چالشهای آبی؛ تناقضها و راهکارها
- شناسه خبر: 67933
- تاریخ و زمان ارسال: 9 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

گفتوگو: مریم بهبهانیفر
مقدمه:
در دنیای امروز که چالشهای زیستمحیطی و کمبود منابع بهویژه بحران آب، به یکی از مهمترین معضلات پیشروی بشر تبدیل شده است؛ تبادل دانش و تجربیات در مجامع بینالمللی اهمیت دوچندانی پیدا میکند و در این راستا همایشها و کمیسیونهای تخصصی، بستری ارزشمند برای همافزایی علمی، شناسایی راهکارها و تدوین استراتژیهای پایدار هستند.
حضور فعال نخبگان و متخصصان، چه زن و چه مرد در این رویدادها، نه تنها غرور ملی را به همراه دارد بلکه فرصتی مغتنم برای معرفی توانمندیهای بومی و یافتن راهحلهای خلاقانه برای مشکلات پیچیده فراهم میآورد.
گفتوگوی پیشرو، روایتی از حضور «شیما کبیری، دکترای مهندسی منابع آب»، و از بانوان برجسته استان که در «چهارمین مجمع جهانی آبیاری (WIF4) و هفتاد و ششمین نشست شورای اجرایی بینالمللی (IEC) در مالزی» حضور یافته است.
در این گفتوگو به افتخارات علمی کسبشده تا موانع پیشرو بکارگیری نخبگان و از ظرفیتهای بالقوه زنان تا ضرورت بازنگری در رویکردهای مدیریتی، همه و همه مورد توجه قرار گرفت تا شاید چراغ راهی برای دستیابی به آیندهای پایدار در حوزه آب باشد.
ـ شما به تازگی در همایشی در مالزی شرکت کردهاید. این همایش دقیقاً چه بود و چه اهدافی را دنبال میکرد؟
بله، من در « چهارمین مجمع جهانی آبیاری و هفتاد و ششمین نشست شورای اجرایی بینالمللی (IEC) در مالزی» حضور داشتم. این کمیسیون که دفتر اصلی آن در هند واقع شده و حدود ۷۰ کشور عضو آن هستند؛ فعالیتهای گستردهای در زمینه ارتقای دانش آبیاری، امنیت غذایی، مسائل زیستمحیطی و توسعه دانش کشاورزی دارد. هدف اصلی این همایشها، تبادلنظر و همافزایی علمی میان کشورهای عضو برای مواجهه با چالشهای جهانی آب و غذا است.
ـ حضور شما به عنوان بانوی قزوینی در این همایش، چگونه رقم خورد و چه نقشی در آن داشتید؟
حضور من در این همایش به طور خاص به دلیل فعالیتهای کارگروه ویژه «ارتقاء و توانمندسازی زنان در مدیریت منابع آب» بود که ریاست آن بر عهده سرکار خانم «دکتر نرگس ظهرابی» عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز و عضو هیأت اجرایی کمیته ملی آبیاری و زهکشی ایران میباشد. من نیز به عنوان «عضو» این کارگروه در این رویداد حضور داشتم. این کارگروه به دنبال «اثبات نقش کلیدی زنان در مدیریت پایدار آب» است؛ موضوعی که در بیانیههای جهانی مختلفی از جمله بیانیه کنفرانس دوبلین و رویدادهای پس از آن نیز به آن تاکید شده است.
ـ چه تحقیقات و مقالاتی در این همایش ارائه کردید و چه موضوعاتی را برجسته ساختید؟
یکی از مقالاتی که ارائه کردم با عنوان «مشارکت زنان در حکمرانی و مدیریت آب و محیط زیست در پرشیا (ایران باستان)» بود که به بررسی «مدیریت و حکمرانی زنان در ایران باستان» میپرداخت. در این مقاله، نقش تاریخی زنان در مدیریت آب و محیط زیست در ایران کهن به ویژه در جوامع محلی، مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، در یک پنل تخصصی، درباره راهکارهای ارتقای زنان در حوزه مدیریت آب و بحران آب سخنرانی کردم و تلاش کردم تا یافتهها و تجربیات ایران در این زمینه را با سایر کشورها به اشتراک بگذارم.
