مکتب سقاخانه در نقاشی
- شناسه خبر: 66530
- تاریخ و زمان ارسال: 23 شهریور 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

پرمه صدیقیان ـ طراح و گرافیست
یکی از مهمترین مکاتب هنری نقاشی ایران، مکتب سقاخانه است که از تلفیق و همنشینی سبکهای غربی و سنتهای تصویری ایران پدیدار شد. مکتب سقاخانه، مکتبی تلفیقی از سنت نگارگری و نقاشی مدرن است؛ و در حقیقت، هنری ملیگرا است. با توجه به اینکه هنرمندان مکتب سقاخانه در جستجوی راهی برای پیوند زدن هنر تاریخی ایران با هنر معاصر جهان بودند، حضور تکراری نقشمایههای سنتی، دینی و اسطورهای در آثار این هنرمندان دیده میشود. از طرفی، با توجه به نام این مکتب که «سقاخانه» است، برگرفتگیهایی از عناصر موجود در مکتب تشیّع و عاشورا نیز در آثار این هنرمندان به چشم میخورد.
نقاشی سقاخانهای در اواسط دهه 1340 شمسی در زمان مدرنیزاسیون ایران و در تقابل سنت و مدرنیته شکل گرفت. اصطلاح سقاخانه برای اولین بار توسط کریم امامی روزنامهنگار و مترجم، برای آثار نوگرای ایرانی که پلی بین نقاشیهای انتزاعی غرب و سنتی ایرانی بود، استفاده شد. نام سقاخانه به اماکن مذهبی اشاره دارد که برای نوشاندن آب به رهگذران و نیازمندان ساخته میشدند. هنرمندان این مکتب نیز از این اشیاء و نمادهای فرهنگی برای خلق آثار خود استفاده کردند. هنرمندان سقاخانه هویت «ایرانی» را نه در حال (جامعه در حال گذار)، بلکه در گذشته (سنتهای غنی فرهنگی) میجستند. سقاخانه کوششی جدی جهت توافق سنت و مدرنیته بود.
نقاشان این مکتب با نگاهی بینالمللی آثاری خلق کردند که هم ریشه ایرانی داشته و هم قابل پذیرش در سطح جهانی باشد و در نهایت توانستند توجه هنر دوستان در خارج و داخل را به این مکتب جلب کنند. در این سبک، خط در کنار نقاشی قرار گرفت و اولین آثار «نقاشیخط» توسط اساتید برجسته ایرانی اجرا شد. «نقاشیخط» اصطلاحی است برای توصیف نوعی نگارش توام با رنگآمیزی که غالبا در آن از شگردهای خوشنویسی سنتی استفاده میشود و معمولا فرم کلمات بیش از معنای آنها اهمیت دارد. هنرمندان نقاشیخط از فرمهای اجسام و اشیاء آشنای فرهنگ ایرانی بهره جستند و همیشه بر آن بودند که افکار و عقاید مردم را به نوعی امروزی شده در نقاشیهای خود منعکس کنند. از جمله هنرمندان این سبک میتوان به ناصر اویسی، مسعود عربشاهی، فرامرز پیلارام، صادق تبریزی و بسیاری دیگر اشاره کرد.
عدم وجود پرسپکتیو، استفاده از رنگهای تند و خوشنویسی، رسم تصاویر دو بعدی بدون سایهروشن، قرارگیری فضای نقاشیهای مدرن در کنار نقوش ایرانی و اسلامی از خصوصیات این مکتب میباشد. همچنین توجه و استفاده از نقوش سفالینهها، البسه، ترمهها، اماکن مقدس، علم و کتلها، درها، قفلها و کلیدها، نگینهای انگشتری، کتیبههای باستانی ایران، جذابیت بصری این آثار را دو چندان کرده است. به طور کلی هنرمندان این سبک در تلاش بودند که برخی از جنبههای حیات اجتماعی مردم را در هنر خود جلوگر کنند. از جمله این هنرمندان میتوان به حسین زندهرودی اشاره کرد که از اعداد و حروف ابجد حجرههای دعانویسی کنار سقاخانهها الهام گرفته و در آثارش استفاده میکرد.
از طرفی، درک این مکتب نقش مهمی در شناخت بهتر تحولات هنر مدرن ایران و ارتباط آن با سنتها دارد. زیرا ترکیب عناصر باعث تقویت هویت ایرانی در دنیای معاصر گردید و منجر به نمونههایی نوآورانه و خلاق در هنر ایران شد. این سبک، جریان مستقل در هنر مدرن ایران بود که هنرمندان آن موفق شدند راه و رسم خود را پیدا کنند و با تلفیق فرهنگهای شرق و غرب، حلقهای ارتباطی بین آنها به وجود آورده و مکتبی مورد قبول عامه را خلق و با تاکید بر هویت و هنرهای سنتی به اثبات و بازنمایی اصالت ایرانی در فضای هنری مدرن کمک کنند. بررسی تداوم این مکتب با توجه به شاخصههای موجود در آثار نشان میدهد این مکتب کمتر از دو دهه در عرصه هنر وجود داشت ولی در ادامه منجر به شکلگیری مکاتب و جریانهای هنری دیگری در عرصه هنرهای تجسمی ایران شد.









