مردی که از خط مقدم به آسمان رسید
- شناسه خبر: 89478
- تاریخ و زمان ارسال: 28 مرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

نگار موحد
«امیرعلی حاجیزاده» را اگر فقط با موشک و هوافضا به خاطر بیاوریم، بخش مهمی از زندگیاش را ندیدهایم. پیش از آنکه نامش با موشکهای دوربرد و نیروی هوافضای سپاه گره بخورد، جوانی بود که در سالهای آغاز جنگ راهی جبهه شد؛ مسیری که از عملیاتهای والفجر و کربلای ۴ و ۵ گذشت و سالها بعد او را به یکی از شناخته شدهترین فرماندهان حوزه دفاعی ایران رساند.
مردی که در تهران متولد شد، اما ریشه خانوادگیاش به خرمدشت تاکستان در قزوین میرسید و سرانجام در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، نامش در شمار فرماندهان شهید قرار گرفت.
امیرعلی حاجیزاده ۹ اسفند ۱۳۴۰ در تهران به دنیا آمد. اگرچه محل تولدش پایتخت بود، اما خانواده او ریشه در قزوین داشتند؛ پدر و مادرش اصالتاً اهل خرمدشت تاکستان بودند. همین پیوند خانوادگی بعدها برای قزوین اهمیت پیدا کرد و پس از شهادتش، نام حاجیزاده در شمار چهرههایی قرار گرفت که استان قزوین او را از خود میداند. استاندار قزوین نیز پس از شهادت او، از حاجیزاده به عنوان یکی از مفاخر استان و بهویژه منطقه خرمدشت یاد کرد.
او در سال ۱۳۵۹ به سپاه پاسداران پیوست؛ درست در روزهایی که کشور وارد دورهای شد که بسیاری از جوانان، مسیر زندگیشان را با جنگ تعریف کردند. حاجیزاده نیز خیلی زود از فضای پشت جبهه فاصله گرفت و وارد میدان جنگ شد.
نام او در روایتهای مربوط به عملیاتهای مختلف دفاع مقدس، از جمله والفجر مقدماتی، والفجر ۸، کربلای ۴ و کربلای ۵ دیده میشود. جنگ برای او فقط یک مقطع از زندگی نبود؛ تجربهای بود که بعدها در مسیر تخصصی و مدیریتیاش اثر گذاشت.
اما مسیر حاجیزاده بعد از جنگ در همان سنگرهای زمینی متوقف نشد، او وارد حوزه موشکی شد؛ حوزهای که در آن سالها هنوز برای ایران مسیر تازهای بود و بسیاری از امکانات و دانش مورد نیاز آن باید در داخل کشور شکل میگرفت.
حاجیزاده در کنار چهرههایی مانند حسن طهرانیمقدم در این مسیر قرار گرفت و بعدها از او به عنوان یکی از نیروهای مؤثر در شکلگیری و توسعه توان موشکی ایران یاد شد.
گزارشهایی که درباره آن دوره منتشر شده، از نقش او در راهاندازی تیپ موشکی جدید و همراهیاش با طهرانیمقدم در سالهای شکلگیری توان موشکی کشور روایت میکنند.
این بخش از زندگی حاجیزاده شاید کمتر از تصاویر مشهور او در سالهای فرماندهی دیده شده باشد. فرماندهای که بعدها پشت تریبون درباره توان موشکی ایران صحبت میکرد، سالها پیشتر در محیطی فعالیت کرده بود که امکاناتش با امروز قابل مقایسه نبود. موشک برای او از یک محصول آماده شروع نشد؛ بخشی از یک مسیر طولانی بود که از تجربه جنگ، آزمون و خطا و تلاش برای ساختن توان داخلی عبور میکرد.
در سال ۱۳۸۸، با شکلگیری نیروی هوافضای سپاه، حاجیزاده فرماندهی این نیرو را بر عهده گرفت و تا زمان شهادتش در همین مسئولیت ماند.