ـ چه دستاوردهایی از این همایش برای ایران متصور هستید و چه اقداماتی در داخل کشور در این راستا انجام شده است؟
یکی از مهمترین دستاوردهای این همایش، «تقویت ارتباطات بینالمللی و تبادل دانش در حوزه مدیریت آب» بود. در داخل کشور نیز با همکاری سرکار خانم دکتر خداپرست، مشاور امور زنان و خانواده وزیر نیرو، جلسات متعددی برگزار کردیم و در حال تدوین دستورالعملها و برگزاری دومین نشست از سلسله گفتوگوهای «زنان و آب» هستیم که گزارش آن به زودی به وزیر نیرو ارائه میشود؛ همچنین تلاش میکنیم تا با جلب مشارکت بیشتر زنان در سطوح مدیریتی از ظرفیت عظیم جامعه زنان برای حل چالشهای آبی کشور بهرهمند شویم.
ـ با توجه به بحران آب در ایران، حضور و نقش زنان در مدیریت منابع آبی چگونه میتواند به حل این بحران کمک کند؟
با وجود اینکه زنان در بسیاری از نقاط جهان، نقش اصلی را در جمعآوری، توزیع و حفاظت از آب برعهده دارند و از نزدیکترین شاهدین تغییرات منابع آب به شمار میروند و اغلب جزو نخستین قشری هستند که با عواقب کمبود آب و خشکسالی مواجه میشوند، اما مشارکت آنها در مدیریت و حکمرانی آب در بسیاری از جوامع هنوز کافی نیست. زیرا اگر هدف ما دستیابی به توسعهی پایدار باشد، همه مصرف کنندگان و ذینفعان منابع آب از جمله زنان باید در برنامههای مدیریت آب مشارکت داشته باشند.
همچنین زنان به دلیل خصوصیات ذاتی مانند همدلی، حساسیت به محیط زیست، قابلیت تفکر سیستمی و ارتباطات قوی و نقش خود در خانواده، میتوانند در مدیریت منابع آب به صورت موثر واقع شوند.
دیدگاه مشارکتی و نگاه جامعنگر زنان به مسائل نیز میتواند به اتخاذ تصمیمات بهتر در حوزه مدیریت منابع آب و محیط زیست کمک کند. ما نباید از این قشر تاثیرگذار که نیمی از جامعه را تشکیل میدهند و بسیاری از آنها تحصیلکرده و متخصص هستند؛ غافل شویم. مشارکت زنان در دیپلماسی آب و مذاکرات بینالمللی نیز میتواند به یافتن راهحلهای پایدار و سریع منجر شود.
ـ در مقایسه با کشورهای دیگر، وضعیت ایران در زمینه مشارکت زنان در حوزه آب را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر چه بانوان ایرانی توانمندیهای بسیاری دارند؛ اما در مقایسه با برخی کشورهای منطقه در زمینه ورود به سطوح بالای مدیریتی و حکمرانی در حوزه آب، کمی عقبتر هستیم. در برخی کشورها، مانند تاجیکستان ـ که سفری به آنجا داشتم ـ زنان در سمتهای مدیریتی نیروگاههای برقآبی حضور پررنگی داشتند. ما باید با افزایش خودباوری و نمایش توانمندیهای زنان ایرانی، جایگاه شایسته آنها را در صنعت آب و برق کشور تثبیت کنیم.
ـ حضور متخصصین در رویدادهای بینالمللی و کسب جوایز ارزشمند، نشان از توانمندیهای بالای ایران در این حوزه دارد. اما چرا با وجود این همه دانش و پیشرفت، همچنان با بحران آب دست و پنجه نرم میکنیم؟
دقیقاً! این یک تناقض بزرگ است. در دانش مهندسی آب بهویژه در ایران باستان، ما بسیار پیشرو بودیم؛ ولی این دانش را نتوانستیم خوب به دنیا معرفی کنیم. در رویدادهای بینالمللی ما شاهد بودیم ایران چقدر در زمینه صرفهجویی آب و مدیریت منابع آبی پیشرو است؛ به گونهای که یک کشاورز ایرانی از استان ایلام، جایزه بهترین کشاورز در زمینه صرفهجویی آب را در اجلاس مالزی دریافت کرد؛ اما اینکه چقدر از ایده و دستاورد این فرد در کشور استفاده میکنیم، مهم است.
ـ این جایزه، اتفاق خوشایندی است، اما از طرفی میبینیم که درصد زیادی آب در بخش کشاورزی مصرف میشود که آن هم تلفات دارد؛ این دوگانگی چگونه روی میدهد؟
این نشان میدهد که ما از نخبگان خود، چه زن و چه مرد، به اندازه کافی استفاده نمیکنیم. این کشاورز ایلامی با هزینه شخصی خود در این رویداد شرکت کرده و جایزه را دریافت کرده است. ما دانش و توانایی این افراد را داریم؛ اما در بکارگیری آنها و شنیدن نظراتشان کوتاهی میکنیم. متأسفانه برخی از نخبگان از کشور رفتهاند و برخی دیگر هم که هستند مورد پذیرش و توجه قرار نمیگیرند. بدون توجه به ذینفعان و بهره برداران و بدون بهرهگیری از نخبگان دانشگاهی و اجرایی ما نباید انتظار هیچگونه بهبودی در عملکرد مدیریت آب داشته باشیم.
