آیا شیعیان در تعجیل یا تاخیر ظهور موثرند؟
- شناسه خبر: 43332
- تاریخ و زمان ارسال: 2 مهر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :
دکتر شهرامیار ـ استاد دانشگاه
بخش دوم
عدهای معتقدند که شیعیان تاثیری در تاخیر یا تعجیل ظهور امام زمان روحی و ارواحنا فداه، ندارند و بالتبع هر نوع اقدامی در جهت ظهورخواهی حضرت ولیعصر ارواحنا فداه را رد میکنند. دو برداشت نادرست باعث شکلگیری این اعتقاد، در بین شیعیان شده که درمان عاجل آن امری ضروری به نظر میرسد.
الف) برداشت نادرست از اذن الهی ظهور: عدهای معتقدند، بشر تاثیری در تاخیر یا تعجیل ظهور نداشته و بلکه ظهور به اذن الهی در وقت معینی، انجام خواهد شد. این اعتقاد، با روایات متعددی از ائمه معصومین علیهم السلام که مبین وظایف شیعیان در دوران غیبت هست، منافات داشته و باعث میشود شیعیان، از هر اقدام زمینهسازی برای ظهور دست بردارند.
از اینکه در روایات متعددی شیعیان برای تعجیل در ظهور، مثلا به دعا و استغاثه، ترغیب شدهاند، استنباط میشود که در امر ظهور موثرند. اگر شیعیان در تحقق ظهور بیتاثیر بودند توصیهای هم در این جهت به آنها نمیشد. اگر معتقد به این اصل مهم نباشیم باید ظهور را منحصرا وابسته به اذن الهی بدانیم و در این صورت نیازی به دعا یا توصیه به هرگونه تلاشی از طرف شیعیان نیست.
وقتی خداوند باز شدن گِره غیبت را به دست شیعیان داده به این معنی است که تنها زمانی اذن ظهور صادر خواهد شد که آنچه خدای متعال از شیعیان خواسته، عملی شود. بنابراین ما منکر این نیستیم که ظهور به اذن الهی انجام خواهد شد، اما به این مفهوم که:
1ـ اگر شیعیان آمادگی لازم برای حاکمیت امام داشته باشند، خدای تعالی خواهد بود که تشخیص میدهد، آیا این آمادگی به حد نصاب لازم برای همراهی و یاری امام برای تشکیل حکومت الهی در کل دنیا، رسیده است یا خیر؟
2ـ اگر شیعیان اقدام زمینهسازی در جهت، استقرار حکومت الهی امام، انجام ندهند و شرایط به نحوی پیش رود که «پیمانه غیبت پر شود» خدای تعالی برای انتهای دوران غیبت، زمانی در نظر گرفته، که چه مردم بخواهند و چه نخواهند اذن ظهور صادر خواهد شد.
با این توضیح پرشدن پیمانه غیبت نیز به دو معناست :
معنای اول: با توجه به اینکه پس از عملکرد بد مسلمانان حجتهای الهی یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند و زمینه حاکمیت الهی دین اسلام به دست ائمه معصومین(ع) فراهم نشد، خدای متعال چنین صلاح دانست که امام زمان(ع) در غیبت قرار گیرند تا جان ایشان به عنوان آخرین ذخیره الهی حفظ شود و مسلمانان و به طور مشخص شیعیان به خود آیند. ولی زمان مشخصی که فقط خودش میداند برای طول غیبت در نظر گرفت، به این معنا که اگر بخواهد دنیا به آخر برسد (قیامت شود) ولی زمینه ظهور آخرین حجت خدا فراهم نشده باشد، خداوند متعال حتی بدون آمادگی اذن ظهور را خواهد داد و امام را قهرا بر دنیا حاکم خواهد نمود. آن زمان فقط نزد خداوند معلوم است و کسی جز او نمیداند.
معنای دوم: در صورتی که عموم مسلمانان به نحوی عمل کنند که خوف از بین رفتن و محو اصل اسلام پیش آید (آنچنان مبانی دین نادیده گرفته شود که عموم مسلمین دینگریز شده و خوف ناپایداری اصل دین پدید آید) حتی در صورت عدم آمادگی، خداوند اذن ظهور را خواهد داد.
لذا همانطوری که روایات معصومین(ع) نشان میدهد، تکلیفی بر عهده شیعیان است که تا انجام ندهند خداوند اذن ظهور را صادر نخواهد کرد، البته همانطوری که توضیح داده شد مگر اینکه پیمانه غیبت پرشود.
ب) برداشت نادرست از علائم ظهور: برداشت دیگر برخی از شیعیان که باعث شده هرگونه تلاشی را برای تحقق ظهور بیحاصل بدانند، برداشت نادرست از روایاتی است که به توضیح علائم ظهور میپردازند. این عده، به بهانه اینکه هنوز علائم ظهور تحقق نیافته، دست از تلاش برای آمادهسازی مقدمات ظهور برداشته و منتظر وقوع علائم ظهور هستند. در واقع این دسته از شیعیان منتظر علائم ظهور هستند و آن را مقدمه ظهور میدانند.
