نوجوانان، محرم و جستوجوی هویت
- شناسه خبر: 62253
- تاریخ و زمان ارسال: 17 تیر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
آرزو سلخوری
در ایام محرم امسال، صحنههایی در هیاتها و دستههای عزاداری قزوین و دیگر شهرها دیده شد که برای بسیاری ناآشنا و گاه تعجببرانگیز بود. دخترانی که بدون حجاب، زنجیر میزدند؛ پسرانی با ظاهری متفاوت در صفوف سینهزنی ایستاده بودند؛ و نوجوانانی که لحظات عزاداری خود را در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذاشتند. این تصاویر، اگرچه در نگاه نخست با برخی از هنجارهای رسمی در تضاد به نظر میرسند، اما در عمق خود حامل یک پرسش جدیاند: نوجوان امروز، در کجای نقشهی هویتی جامعه ایستاده است؟
چه شده که نسلی از نوجوانان را میبینیم که در تاسوعا و عاشورا اشک میریزند، در تشییع شهدای اقتدار با اشتیاق شرکت میکنند، در راهپیماییهای ضداسرائیلی فریاد میزنند، اما در سبک زندگی روزمره، با ظاهر و گفتاری متفاوت از انتظارات عمومی ظاهر میشوند؟
این تناقضها فقط بیانگر دوگانگی نیستند؛ بلکه بازتابی از یک واقعیت عمیقترند «بحران هویت».
آیینی فراتر از ظاهر؛ عاشورا و نوجوان معاصر
برای نوجوان امروز، عاشورا همچنان رویدادی مهم و معنادار است؛ اما نه بهخاطر تکرار قالبهای رسمی، بلکه به دلیل مفاهیم عمیق و ریشهدار آن یعنی مظلومیت، عدالتخواهی، مقاومت، و ایستادگی.
در جهانی پر از روایتهای متضاد و فضای رسانهای پراکنده، نام امام حسین (ع) هنوز هم در ذهن نوجوان زنده است ـ نه بهواسطه تبلیغ رسمی، بلکه بهخاطر آنکه او را قهرمانی واقعی میداند.
امام حسین (ع) در نگاه بخشی از این نسل، نه فقط یک شخصیت تاریخی یا مذهبی، بلکه نماد انسانی است که علیه ظلم ایستاد، تا پای جان مقاومت کرد و انتخابی پرهزینه اما آزادانه داشت.
نوجوان امروز ممکن است در قالبهای سنتی نگنجد، اما وقتی از دهان دختری بیحجاب یا پسری با ظاهری متفاوت، فریاد «لبیک یا حسین» بلند میشود، این پرسش مطرح میشود که آیا این نسل از دین جدا شده، یا ما زبانش را دیگر نمیفهمیم؟
قهرمان در ذهن نوجوان، کیست؟
در جهانی که رسانههای نوین و فضای مجازی الگوهای لحظهای و رنگارنگ تولید میکنند، نوجوان امروز همچنان بهدنبال قهرمان واقعی است؛ قهرمانی که بتواند آن را میان واقعیت زندگی روزمره و ارزشهای والای انسانی پیوند بزند.
شهید حاج قاسم سلیمانی در سالهای گذشته، یکی از معدود چهرههایی بود که توانست چنین جایگاهی بیابد. شخصیتی فراتر از شعار، با صداقت رفتاری، زندگی پرماجرا، و روایتی انسانی.
اما پس از او، نظام فرهنگی و رسانهای نتوانست چهرهای بسازد که با زبان نسل جدید سخن بگوید؛ قهرمانانی که معرفی میشوند یا بیش از حد نمادین و دور از واقعیتاند، یا به اندازهای کلیشهایاند که نوجوانان با آنها ارتباط نمیگیرند.
در چنین خلائی، نوجوان یا به سمت قهرمانان وارداتی میرود، یا خود بهدنبال ساخت قهرمان شخصی میگردد؛ گاه در شبکههای اجتماعی، گاه در بازیهای رایانهای، و گاه در تصویرسازی ذهنی؛ با وجود همهی این سردرگمیها، هنوز نوجوانانی هستند که امام حسین (ع) را قهرمان واقعی میدانند ـ نه چون به آنان گفته شده، بلکه چون خود او را یافتهاند؛ این ظرفیت، اگر دیده شود، راه نجات است.
