پرترهای از مرتضی آوینی؛ مستند ساز جستجوگر!
- شناسه خبر: 80435
- تاریخ و زمان ارسال: 24 فروردین 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

محمدرضا رجاییپور
«مرتضی آوینی» در سپهر فرهنگی ایران از معدود چهرههایی است که مرزشناسی رایج میان هنرمند؛ روشنفکر؛ مستندساز؛ نظریهپرداز و دیندار در او فرو میریزد. او از آن کسانی بود که زیست فکری و حرفهایاش را در زیر سایه هیاهوی زمانه تعریف نکرد بلکه کوشید از دل همان هیاهو به ساحت دیگری نگاه کند. ساحتی که در آن زندگی معنا و مسئولیت انسان موضوع اصلی هنر است. آوینی را معمولاً روایتگر جنگ مینامند اما این عنوان تنها سطحیترین لایه از اوست. زیر این عنوان شخصیتی قرار دارد که تجربههای زیسته و جستجوی مستمر ذهنی او را از یک معمار هوادار هنر مدرن به نگاهی تازه رسانده است. این تحول، کلید فهم منش و مرام اوست. آنچه آوینی را متمایز میکند، فرآیند شدن است. مسیری که او از روشنفکری شهری دهه پنجاه تا حضور در جبههها طی کرد و بعدها در متون نظریاش هم ادامه داد. این شدن به جای اینکه او را دو پاره کند انسجامی تازه در شخصیتش ساخت. آثار اولیه آوینی نشان میدهد به سراغ منابع مختلف رفته است. از اگزیستانسیالیسم و هنر مدرن تا فلسفه اسلامی. این تنوع نه نشانه پراکندگی بلکه تلاشی برای رسیدن به زبان مشترک میان تجربه زیسته و فهم جهان بوده است. ایمان نزد او نتیجه یک تحول احساسی نبود. نوعی انتخاب فلسفی بود. به همین دلیل نوشتههایش درباره هنر، تکنولوژی و غرب از جنس شعار نیست که از جنس واکاوی ریشههاست. بر خلاف برخی متفکران نقد او متوجه انسانِ تنها شده در جهان تکنولوژیک است. نه خود تکنولوژی. این رویکرد انسانی تأثیر مستقیمی بر نگاه سینماییاش گذاشته است. آنهایی که با آوینی کار کردهاند اغلب از آرامی عجیب او حرف میزنند. آرامشی که ناشی از نوع نگاهش به جهان بود. انسان در بطن یک حکایت بزرگتر قرار دارد و همین در او فروتنی پدید میآورد. او اهل غوغا نبود. کمتر درباره خودش حرف میزد و بیشتر کار میکرد. صدای او در روایت فتح نه تقلیدی از چیزی بود و نه نمایشی که نتیجه شخصیت آرام و جهان بینی عمیق او بود. چه در نقدهایش بر سینما و چه در تصمیمات حرفهای میکوشید از زاویه انسان محور و ارزشی سخن بگوید. عمل برای او مهمتر از نظریه بود. اما نظریهاش هم بر تجربه عینی استوار بود. وقتی مسئلهای را با معیارهای اخلاقیاش ناسازگار میدید بی تعارف حرف میزد اما این نقدها بارِ حرمت شکنانه نداشت. قاطعیت او آرام بود و آرامشش قاطع. مهمترین بُعد آوینی شاید در کار حرفهایاش آشکار شود. جایی که مستندساز بودن برایش به معنای حقیقت نگاری بود. دوربین آوینی قهرمانساز نبود. انسانساز بود. سرباز؛ رزمنده؛ مادر یا نوجوان در آثار او تبدیل به تیپ نمیشدند و همچنان شخص باقی میماندند. برای او مستند سازی صرفاً کار فرهنگی نبود؛ نوعی عمل معنوی بود که در آن هنرمند باید از خود کم کند تا حقیقت دیده شود نه خودِ فیلمساز. صدای آرامش در «روایت فتح» گواه این است که او باور داشت جنگ را میتوان با صداقت روایت کرد نه با هیجان. نگاهش به جنگ نگاه به اتفاق نبود که نگاه به تجربه انسانی بود. به همین دلیل حتی در دل خشونت جنگ عناصر زیبایی شناختیِ عمیق پدید میآورد. او ثروت گریز نبود؛ تعلق گریز بود. زندگیاش را با سادگی پیش میبرد تا زمان و ذهنش آزاد بماند. این سادگی در نوشتهها و رفتار حرفهایاش هم دیده میشود. این سبک زیست نه از جنس ریاضتکشی بود و نه نمایش اجتماعی که بیشتر شبیه انتخابی آگاهانه برای حفاظت از آزادی درونیاش معنا میشد. یکی از نشانههای شخصیت مؤثر در وجود مرتضی آوینی زنده ماندن اثر آن در زمانههای مختلف است. آثار او از روایت فتح تا متون نظریاش درباره هنر و رسانه همچنان خوانده و تحلیل میشوند. شخصیت آوینی را میتوان در دو کلمه خلاصه کرد. وقار جستجوگر.
او نه هنرمندی صرف بود و نه نظریه پردازی معمولی و نه حتی فعال اجتماعی ساده. مجموعهای بود از همه این وجوه با نخ تسبیحی که از حقیقت جویی عبور میکرد.
در نهایت آوینی نماد نوعی زیستن است. زیستی که در آن هنر؛ معنا؛ مسئولیت و تفکر از هم جدا نیستند. همین هم هست که او را از چهرههای مشابه متمایز کرده و نامش را در حافظه فرهنگی ایران ماندگار نگه داشته است. باشد که راه و مکتب و منش آوینی را همچنان پایدار و روشن نگاه داریم.







