چند روز پس از عهد الست
- شناسه خبر: 42605
- تاریخ و زمان ارسال: 21 شهریور 1403 ساعت 07:30
- بازدید :
مرتضی رویتوند
آدم رو به حوا کرد و گفت: «خانم این زمین چطوره، همینجا خونه بسازیم؟»
جبرئیل که نه تنها از آنجا رد نمیشد بلکه پایش همیشه وسط زندگی آدم و حوا بود گفت: «مرمت و بازسازی!»
آدم چپچپ به جبرئیل نگاه کرد: «بزرگوار اینجا هنوز چیزی ساخته نشده! چی رو مرمت کنیم؟!»
سالها بعد، چنگیز حمله کرد.
یکی از میان جمعیت فریاد زد: «مرمت و بازسازی!»
چنگیز که کارش ویرانی بود دچار بحران هویت شد. نخست آنکه بازساری را چه به چنگیز و دوم آنکه آنجا هنوز فقط یک قطعه زمین بود! نه قابلیت بازسازی داشت و نه ویرانی!
چنگیز سیگاری روشن کرد.
عارف آنجا زندگی میکرد.
دو مامور پشت درب خانه عارف بودند. مامور پیر گفت: «جرمش سنگینه!» مامور جوان پاسخ داد: «تقصیری نداره. شده دیگه.» مامور پیر: «چه جرمی از این بالاتر! تو اصلا متوجهی جرمش چیه؟!» مامور جوان فریاد زد: «مرمت و بازسازی!» مامور پیر عصبانی شد: «چی میگی؟! این عارف از آزادی حرف زده! بالاترین جرمه!» پیرمرد با صدای آرامتری گفت: «تو مگه از کجا اومدی؟» جوان دستپاچه پاسخ داد: «بلدیه» پیرمرد باز هم عصبانی شد: «اشتباه اومدی! من اومدم عارف رو ببرم زندان!»
چندین سال بعد، یک اتفاقی افتاد.
نگارنده مگر بیمار است هر اتفاقی را بیان کند؟! چیزی نشده است. تاریخ را به جلو بزنید…! اصلا مرمت و بازسازی!
سی سال پیش.
مرمت و بازسازی! خانه عارف نیاز به مرمت و بازسازی دارد!
همه جمعیت فریاد زدند: «بلی چنین است!»
بیست و پنج سال پیش.
مرمت و بازسازی! خانه عارف نیاز به مرمت و بازسازی دارد!
جمعیت دغدغهمند: «حیرتانگیز است!»
پانزده سال پیش.
مرمت و بازسازی! خانه عارف نیاز به مرمت و بازسازی دارد! مسئولان: «باشه!»
ده سال پیش.
مرمت و بازسازی! خانه عارف نیاز به مرمت و بازسازی دارد!
مدیر فلان بخش: «الان که دیره! از شنبه!»
سه سال پیش.
مرمت و بازسازی! خانه عارف نیاز به مرمت و بازسازی دارد!
مسئولان: «مگه اون خونه نیاز به مرمت داره؟!»
امسال:
مرمت و بازسازی! خانه عارف نیاز به مرمت و بازسازی دارد!
مسئولان: «دیگه چند تا دیوار که مرمت و بازسازی نداره!»
چند سال بعد.
مرمت و بازسازی! خانه عارف نیاز به مرمت و بازسازی دارد!
مسئولان: «درباره چی حرف میزنید؟ کدوم خونه؟»






