«ولایت» از هفتهنامه تا روزنامهای با شانههای استوار
- شناسه خبر: 64328
- تاریخ و زمان ارسال: 18 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

پرویز بنیاردلان
روزنامهنگاری برای من فقط یک حرفه نبود؛ راهی بود برای نفس کشیدن با مردم، قدم زدن در کوچههای بیصدا، و ثبت تپشهای خاموش شهر.
و این مسیر، از جایی آغاز شد که آن روزها تنها یک هفتهنامه بود اما امروز به قامت یک روزنامه معتبر ایستاده است؛ «ولایت».
در هفتهنامه ولایت، من جوانی بودم با شور قلم، بیتجربه اما مشتاق. در آنجا نه فقط الفبای رسانه، که روح رسانه را آموختم؛ از استاد سیدعبدالعظیم موسوی، مردی که رسانه برایش دغدغه بود، نه شغل. از او آموختم که رسانه باید آیینهدار مردم باشد، نه تریبون قدرت. ویراستاری و غلطگیری، خبرنگاری، تیتر زدن، گفتوگو گرفتن، تنظیم خبر و حتی حروفچینی؛ همه چیز را آنجا یاد گرفتم؛ با دست، با دل، با دقت و با تعهد.
همکارانی داشتم که هنوز هم برای بزرگیشان، کلاه از سر بر میدارم و در مقابلشان سر تعظیم فرود میآورم. بزرگوارانی همچون؛ روانبخش محمدی، حسن شکیبزاده، نادر میرزایی، رحیم سرکار، خانم اسماعیلی و بسیاری دیگر که در تمام این سالها، بیهیاهو برای ارتقای فرهنگ این مرز و بوم قلم زدند، زخم خوردند و باز ایستادند.
ما خانوادهای بودیم با یک تحریریه کوچک اما با قلبهایی بزرگ. امروز که بیش از سی سال از آن روزهای پرهیاهو و پرشور میگذرد، با افتخار میگویم؛ من از «ولایت» آغاز کردم و حالا که این جریده، دیگر یک هفتهنامه ساده نیست بلکه روزنامهای ریشهدار و جریانساز است، همچنان به آن وابستهام. نه فقط بهعنوان جایی که در آن کار کردم، بلکه چون بخشی از هویت حرفهای و شخصیام در آنجا شکل گرفت.
ولایت برای من هنوز همان مدرسه قدیمی است، با دیوارهایی از واژه و سقفی از صداقت.


