مظلومیت یک معمار!
- شناسه خبر: 85718
- تاریخ و زمان ارسال: 7 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
در تاریخ معاصر ایران کمتر شخصیتی را میتوان یافت که به اندازه شهید «آیتا… دکتر بهشتی» در شکلگیری ساختارهای فکری و نهادی جمهوری اسلامی نقش داشته باشد و در عین حال، تا این اندازه ناشناخته مانده باشد.
نام او برای بسیاری از ایرانیان آشناست؛ خیابانها، مدارس، دانشگاهها و مراکز مختلفی به نام او مزین شدهاند و هر سال در هفتم تیر از او یاد میشود. اما پرسش اینجاست که آیا شناخت ما از شهید بهشتی متناسب با جایگاه واقعی اوست؟
واقعیت آن است که جامعه ایرانی بیش از آنکه با «اندیشه بهشتی» آشنا باشد، «شهادت بهشتی» را به یاد دارد. انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و حادثه هفتم تیر آنچنان در حافظه تاریخی کشور برجسته شده که گاه خودِ شخصیت فکری و نظری او در سایه آن قرار گرفته است. به بیان دیگر، بهشتی را بیشتر به عنوان قربانی یک ترور بزرگ میشناسیم تا به عنوان یکی از مهمترین نظریهپردازان انقلاب اسلامی، این در حالی است که نقش او در معماری فکری و حقوقی جمهوری اسلامی نقشی تعیینکننده بود. بسیاری از اصول قانون اساسی، بسیاری از مباحث مرتبط با ساختار حکمرانی و حتی بخشی از ادبیات سیاسی سالهای نخست انقلاب، بدون شناخت دیدگاههای او قابل فهم نیست.
آنچه بهشتی را از بسیاری از چهرههای سیاسی همعصر خود متمایز میکرد، نگاه نظاممند او به مسائل کشور بود. او تنها یک خطیب، مدیر یا فعال سیاسی نبود؛ بلکه تلاش میکرد میان دین، سیاست، جامعه و توسعه رابطهای منطقی و پایدار برقرار کند. بهشتی از جمله معدود شخصیتهایی بود که میکوشید اسلام را نه صرفاً در سطح شعار، بلکه در قالب یک نظام فکری و اجرایی برای اداره جامعه تبیین کند.
یکی از مهمترین دغدغههای او مسئله آزادی بود؛ موضوعی که امروز نیز همچنان محل بحث و مناقشه است. برخلاف تصویری که گاه از فضای سالهای نخست انقلاب ارائه میشود، بهشتی بارها بر ضرورت شنیدن صدای مخالف تأکید میکرد. جمله مشهور او که «ما شیفته خدمتیم نه تشنه قدرت» تنها یک شعار سیاسی نبود، بلکه بازتاب نوعی نگاه به قدرت بود که آن را وسیلهای برای خدمت به مردم میدانست، نه هدفی برای تصاحب و حفظ.
موضوع دیگری که در اندیشه او جایگاه ویژهای داشت، تحزب و تشکیلات بود. بهشتی معتقد بود جامعه بدون سازمانیافتگی سیاسی و مشارکت آگاهانه شهروندان نمیتواند مسیر توسعه و پیشرفت را طی کند. در شرایطی که هنوز هم فرهنگ تحزب در ایران با چالشهای متعددی مواجه است، بازخوانی دیدگاههای او درباره نقش احزاب و تشکلها میتواند راهگشا باشد.
عدالت نیز یکی از محورهای اصلی اندیشه او بود؛ اما عدالت در نگاه بهشتی صرفاً یک شعار اقتصادی یا سیاسی نبود. او عدالت را بنیان مشروعیت حکومت و شرط پایداری جامعه میدانست.
در آثار و سخنرانیهایش بارها بر این نکته تأکید شده که توسعه بدون عدالت به شکافهای اجتماعی و بیاعتمادی عمومی منجر خواهد شد؛ هشداری که امروز نیز اهمیت خود را از دست نداده است.
از سوی دیگر، بهشتی از جمله نخستین متفکران انقلاب بود که به مسئله گفتوگو توجه داشت. او در سالهایی که فضای سیاسی کشور به شدت ملتهب و دوقطبی بود، تلاش میکرد منطق بحث و استدلال را جایگزین تخریب و حذف کند. مناظرات و سخنرانیهای او نشان میدهد که به قدرت استدلال و اقناع بیش از هیاهوی سیاسی باور داشت.
شاید یکی از دلایل کمتوجهی به اندیشههای شهید بهشتی آن باشد که ما در مواجهه با شخصیتهای تاریخی، بیشتر به مناسبتها توجه میکنیم تا به افکار. سالگردها را گرامی میداریم، اما کمتر به سراغ بازخوانی میراث فکری آنان میرویم. نتیجه آنکه شخصیتها به نمادهایی محترم تبدیل میشوند، بیآنکه اندیشههایشان در متن زندگی امروز جامعه حضور داشته باشد.
هفتم تیر نباید صرفاً یادآور یک فاجعه تروریستی باشد. این روز میتواند فرصتی برای بازگشت به پرسشهایی باشد که بهشتی برای آنها پاسخ جستوجو میکرد: نسبت آزادی و مسئولیت چیست؟ عدالت چگونه محقق میشود؟ مشارکت مردم چه جایگاهی در حکمرانی دارد؟ جامعه چگونه میتواند میان ارزشهای اخلاقی و الزامات توسعه تعادل برقرار کند؟
شاید مهمترین دلیل ضرورت بازخوانی اندیشه شهید بهشتی همین باشد که بسیاری از مسائل امروز ما، همان پرسشهایی هستند که او بیش از چهار دهه پیش درباره آنها اندیشیده بود. بهشتی تنها یک شخصیت متعلق به تاریخ نیست؛ او بخشی از گفتوگویی است که هنوز به پایان نرسیده است.
مظلومیت بهشتی فقط در آن نیست که در هفتم تیر به شهادت رسید. مظلومیت بزرگتر شاید این باشد که جامعهای که نام او را بارها تکرار میکند، هنوز فرصت کافی برای شناخت عمق اندیشههایش پیدا نکرده است. معماران را معمولاً پس از ساخت بنا فراموش میکنند؛ اما گاهی برای فهم بهتر بنایی که در آن زندگی میکنیم، باید دوباره به سراغ معمار بازگردیم.