بحران معنایی در جهان متکثر
نوجوان امروزی در فضایی زندگی میکند که پر از تضاد است؛ او از مدرسه، خانواده، رسانههای رسمی، شبکههای جهانی و فضای مجازی، هر کدام تصویری متفاوت و گاه متناقض از «هویت» دریافت میکند.
در این شرایط، شکلگیری هویت نه ساده، بلکه پر از تردید، تجربه و جستوجو است، نوجوان میپرسد: «من کی هستم؟ به چه کسی باید شبیه باشم؟ وطنم کجاست؟ قهرمانم کیست؟»
گاهی در خیابان، رفتاری از او میبینیم که ناهنجار تلقی میشود و فردای همان روز در تشییع شهدا حاضر میشود.
گاهی در فضای مجازی حرفهایی میزند که از چهارچوب رسمی خارج است، اما شب در هیات عزاداری با اشکهای واقعی سینه میزند.
این نشانهها، اگر بهدرستی فهمیده شوند، نه تناقضاند و نه گسست؛ بلکه نشانههاییاند از نسلی که هنوز بهدنبال معناست، اما در میانهی صداهای متکثر، پاسخ روشن نیافته است.
دینداری هدف نیست؛ هویت مساله است
نوجوان امروز نه الزاما دیندارتر است و نه بیدینتر؛ بلکه هنوز خودش را نیافته است. میان ایمان، ملیت، جنسیت، جامعه و فردیت معلق مانده.
از مسجد تا کافه، از دسته عزاداری تا شبکه اجتماعی، در حال رفتوآمد است؛ اما مقصد مشخصی ندارد.
وقتی دختری بدون روسری در هیات زنجیر میزند، یا پسری با لباس نامتعارف در تشییع شهدا شرکت میکند، اینها صرفا تناقض نیستند.
نشانهاند از نسلی که هنوز دلش با مفاهیم بزرگ است، اما مسیر ابرازش را خودش انتخاب کرده و اگر ما فقط ظاهر را داوری کنیم و عمق تجربه را نادیده بگیریم، این نسل را به سوی بیهویتی واقعی خواهیم راند.
چرا رسانه و آموزش شکست خوردند؟
نظام رسانهای و آموزشی ما، سالهاست که مخاطب را «پذیرفتهشده» فرض کرده، نه «پرسشگر.»
پیامها یکطرفهاند، محتواها خشک و از بالا به پایین؛ در چنین فضایی، نوجوانی که به دنبال تجربه و لمس مفاهیم است، سرخورده میشود.
او نمیخواهد فقط بشنود که «امام حسین کیست»، میخواهد خودش بفهمد چرا عاشورا هنوز معنا دارد.
وقتی ابزار گفتوگو با نوجوان، فقط تکرار شعار باشد، نه روایت انسانی و قابل لمس، طبیعی است که نوجوان مسیر دیگری را انتخاب کند و اگر ما نتوانیم با او ارتباط بگیریم، او از ما عبور خواهد کرد ـ اما نه لزوما از ایمان و حقیقت.
محرم؛ آیینه یا دیوار؟
اگر محرم را تنها به مناسک و ظواهر محدود کنیم، فرصت ارتباط با نسل جدید را از دست خواهیم داد، اما اگر اجازه دهیم نوجوان با زبان و با تجربهی خودش، به امام حسین (ع) نزدیک شود، محرم میتواند آیینهای باشد برای بازشناسی خویش و ساختن هویتی منسجم.
امام حسین (ع)، همچنان میتواند قهرمان این نسل باشد ـ اگر با او صادقانه حرف بزنیم، نه صرفا تبلیغش کنیم.
برای نوجوان امروز، عاشورا باید مسیر شناخت خود باشد
نوجوان امروز نه بیهویت است و نه بیاعتقاد؛ بلکه در حال جستوجوی خویش است، اگر بخواهیم عاشورا در دل این نسل زنده بماند، باید به او اجازه دهیم تجربه کند، بفهمد، و راهش را برای «حسینی بودن» بیابد.
قهرمانان آینده، از دل شعار بیرون نمیآیند؛ از دل روایتهای انسانی، زنده و صادقانه زاده میشوند؛ محرم نه مرز، بلکه پل ارتباطی نسلها خواهد بود.




