آزمودن آزموده؛ خطای خطرناک
- شناسه خبر: 91595
- تاریخ و زمان ارسال: 21 شهریور 1405 ساعت 01:14
- بازدید :
سیدعبدالعظیم موسوی
تفرقه و اختلافافکنی که سودش را فقط دشمن مشترک میبرد؛ شیوههای مختلفی دارد. اما دم دستیترین روشی که هوش چندانی لازم ندارد؛ و هزینه آن هم از جیب نظام پرداخت میشود؛ این است که در هر اتفاق سیاسی اگر زیانی متوجه دشمن میشود و باعثش جناح مقابل است؛ با بیاعتنایی از کنار آن بگذری و اگر خسارت به جبهه داخل وارد میگردد؛ یقه دشمن را رها کنی و جناح رقیب را سیبل حملات خود قرار دهی.
اگر دشمن بدعهدی میکند به رهبران خودمان توهین کنیم و سازش کار بگوییم و اگر ساختمان استانداری را برانداز آتش زد؛ به استاندار خرده بگیریم و اعتراض کنیم.
کسانی که اولویت اولشان انتقام از جناح رقیب است؛ خطر دشمن متجاوز برانداز را کمتر از خطر رقیب سیاسی ارزیابی میکنند.
شخصی مطلبی در فضای مجازی انتشار داده و حادثه به آتش کشیده شدن ساختمان استانداری را در دیماه گذشته به برهنگی و بیحجابی این روزها در خیابانها ربط داده و با دفاع از تجمع عدهای از دلسوزان فرهنگ حجاب و عفاف مقابل استانداری، با لحنی تهدیدآمیز از عملکرد نماینده دولت انتقاد غیرسازنده نموده؛ به سخنان دکتر احمدپور در جلسه شورای اطلاعرسانی که عملکرد دولت در برابر ناهنجاریهای پیش آمده را تشریح کرد؛ به شدت حمله کرد.
بحث اول که سوختن استانداری را به بیمسئولیتی و ضعف مدیریتی نسبت داده است؛ اگر کاملا تجزیه و تحلیل شود؛ اهداف ناکجا آبادی این نوع تفکر بهتر معلوم میشود.
میدانیم که استانداری جایگاه سیاسی دارد؛ اما تفاوتش با مثلا کلانتری یا حتی یک پایگاه بسیج این است که در تصرف استانداری، مسئله امنیتی تشدید نمیشود. یعنی سلاحی وجود ندارد که به یغما برود و از آن علیه امنیت کشور سوء استفاده شود.
بنابراین اگر سیل اغتشاشگران به سوی استانداری روانه شد و نتوانستند و نمیتوانستند؛ مسیرش را عوض کنند؛ دو راه باقی میماند. یا عقب نشینی کنند و ساختمان در آتش بسوزد که سوخت؛ یا با به رگبار بستن شورشیان و کشتن چهل پنجاه نفر از آنان، زمینه متفرق شدن احتمالی بقیه را به وجود بیاورند .
اکنون چه کسی چنین اقدامی را تجویز میکند؟ خسارتهای خون حتی یک نفر آیا با خسارت مادی آتشسوزی استانداری قابل مقایسه است؟
دشمن از آتش سوزی ساختمان بیشتر خوشحال میشد یا از خونریزی بیشتر؟
اگر این معترض به عملکرد استانداری جای استاندار بود؛ چه میکرد؟ آیا مردمِ به هیجان آمده و تحریک شده توسط اغتشاشگران را به گلوله میبست؟ یا او هم میگفت ساختمان فدای سر ملت و فدای یک قطره خون یک جوان؟
اینکه وضعیت فرهنگی شهر بلکه کشور فاجعهآمیز شده است؛ هیچ انسان منصفی در آن تردید نمیکند. اما اینکه چه کاری میتوانستیم انجام بدهیم و ندادیم؛ باید دقیقا بررسی شود.
مشکلات فرهنگی را وقتی بخواهیم با زور حل کنیم؛ اول آن را تبدیل به مشکل امنیتی میکنیم. سپس به آن بهانه، نیروی انتظامی و نظامی را در برابر کسانی قرار میدهیم که به میل خود و البته از روی عناد و نفرت و انتقام، در مسیر براندازان و دشمنان قسمخورده نظام گام برمیدارند. اول موی سر را به دهن کجی لخت کردند؛ بعد چنان در خیابانها و پارکها و… قدم میزنند که توصیف آن، خود مصداق نشر منکر است. که گناهش کمتر از عمل منکر نیست.
از واقعه شهریور سال 1401 با شعار «زن زندگی آزادی» که با فوت مهسا امینی آغاز شد؛ آیا خرسندیم؟ آیا فکر کردیم که در قضیه مهسا امینی راه دیگری وجود نداشت که خون بیش از ششصد انسان به زمین ریخته نشود؟ و تخم نفرت از حکومت و نیروی انتظامی و نظامی در دل خانوادههای این کشتهشدگان و اطرافیان کاشته نشود؟
در قضیه مهسا امینی آیا هر کاری کردیم؛ بهترین کار بود؟ نیروی انتظامی مظلوم را که پشت اراذل و اوباش از اقتدارش میلرزید و میلرزد؛ مقابل تعدادی دختر و زن بدحجاب قرار دادن، آیا به نفع اقتدار نظام است؟ آیا متوقع هستید مشکل بدحجابی و نمایش برهنگی فعلی را دولت و شورای امنیت به نیروی انتظامی و سپاه و دیگران مثل جریان مهسا که با زور و فشنگ و مقابله مسلحانه حل کنند؟
آیا میشود عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده شود؟
اگر هزینه کردن نیروی انتظامی برای مقابله با بدحجابی و بیحجابی کمترین سودی داشت و دارد؛ اقدام شود. اما اگر مثل گذشته منجر به تهییج جوانان و مقابله دختران و پسران بشود؛ برنده جبر محور این فاجعه، خود، بزرگترین بازنده است و ممکن است در این شرایط سخت جنگی که دشمن از پیروزی نظامی ناامید شده و به درگیری و شورش داخلی دلبسته است؛ مقابله غلط با یک ناهنجاری فرهنگی، منجر به خسارت جبرانناپذیر به اصل نظام شود؛ که حفظش اوجب واجبات، از جمله واجب حجاب است. معترضین به غیر از شیوه خطرناک و غیرقابل جبران نظامی و انتظامی اگر طرح و ایدهای دارند که موجب اعتلای اسلام و نظام شده، مشکل برهنگی را هم حل میکند؛ بسمالله !
مسئولین قطعاً آماده شنیدن هستند. اگر نه، با به هم زدن ماجرا باعث نشر و نهادینه شدنش نشوند.