ـ چه راهکارهایی برای حل این معضل پیشنهاد میکنید؟
اولویت اول، رویکرد مدیریت مشارکتی در آب، و استفاده از ظرفیت زنان است؛ باید نقش زنان در تصمیمگیریها پررنگ شود و در رویکرد مدیریت مشارکتی آب که شامل: منابع آب، غذا و انرژی و محیط زیست میشود؛ اهتمام و همافزایی جدی داشته باشیم. وزارت نیرو، باید اعتماد بیشتری به زنان در سطوح تصمیمسازی داشته باشند. نکته دیگر مدیریت نوین کشاورزی است؛ ما فاصله زیادی با مدیریت نوین کشاورزی، کشاورزی هوشمند و دقیق داریم. بخش زیادی از تلفات آب در کشاورزی به دلیل روشهای سنتی است و به ویژه در بحث اصلاح الگوی کشت باید اقدامات جدی انجام دهیم. مسدود کردن چاههای غیرمجاز و کنترل برداشت از چاههای مجاز و مدیریت مبتنی بر حوضه آبریز نیز راهکار دیگر است؛ تصمیمگیریها باید بر اساس مرزهای طبیعی حوضه آبریز باشد نه مرزهای سیاسی استانی.
ـ برای مقابله با بحران آب راهکار دیگری میتوانید پیشنهاد دهید؟
مشارکت ذینفعان در این زمینه میتواند بسیار اثربخش واقع شود؛ باید کشاورزان و بهرهبرداران را در فرآیند تصمیمگیری وارد کرد. دستورالعملها نباید به صورت دستوری و از بالا به پایین برای کل کشور صادر شود زیرا شرایط اقلیمی و محیط زیستی مناطق مختلف متفاوت است. اصلاح قوانین هم راهکار دیگری است؛ متاسفانه پروانهدادن به چاههای غیرمجاز که در مجلس شورای اسلامی تصویب شد؛ آسیب سنگینی به مدیریت منابع آبی وارد کرد و تشویقکننده تخلف است. در این راستا بایست به بازنگری در خودکفاییها نیز توجه شود؛ خودکفایی به هر قیمتی، بهویژه در بخش کشاورزی، اشتباه است. باید برخی از بخشهای کشاورزی که مصرفکننده حجم بالای آب هستند و توجیه اقتصادی ندارند؛ تعطیل یا به سمت مشاغل جایگزین و صنایع پردرآمد هدایت شوند.
ـ اشاره کردید که دانش گذشته در حوزه آب در کشور مغفول مانده است؛ مصداق این موضوع چیست و چگونه میتواند راهگشا باشد؟
منظور از دانش گذشته، تجربهها و راهکارهایی است که نیاکان ما برای مدیریت منابع آبی در شرایط کمآبی ایران به کار میبردند، مانند قنات؛ ایران همیشه کشوری با بارندگی کمتر از میانگین جهانی بوده و دورههای خشکسالی طولانی را تجربه کرده است. اما دانشمندان و کشاورزان ایرانی با تطبیق خود با شرایط، قنات را ابداع کردند و بر اساس اصول، کشت و کار را مدیریت میکردند. متاسفانه ما این دانش ارزشمند را فراموش کردهایم در حالی که امروزه دنیا به سمت استفاده از این دانشهای سنتی و طبیعتمحور حرکت میکند.
ـ نقش نهادهای مدنی و مردم در مدیریت پایدار منابع آب چیست و نگاه سنتی به آنها چگونه است؟
نهادهای مدنی و مردم نقش بسیار مهمی در مدیریت پایدار منابع آب و حل بحران دارند. در بسیاری از کشورها، این نهادها تصمیمساز هستند و تاثیرات بزرگی در پیشبرد اهداف محیط زیستی دارند. متاسفانه در کشور ما، گاهی نگاه به این نهادها به عنوان مخل نظم است در حالی که آنها میتوانند بازوی اجرایی و مشورتی دولت باشند.
