خاموشی چهار ساعته و فراموشی معلولان
- شناسه خبر: 65225
- تاریخ و زمان ارسال: 29 مرداد 1404 ساعت 07:21
- بازدید :
مرضیه محمدی
قطعیهای چندساعته برق، این روزها برای بسیاری از خانوادهها به تجربهای آزاردهنده و غیرقابل پیشبینی بدل شده است؛ اما وقتی پای افراد دارای معلولیت به میان میآید، ماجرا دیگر فقط به تاریکی خانه یا خاموش شدن وسایل خنککننده محدود نمیشود.
قطعی چهار ساعته برق میتواند برای یک فرد معلول به معنای توقف تنفس، افزایش دردهای جسمی، یا محرومیت از حداقل امکانات زندگی باشد.
زندگی وابسته به برق
برای بسیاری از شهروندان، برق یعنی روشنایی، اینترنت یا تلویزیون؛ اما برای بخشی از جامعه، بهویژه افراد دارای معلولیت جسمی ـ حرکتی یا بیماران خاص، برق یعنی «بقا».
دستگاههای اکسیژنساز، ویلچرهای برقی، بالابرهای خانگی و حتی تجهیزات سادهای مانند تشکهای برقی ضدزخم، همگی مستقیماً به برق وابستهاند.
خاموشی چهار ساعته در گرمای تابستان، به معنای تهدید مستقیم جان کسانی است که در خانههایشان هیچ پشتیبان اضطراری ندارند.
خلأ در برنامهریزی مسئولان در حالی که شرکتهای برق معمولاً برای توجیه خاموشیها به «مدیریت بار» یا «کمبود تولید» اشاره میکنند، هیچ برنامه مشخصی برای حمایت از اقشار آسیبپذیر در این شرایط ارائه نشده است؛ نه لیست بیماران وابسته به تجهیزات برقی بهطور کامل و بهروز وجود دارد، نه سامانهای برای اطلاعرسانی به خانوادههایشان قبل از قطعی برق فعال است، در نتیجه، خانوادهای که فرزند معلولش با دستگاه تنفسی زندگی میکند، وقتی با خاموشی مواجه میشود، هیچ راهکاری جز اضطراب و دستوپا زدن ندارد!
بار مضاعف بر دوش خانوادهها
قطع برق برای خانوادههای دارای فرد معلول، هزینههای سنگینتری به همراه دارد. بسیاری مجبورند بهسرعت سراغ خرید موتوربرق یا باتریهای شارژی گرانقیمت بروند؛ تجهیزاتی که نه تنها همه توان مالی آنها را میبلعد، بلکه نگهداری و سوخترسانیاش نیز دشوار است.
در برخی مناطق، حتی این تجهیزات هم جوابگو نیستند و خاموشی طولانی، کل برنامه روزمره خانواده را مختل میکند، مادر یا پدری که شبانهروز مراقب فرزند معلول خود است، باید ساعتها بدون کولر یا وسایل برقی توانبخش، در شرایط سخت به او رسیدگی کند؛ و این یعنی فشار روانی و جسمی مضاعف.
قطع ارتباط با خدمات ضروری
از سوی دیگر، خاموشی طولانی موجب قطع اینترنت و بعضی تلفنها میشود و خانوادهها حتی توانایی تماس فوری با اورژانس یا مراکز حمایتی را از دست میدهند. در شهرهای کوچک و محلههای حاشیهای، این مسئله میتواند به فاجعه بیانجامد؛ چراکه حتی چند دقیقه تأخیر در رسیدن کمک برای افراد وابسته به دستگاههای پزشکی خانگی مرگبار است.
وظیفه دولت و شهرداریها
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، شرکتهای برق موظفاند فهرست بیماران و معلولان وابسته به تجهیزات برقی را داشته باشند و در صورت قطعی برنامهریزیشده، با اطلاعرسانی دقیق یا تأمین برق اضطراری، مانع بحران شوند.
حتی در برخی شهرها، ایستگاههای عمومی با برق پایدار برای استفاده معلولان در زمان بحران تعبیه شده است. اما در ایران، چنین سازوکاری وجود ندارد.
حداقل انتظار این است که وزارت نیرو و سازمان بهزیستی در هماهنگی با یکدیگر، یک بانک اطلاعاتی کامل از معلولان وابسته به تجهیزات حیاتی برقی ایجاد کنند و خانوادهها را پیش از هر قطعی از زمان دقیق آن مطلع سازند.
معلولان؛ آخرین اولویت در بحرانها
واقعیت تلخ این است که در اغلب بحرانها، چه زلزله باشد و چه سیل یا خاموشی، معلولان آخرین گروهی هستند که در نظر گرفته میشوند.
نبود رمپ در پناهگاهها، نبود زبان اشاره در اطلاعیههای اضطراری و حالا نبود برنامه برای برق اضطراری، همه نشان میدهد که معلولیت هنوز در سیاستگذاری ما جایگاه جدی ندارد. قطعیهای چهار ساعته اخیر بار دیگر این غفلت را آشکار کرد.
یک مطالبه روشن
جامعه معلولان ایران بیش از یک میلیون نفر برآورد میشود، این جمعیت نهتنها حق حیات دارند، بلکه شهروندانی هستند که باید در اولویت حمایتهای اضطراری قرار گیرند، قطعی برق برای یک فرد سالم یعنی کمی ناراحتی؛ اما برای یک فرد معلول یعنی تهدید جدی زندگی. خاموشیها باید با تمهیدات ویژه برای این گروه همراه شود؛ در غیر این صورت، هر بار قطع برق میتواند جان یک انسان را بگیرد.


