«نظریه گشتالت» در گرافیک
- شناسه خبر: 60099
- تاریخ و زمان ارسال: 12 خرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

پرمه صدیقیان طراح و گرافیست
«گشتالت» یکی از شناخته شدهترین مکاتب روانشناسی است که توسط گروهی از روانشناسان آلمانی در سال ۱۹۲۰ ایجاد گردید و چگونگی ادراک بصری توسط مغز را مشخص کرد. این نظریه روانشناختی توانست از ابتدای کار خود به موضوع هنر وارد شود، زیرا استفاده از آن برای درک و انتقال بصری مفاهیم بسیار کارآمد بود. اصول گشتالت به خوبی میتواند اطلاعات مورد نظر طراح را بسیار بهتر به مخاطب منتقل کند.
مفهوم گشتالت به زبان ساده یعنی ذهن انسان برای درک پدیدهها آنها را به صورت یک کل درک میکند. به بیان دیگر، با استناد به اصول گشتالت، ذهن در نگاه نخست به جای درک جزء به جزء یک تصویر در صدد است که یک کل از آن ارائه دهد و بر اساس این تئوری، کل بزرگتر از مجموع اعضاست، به این معنا که با وجود اینکه هر قسمت خاص دارای معنای ویژه خود میباشد ساختار کل میتواند به آن معنای کامل و متفاوت ببخشد. ذهن ما به طور خود به خود سعی دارد تا دادههای بصری را ساده کند و در حالی که بخشهای مجزا میتوانند دربرگیرنده معانی کاملا متفاوتی باشند. کل قادر است تا یک معنای کاملا جدیدی را منتقل کند.
نظریه گشتالت دارای چند اصل مهم است:
اصل مشابهت:
(اشیا شبیه به هم در ذهن ما گروهبندی میشوند)
اصل مجاورت:
(مشاهده اشیا نزدیک به هم به عنوان یک گروه و شکل واحد)
اصل تداوم یا پیوستگی:
(ما خطوط و منحنیهای پیوسته را به نسبت خطوط شکسته، مرتبط درک میکنیم)
اصل تکمیل، یکپارچگی یا بستار:
(اگر بخشی از یک تصویر حذف شده باشد، مغز از فضا پر شده و یک تصویر کامل را درک خواهد کرد)
اصل شکل و زمینه:
(ایجاد توهم بصری بین اشیا و پس زمینه)
اصل سرنوشت مشترک:
(جهت حرکت اشیا باعث ارتباط آنها میشود)
اصل فراپوشانندگی:
(همپوشانی عناصر متفاوت، درکی از یک شکل واحد را ایجاد میکنند)
اصل تقارن:
(ذهن ما دو شکل غیرمرتبط ولی متقارن را به عنوان یک عنصر مرتبط درک میکند)
اصل موازات:
(عناصر موازی مرتبطتر درک میشوند)
اصل منطقه مشترک:
(عناصری که داخل یک محدوده بسته قرار میگیرند به عنوان یک گروه درک میشوند)
اصل عنصر متصل:
(اشیاء متفاوتی که به هم متصل هستند، مرتبط درک میشوند)
نظریه گشتالت مدعی است که وقتی به یک تصویر پیچیده یا طراحی متشکل از بسیاری از عناصر نگاه میکنیم، مغز ما سعی میکند شکل، الگو یا ساختاری را ایجاد کند تا به طور ناخودآگاه به یک معنا برسد.
این اصول برای گرافیستها و طراحان بسیار مفید هستند زیرا به کمک آنها میتوانند اطلاعات بیشتر و سریعتری را منتقل کنند. همچنین نظم در طراحی بسیار اهمیت دارد و گشتالت این اجازه را به طراح میدهد که از یک بینظمی به الگویی خاص و منظم دست پیدا کند.
یازده اصل ذکر شده در صفحهآرایی، طراحی رابط کاربری و تجربه کاربری بسیار کارآمد هستند و باعث جذب کاربر و سادگی استفاده از سایتها میشود. همچنین مفهوم جدیدی از فضای منفی در صفحه را ارائه میدهد و برای طراح این امکان را فراهم میکند که بتواند با تلفیق فضای مثبت و منفی به مفاهیم ساده، ظاهری پیچیده و جذاب بدهد.
در کل وقتی به طراحی میپردازیم، همواره به کارگیری این اصول بسیار مهم است و میتواند طراحیها را به بهترین جهت هدایت کند، بدون اینکه اهمیتی داشته باشد که طراحی از نوع حرکتی، ثابت یا ویدئو باشد.
نقشی که اصول گشتالت در طراحی دارند، برای هر نوع طراحی مهم است، زیرا درک اصول گشتالت و روانشناسی پنهان آنها، کار را بهبود خواهد بخشید و نتیجه نهایی بسیار کاربرپسند خواهد بود.








