یک آغوش کم است سینیور!
- شناسه خبر: 85181
- تاریخ و زمان ارسال: 30 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
امید مافی
«ما اینجا نیستیم تا اپرا اجرا کنیم. بلکه برای کسب نتیجه و جنگ آمدهایم. برای بازی آمادهایم و میخواهیم همه چیز را در زمین بگذاریم.» این آخرین حرفهای مرد با اتوریتهای است که جای بوسهها و عطر ماندگارش بر نیمکتها، یادآور حضور در ادوار جام جهانی است. مردی که در درگاه ۷۳ سالگی باریده و باد در غبغب سیاهان انداخته تا حریفان بورژوا کورمال کورمال از سربازان غنا دریبلِ کشویی دهشتناکی بخورند. برای فرماندهای که در پنج دوره جام جهانی نفسکش طلبیده و مرغزارها را به لرزش درآورده است، رساندن پاپتیهای غنا از راه ریگزارها به مقصدی بزرگ کار صعبناکی نیست. از اسپورتینگ لیسبون تا منچستریونایتد و رئالمادرید. از تیم ملی آفریقای جنوبی تا ایران، کلمبیا، مصر و قطر و غنا. پیرمرد بیهیچ نشانهای از پیرانهسری حالا فصل تازهای از افتخارات را با رهنمون کردن غناییها به جام جهانی رقم میزند تا تنورهکشان بیابانها را گز کرده و هوهوی آوازش در گوشها بپیچد. فقط کافی است شاگردان موسیو در جام جهانی کلک حریفان را بکنند. آنوقت دانشآموخته دانشگاه صنعتی لیسبون جواز خوشبختی دوباره را بدست خواهد آورد و در امتداد سکوت، دری رو به هلهله و هیاهو خواهد گشود. همیشه پای یک کارلوس کیروش در میان است. فقط کافی است او تنه بزند به تن مسافرانی که بیتاب جام جهانی روزها را شماره میکنند. همو که کارش را بلد است و آنقدر خاطره از دوربین عکاسیاش بیرون ریخته که به خلق خاطرات جدید با سربازان جدید میاندیشد. این جملات را روزگاری فرگوسن کبیر در ستایش او به زبان آورده است: «کارلوس کیروش درخشان بود. بله، واقعا درخشان بود. مردی بود باهوش و دقیق. او برای من بسیار مفید بود. کیروش را میتوان کمابیش سرمربی منچستریونایتد دانست، بدون آنکه این پست را رسما در اختیار داشته باشد». به نظر میرسد همه حرفها را سرالکس زده است. حرف دیگری باقی نمیماند جز اینکه برای در آغوش کشیدن این همه افتخار، یک آغوش کم نیست آقای کارلوس کیروش عزیز؟