طی این سالها، نیروی هوافضا از یک ساختار صرفاً نظامی فراتر رفت و موضوعاتی مانند موشک، پهپاد، پدافند و توان فضایی در مرکز توجه آن قرار گرفت. در گزارشهای مربوط به کارنامه او، حاجیزاده به عنوان یکی از چهرههای اصلی توسعه توان موشکی و بازدارندگی ایران معرفی شده است.
نام حاجیزاده در سالهای پایانی زندگیاش بیش از هر زمان دیگری در رسانهها شنیده شد. عملیاتهای «وعده صادق» و مواضع او درباره توان دفاعی کشور، تصویر یک فرمانده موشکی را در افکار عمومی تثبیت کرد؛ فرماندهای که بخش مهمی از مسئولیتش نه در میدان جنگ کلاسیک، بلکه در ساختن و حفظ توان بازدارندگی کشور تعریف میشد.
اما برای شناخت یک شخصیت، شاید بهتر باشد فقط به بزرگترین مسئولیتی که داشته نگاه نکنیم. حاجیزاده بیش از سه دهه از زندگیاش را در مجموعهای گذراند که بخش قابل توجهی از تاریخ نظامی جمهوری اسلامی را شکل داده است؛ از روزهای جنگ تا سالهایی که موضوع موشک و هوافضا به یکی از مهمترین مسائل امنیتی ایران تبدیل شد.
در همین سالها، رابطه او با نسل پیش از خود نیز ادامه داشت، خاطرات منتشرشده از همرزمانش نشان میدهد که نام طهرانیمقدم در زندگی حرفهای حاجیزاده جایگاه ویژهای داشته است. او از نزدیک شاهد روزهایی بود که برنامه موشکی ایران هنوز در حال شکلگیری بود و بعدها خودش یکی از مدیران اصلی همان مسیری شد که از آن سالها آغاز شده بود.
۲۲ خرداد ۱۴۰۴، تنها یک روز پیش از شهادتش، حاجیزاده به قم رفت و عصر همان روز به حرم حضرت معصومه(س) مشرف شد؛ زیارتی که بعدها به عنوان آخرین زیارت او ثبت شد. چند ساعت بعد، بامداد ۲۳ خرداد، حمله اسرائیل به ایران آغاز شد و حاجیزاده همراه با شماری از فرماندهان و نیروهای هوافضای سپاه به شهادت رسید.
خبر شهادت او برای قزوین معنای دیگری هم داشت. نام حاجیزاده، با وجود تولد و رشد در تهران، به خرمدشت تاکستان گره خورده بود؛ همان منطقهای که خانوادهاش از آنجا آمده بودند. به همین دلیل، وقتی از او به عنوان یکی از چهرههای ماندگار قزوین یاد میشود، این نسبت بیشتر از یک عنوان اداری یا جغرافیایی است؛ ریشهای خانوادگی است که از یک نسل به نسل دیگر رسیده است.
او هشتم تیر ۱۴۰۴ در قطعه ۵۰ بهشت زهرا به خاک سپرده شد. اما روایت زندگیاش را نمیتوان در محل دفن یا عنوان آخرین مسئولیتش خلاصه کرد. مسیر او از جوانی آغاز شد که در نخستین سالهای انقلاب وارد سپاه شد، در جنگ تجربه اندوخت، در سالهای بعد وارد حوزه موشکی شد و سرانجام بیش از ۱۶ سال فرماندهی نیروی هوافضای سپاه را بر عهده داشت.
حاجیزاده برای قزوین، شاید پیش از هر چیز یادآور یک ریشه باشد؛ ریشهای که در خرمدشت ماند و شاخههایش در تهران بالا رفت و تا آسمان ادامه پیدا کرد.
از خط مقدم تا اتاقهای فرماندهی، از روزهای جنگ تا عصر موشک و هوافضا، مسیر زندگی او بیشتر شبیه یک خط مستقیم نبود؛ مجموعهای از تغییرها و انتخابها بود که هر مرحله، مرحله بعدی را ساخت.
و شاید همین است که نام امیرعلی حاجیزاده را برای قزوین ماندگار میکند: فرماندهای که در تهران متولد شد، ریشهاش در خرمدشت بود و بخش بزرگی از زندگیاش را صرف ساختن چیزی کرد که قرار بود آسمان ایران را امنتر کند.


