباشید و شرمنده نشوید. از اینکه قادر نیستید چون گذشته تمام رخدادها را به یاد آورید، گناه شما نیست باید عوض ناراحتی از این وضع به شیوههایی که حافظهتان را قوت بخشیده یا از ضعف آن پیشگیری میکند، عنایت نمایید.
2ـ اعمالی صورت دهید که در آنها دستان، مغز و حافظه به کار گرفته شوند. بکوشید روزانه مطلب جدیدی فرا گیرید. کتاب یا روزنامه و مجله مطالعه کنید. به اخبار رادیو یا تلویزیون گوش دهید و خبرهای مهم را برای سایرین تکرار نمایید. به بازیهایی فکری همانند شطرنج و حل جدول رو کنید.
3ـ وسایلی را که پیوسته به کارشان میبرید، نظیر عینک یا کلید را در جای مشخصی قرار دهید. به طور مثال درون کاسهای بزرگ یا ظرف خاصی در اتاقنشیمن.
4ـ برای نوههای خود قصه بگویید؛ خاطراتتان را بنویسید و جهت سایرین بازگو کنید.
5ـ یک دفترچه کنار تلفن بگذارید تا هر دفعه کسی تماس میگیرد و پیامی دارد یا کاری از شما میخواهد، فورا آن را یادداشت کنید. چنانچه خواندن و نوشتن نمیدانید، میتوانید گفتهها را ضبط نمایید. در دفترچهتان همهی تاریخهای مهم مانند زادروز فرزندان، نوههایتان، سالگشتها، روزی که نوبت پزشک دارید و مهلت پرداخت قبضها را بنویسید و همواره این دفتر یا سررسید را همراه داشته باشید.
6ـ هیچگاه خودسرانه دارو مصرف نکنید. داروهایی که پزشک برایتان تجویز کرده است دقیقا و سر ساعت بخورید. برای اینکه داروهایتان را از یاد نبرید. 3 شیشهی زیبا و رنگی برای خود بخرید و داروهای مربوط به صبح، ظهر و شب را داخل هر شیشهی ویژه بیندازید. بهتر است هر روز صبح داروها را درون این شیشهها بیندازید تا هر بار به آنها نگاه میکنید، یادتان بیاید کدام دارو را نخوردهاید.
7ـ تغذیهی مناسب به منظور حفظ قدرت حافظه لازم است. قند، چربی و نمک کمتر و سبزیهای تازه بیشتری مصرف کنید. مصرف میوه علاوه بر تامین ویتامین «دی، بی، ای و سی» در پیشگیری از اختلال حافظه تاثیر دارد.
از اثر مطلوب صبحانه بر حافظه غفلت نورزید. سالمندی که فراموش میکند صبحانه بخورد، خویشتن را برای یک روز فراموشکاری آماده میکند. خوردن صبحانه شامل کربوهیدرات یا پروتئین یا انواع چربیها مانند کره، حافظهی کوتاه مدت را تقویت میکند. یک کاسه غلات توام با شیر و مقداری میوه و تکهای نان، صبحانهی مفید و مناسبی است. پنیر، گردو، خرما، عسل و تخممرغ را حتما در برنامهی غذاییتان بگنجانید.
8ـ چنانچه حس میکنید یکی از نشانههای زیر را دارید، به متخصص طب سالمندی، روانپزشک یا متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید:
در صورتی که اسامی افراد را مدام از یاد میبرید یا نمیتوانید مهارت جدیدی را فرا بگیرید یا اگر اطرافیان به شما میگویند که فراموشکار شدهاید و بالاخره در صورتی که از یاد بردن کارها سبب شده نتوانید به تنهایی کارهایتان را انجام دهید.
منبع:
ماه نامهی انگلیسی زبان: Reader’s Digest