ـ چگونه میتوان رابطه بین دولت و نهادهای مدنی را بهبود بخشید تا به راهحلهای پایدارتری دست یافت؟
باید نگاه تقابلی را کنار گذاشت و به سمت نگاه همکاری و همافزایی حرکت کرد. دولت باید بداند که بدون مشارکت مردم و نهادهای مدنی، حل بسیاری از مشکلات، بهویژه در حوزه منابع آب، دشوار خواهد بود. گفتوگو، تعامل، ارائه راهکار و پذیرش ایدههای مردمی، بومی و نخبگان، کلید موفقیت است. همانطور که در جلسه با مسئولین هم تاکید شد؛ دولت نیاز به کمک مردم دارد و این تشکلها میتوانند در پروژههای مختلف، از جمله در قالب مسئولیت اجتماعی مشارکت کنند.
ـ چه عوامل زیستمحیطی در ایجاد بحران آب نقش دارند و چگونه میتوان این چالشها را حل کرد؟
عواملی چون خشکسالی، تغییرات اقلیمی و مدیریت نادرست منابع آبی، مانند استقرار صنایع سنگین و آببَر در مناطق کمآب در ایجاد بحران آب نقش دارند. ارتباط تنگاتنگ با محیط زیست و در نظر گرفتن آن به عنوان مادر همه تصمیمگیریها، ضروری است. قطعاً تمام پروژهها باید با تایید سازمان محیط زیست انجام شوند.
ـ چرا امروز در حوزه آب با وضعیتی فاجعهبار روبرو شدهایم و ارتباط آن با مدیریت آب چیست؟
وضعیت اسفناک استان ما یا بسیاری از استانها چون اصفهان، نتیجه انباشت عوامل محیط زیستی و مشکلات مدیریتی از جمله برداشت بیرویه، خشکسالی، و عدم مدیریت پایدار منابع آبی است که در طول زمان به بحران آب دامن زده است. این اتفاقات، همچنین چالشهای محیطزیستی مانند رهاسازی پساب صنایع و فاضلاب شهری، نشاندهنده یک بحران عمیقتر است که نتیجه تصمیمات اشتباه و عدم هماهنگی بین دستگاههای مختلف میباشد و مشکل یک دولت یا یک مجموعه نیست، بلکه حاصل تفکری است که محیط زیست را در اولویت قرار نداده است.
ـ در مورد مساله «پساب صنایع» وضعیت چگونه است و چه راهکارهایی وجود دارد؟
متأسفانه در کشور ما پساب صنایع به درستی تصفیه نمیشود و بعضا رهاسازی میشود. این در حالی است که کشورهای حاشیه خلیج فارس فاضلاب شهرهای خود را تصفیه، بازچرخانی و مجدد استفاده میکنند. استفاده از پساب تصفیه شده بهویژه در بخش صنعت، همچنین تصفیه فاضلاب شهری باید به اولویت اصلی استان قزوین و کل کشور تبدیل شود.
ـ با توجه به گستردگی مشکلات زیستمحیطی، چشمانداز آینده منابع آبی کشور را چگونه میبینید؛ آیا امیدی به حل بحران وجود دارد؟
بحران آب حداقل 10 سال است که روی داده و شاید اکنون به ورشکستگی آبی رسیدهایم. ما باید به جای ایجاد ناامیدی، مردم را آگاه کنیم. هرچند حل این بحران زمانبر است؛ اما هیچوقت برای شروع دیر نیست و نباید غافل شویم که مشارکت همگانی و اقدام سریع، کلید بهبود وضعیت است.
مدیریت مصرف تنها بخش کوچکی از راهحل است. تا زمانی که مدیریت صحیح صورت نگیرد و بحث مسئولیت اجتماعی، مشارکت دولت، دانشگاه و جوامع محلی در کنار هم قرار نگیرد؛ مشکلات حل نخواهد شد.
ـ نتیجه گیری
در این گفتوگو بر نقش حیاتی نهادهای مدنی و مردم در مدیریت پایدار منابع آب تاکید شد و رویکرد سنتی تقابلی دولت با این نهادها موجب ناکارآمدی آنها عنوان شد؛ همچنین دکتر کبیری تاکید داشت «برای حل بحران آب که ناشی از عواملی همچون خشکسالی، تغییرات اقلیمی، مدیریت نادرست، برداشت بیرویه و آلودگی پساب شهری و صنعتی است؛ نیاز به تغییر نگاه به سمت همکاری و همافزایی دولت و مردم، پذیرش ایدههای مردمی و بومی، تقویت سازمان محیط زیست و نوینسازی و هوشمندسازی صنعت آب و کشاورزی و توجه ویژه به رویکرد مدیریت مشارکتی آب شامل منابع آب، غذا و انرژی و محیط زیست است.» هرچند بحران آب عمیق و زمانبر است؛ اما با مشارکت همگانی و اقدام سریع میتوان به بهبود وضعیت امیدوار بود.