در پاسخ به این شبهه لازم است اشاره کنیم که بر اساس روایات، علائم ظهور به دو دسته حتمی و غیرحتمی تقسیم میشوند و پیشوایان معصوم حدود پنج پدیده را در قالب علائم حتمی به شکل مستقل به عنوان نشانههای حتمی ظهور برشمردهاند. به عبارتی بر خلاف علائم غیر حتمی که ممکن است به خواست خدا هرگز تحقق نیابند علائم حتمی قطعا به وقوع خواهند پیوست.
پنج علامت حتمی که در روایات به آنها اشاره شده عبارتند از:
۱ – خروج سفیانی
۲ – خروج یمانی
۳ – خسف بیداء
۴ – قتل نفس زکیه
۵ – صیحه آسمانی در بین این علائم بر اساس روایات یاد شده، یمانی زمانی قیام میکند که حضرت ظهور کرده و یا مقارن ظهور, برای تایید و کمک به آن حضرت خروج خواهد کرد. خسف بیداء پدیدهای است که بعداز ظهور در سرزمین بیداء بین مکه و مدینه، زمانی صورت میگیرد که لشکر سفیانی به قصد جنگیدن با امام زمان ارواحنا فداه خروج کرده باشند. صیحه آسمانی نیز که توسط جبرئیل انجام میشود، حضرت را نه قبل از ظهور بلکه در هنگامه ظهور یا لحظات اولیه ظهور معرفی میکند. قتل نفس زکیه نیز بعد از ظهور اتفاق میافتد که حضرت نماینده خود را به مکه میفرستد و در آن جا به شهادت میرسد. همه چهار نشانه فوق مقارن یا بعد از ظهور اتفاق میافتد اما خروج سفیانی ممکن است چند سال، یا چند ماه قبل از ظهور انجام شود و قبل از ظهور «دقیقا» قابل شناسایی نیست، همانطور که عدهای اکنون حدس میزنند داعش همان سفیانی باشد. ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری میگوید: در محضر امام جواد(ع) بودیم و سخن از سفیانی و آن چه در روایات آمده، به میان آمد، که آمدن او از حتمیات است. فقلت لابی جعفر هل یبدولله فیالمحتوم؟ قال: نعم! (غیبت نعمانی، ب ۱8، ص ۴۲۱ ، ح ۱۰)، به آن حضرت عرض کردم: آیا در امور حتمی بدائی هست؟ فرمودند: آری. طبق این روایت، میتوان معتقد شد که در علایم حتمی مانند خروج سفیانی، احتمال بداء وجود دارد؛ یعنی در شرایط و کیفیت خروج و برنامههای سفیانی تغییری صورت بگیرد، نه این که اصل خروج سفیانی بداء شود. پس هیچ یک از علائم حتمی اشاره شده مانع ظهور نیست، بلکه تایید کننده ظهور بعد از تحقق آن هستند، مخصوصا که اگر دقت کنیم روایاتی که ظهور حضرت را هر لحظه، یا هر وقت از شبانهروز بیان میفرماید کم نیستند. لذا وقتی ظهور محقق میشود، صیحه آسمانی حضرت را معرفی نموده و یمانی به طرفداری حضرت قیام کرده و سفیانی هم اعلام وجود میکند. و به دنبال آن قتل نفس زکیه و خسف بیدا اتفاق میافتند.
همچنین طبق روایت دیگری از ائمه (ع) که فرمودند امر فرج یک شبه اصلاح میشود این هشداری برای منتظران حقیقی است که باید در آمادگی کامل باشند تا هر لحظه امر فرج صورت گرفت آماده یاری حضرت باشند. چون ظهور از وعدههای خداوند است و تخلف نمیپذیرد.
انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا (دعای ندبه)
بنابراین فرق است بین اینکه بگوئیم، تا این پنج علامت نباشد ظهور نمیشود یا اینکه معتقد باشیم تا ظهور نشود این پنج علامت تحقق نخواهند یافت. فرق این دو جمله در این است که وقتی معتقد به اولی باشیم، اولویت را به ظهور علائم میدهیم و اگر معتقد به دومی باشیم، اولویت را به ظهور حضرت میدهیم. پس نباید منتظر باشیم که حتما علائم انجام شود تا ظهور صورت گیرد. بلکه باید کاری کنیم که خداوند اذن ظهور را صادر فرموده و نشانههای ظهور محقق شود و مقدمات قیام حضرت به وقوع بپیوندد. حال که روشن شد شیعیان در تاخیر یا تعجیلِ ظهور موثرند باید پرسید آیا برای این امر مهم که قرار است گستره زمین را در بر گیرد و اهداف مقدس پیامبران در آن عملی شود راهکار مشخصی در ثقلین ذکر نشده و تحققش را به سلیقه هریک از شیعیان
واگذار کردهاند که مثلا هر یک از ما هرچه به ذهنمان میرسد مثل خواندن صد مرتبه دعای اللهم کن لولیک …، کار خیری به نیت تعجیل در ظهور، سفره حضرت رقیه و…. را برای تعجیل در ظهور انجام دهیم؟ در ادامه در بخشهای بعدی به پاسخ این سوال خواهیم پرداخت.





